پایین در جنگل: ملکه خزیدن

برخورد غیرمنتظره زیر دوش و نتیجه مرگبار آن.

هزارپا هانام من قرمز است: هزارپا ها برای شرکت بسیار دلپذیر نیستند. (منبع: Thinkstock Images)

من دوست دارم فکر کنم که من نسبت به موجودات و حتی خزنده های وحشتناکی که با من در خانه زندگی می کنند ، بسیار مدارا می کنم ، غذای بدون اجاره و پخته در خانه ارائه می شود. اغلب موش های کوچک در اتاق نشیمن ، در امتداد لبه دیوار ، تکان خورده اند و در حالی که من تلویزیون تماشا می کنم انگار در یک مسابقه رله شرکت کرده اند بالا و پایین می دوند. یکی از بچه های کوچک حتی روی میز غذاخوری در اتاق غذاخوری نشسته بود و گردن خود را به سمت بیرون کشیده بود تا بتواند آنچه را که من تماشا می کنم ببیند. من مردان بزرگسال را می شناسم که وقتی این اتفاق می افتد به سرعت پاهایشان را بلند می کنند و با هشدار فریاد می زنند و شما فقط می توانید با کنجکاوی در اندازه های بین متجاوز و متجاوز ادعایی نگاه کنید! موش های صحرایی بزرگتر و پهن ، البته با گاجار-شالگام آچار در تله ها فریب داده می شوند و سپس در گورستان مجاور رها می شوند.



من زیاد به سوسک های بچه علاقه ندارم: بعضی از آنها می توانند آنقدر کوچک باشند که شما آنها را با خرده های شکلات یا کیک شکلاتی اشتباه بگیرید ، تا زمانی که البته متوجه شوید که اخیراً هیچ کیک شکلاتی یا کیک شکلاتی درست نکرده اید. همکاران بزرگ ، گلیات ها ، معمولاً فقط در شب ظاهر می شوند و هنگامی که چراغ را روشن می کنید و وارد آشپزخانه یا حمام می شوید ، در زیر هر مبلمان مناسبی که پیدا می کنند عقب نشینی می کنند.



درخت صنوبر آبی چه شکلی است

حتی کاغذهای زرد رنگ و زنبورهای سفالی که غالباً در اتاق ها اشتباه می کنند و سپس در کنار گوش شما جیغ می کشند ، با کمک روزنامه یا مجله به آرامی در خارج از منزل تظاهر می کنند. حشرات پرنده شبانه ، مانند پروانه هایی که بویژه در موسم بارندگی دچار تصادف می شوند ، با خاموش کردن چراغ های اتاق ، روشن کردن چراغ بالکن و باز نگه داشتن درب به آنها کمک می کند. حتی عنکبوتها - و برخی موهای بسیار مویی نیز وجود دارند - به سادگی از بین می روند. عنکبوتهای پرش چشم که همیشه مرا به یاد نگهبانان SPG می اندازد که همزمان چندین هشدار کد قرمز به آنها داده می شود-من آنها را تنها می گذارم تا بتوانند در آرامش وضعیت خود را انجام دهند.



اما موجوداتی که مرا به وحشت می اندازند ، هزارپا هستند. موج چرخشی آنها مانند روش حرکت کاملاً تهوع آور است ، با تمام این ساق های تیز شبیه به حاشیه ای تکان دهنده وحشتناک یا سبیل فرار شده از هابوبلین به نظر می رسد. آنها به سرعت در حال گردش هستند ، به ویژه هنگامی که مستقیماً به سمت انگشتان پای برهنه خود حرکت می کنید. برای بدتر شدن اوضاع ، شما معمولاً در حالی که با خوشحالی زیر دوش سوت می زنید با آنها روبرو می شوید-و مجبور به انجام یک رقص روی یک کابین دوش لغزنده می شوید ، زیرا این سبیل های سمی پیچ خورده مستقیماً برای شما ، فاجعه است. شما به اعصاب فولادی احتیاج دارید تا بتوانید با ایمنی و وقار و سرعت خود را از بین ببرید.

من همین شب گذشته در حمام چنین برخوردی داشتم. این موضوع خودش را آشکار کرد ، با رنگ های استتار (رنگ خاکستری نامعلوم کف مرمر) درست زمانی که دوش را روشن کرده بودم. با وقار بیرون آمدم و سپس به منطقه دوش نگاه کردم. چیز از بین رفته بود من خیره شدم و تمام گوشه ها (جایی که آنها دوست دارند به آن پناه ببرند) را اسکن کردم اما هیچ اثری از آن نبود. یک چیز مسلم بود: من تا زمانی که به هر طریقی آن را حساب نکرده بودم ، به خانه باز نمی گشتم. درست فکر کردم ، بیایید ببینیم چگونه دوز Baygon را دوست دارد. من حشره کش را آزادانه در منطقه دوش پاشی کردم. نه یک حرکت. هیچ چیزی. کاملاً از بین رفته بود. من کاملاً مطمئن بودم که در لوله فاضلاب عقب نرفته است ، بنابراین فقط باید جایی در زیر بینی من قرار داشته باشد ، احتمالاً به من چشم دوخته و منتظر است: اجازه دهید مکنده دوباره وارد خانه شود ، سپس من برای پاهای او خط تیره می زنم و ببینید چگونه دوست دارد بین انگشتان پا گاز گرفته شود!



دوباره شیرها را باز کردم. دوست نداشت پاشیده شود! ناگهان ، آنجا در لبه کاشی ها در گوشه ای که کاملاً با هم ادغام شده بود ، جمع می شد. اما حالا ، به شدت روی زمین می پیچید و من فکر کردم هه ، حالا شما را به جایی رساندم که می خواهم! ”دوباره آن را با بایگون اسپری کردم. طوری رفتار می کرد که انگار بعد از برنده شدن در جایزه بزرگ فرمول یک ، آن را با شامپاین دوش زده بودم. زمان بیرون آوردن توپخانه سنگین بود: برس توالت. قبل از اینکه موجود زنده بی حرکت بماند ، چندین ضربه محکم خورد و در حالی که آن را می کوبیدم ، من فقط از یک چیز آگاه بودم: کوچکترین تظاهراتی وجود نداشت که بتوانم به آن آسیب برسانم - باید با آن برخورد و پایان یافت.



هیچ گونه لذت و لذت در چکش زدن وجود نداشت: این فقط یک کار بود که باید انجام می شد ، اگر می خواستم دوباره از دوش خود استفاده کنم. نیش های هزارپا خوشایند نیست. این را من متوجه شدم ، احتمالاً قاتل یا غریزه بقا در محل کار بوده است: کشتن یا گاز گرفتن زیر دوش و سوزش پس از آن! شاید بتوانم آن را با یک موچین بلند یا انبر بگیرم و به باغ پرتاب کنم ، اما هیچکدام در دست من نبود و من اجازه نمی دادم که دوباره حقه ناپدید کننده خود را انجام دهد ، در حالی که به دنبال انبر می گشتم.

انواع گل باغچه با عکس

من در آن نبرد پیروز شدم اما جنگ هنوز ادامه دارد. با توجه به یادداشت های من ، سال گذشته یک هزارپای مرگبار سیاه و قرمز بر روی درب گلدان کشف شد و به دنبال آن دسته ای از نوزادان در حال چرخیدن و در حال چرخیدن بودند.



اگر کبرا را در حمام خود یا پلنگی را در اتاق خواب یا میمونی که صورتش در یخچال است پیدا کنید ، پروتکل هایی وجود دارد. متخصصانی هستند که با این مشکل برخورد می کنند. اما وقتی خیس می شوید و زیر دوش قرار می گیرید ، در حالیکه با نگرش مورد حمله هزارپای پرپشت قرار می گیرید ، فقط منابع خود را دارید که دوباره به آن بپردازید. و برس توالت.



رنجیت لال نویسنده ، دوستدار محیط زیست و پرنده نگری است.