Fleabag در Amazon Prime پخش می شود. (منبع: Amazon Prime) من شما را دوست دارم اما مطمئن نیستم که شما را همیشه دوست دارم ، پدر فلیباگ به او می گوید ، در آنچه احتمالاً صمیمی ترین گفتگوی آنها در هر دو فصل است. کلمات-با بی دقتی مشخص شده گفت-می تواند صدمه ای بزند اما نمی کنند قهرمان داستان شگفت زده به نظر می رسد ، نه زخمی: برق در چشمانش به شما می گوید که قبلاً آن را شنیده است ، لبخند مضحک او را آشکار می کند ، شاید حتی از آن لذت می برد.
قهرمان مشهور در Fleabag (نویسنده و کارگردان:فیبی والر بریج)-تا حد زیادی بی درنگ ، به طرز عجیبی به رابطه جنسی اعتیاد دارد و چیزهایی را می دزدد ، مستعد ایجاد اختلال در شام و روابط خانوادگی است-دوست داشتن آن آسان نیست. او به اندازه خود خوار کننده ، همانقدر پشیمان و پشیمان است.
مجموعه شش قسمتی بی بی سی-با پخش فصل دوم و پایانی آن در حال حاضر در پرایم-از نگاه شخصیت اصلی آن ، تصویری صمیمی از خانواده ناکارآمد بریتانیایی را ارائه می دهد و فلیباگ-با شورش بی دلیل او-به عنوان محصول احساسات موذیانه ظاهر می شود. ورشکستگی در اعضا (پدرش ، که با مادرخوانده آنها زندگی می کند ، به دلیل ناتوانی در حضور دخترانش احساس گناه می کند و همچنین با نیاز دخترانش به او افتخار می کند ، خواهرش کلر با یک مشکل گیر کرده است. شوهر الکلی ، و او ، به نوبه خود ، سعی می کند در روز تولد همسرش فلابگ را ببوسد).
ریشه در این روابط ناتوان کننده ، پیوندی است که بین Fleabag و Claire به اشتراک گذاشته شده است ، کمتر از بقیه ناکارآمد نیست. اما دقیقاً همین ناکارآمدی است که اغلب به عنوان اصل اساسی و پذیرفته شده خواهری تلقی می شود ، باعث می شود که رابطه بیشتر کارا شود.
سوسک های سیاه از کجا می آیند
خواهران خواهر هستند. نه دوستان
فلیبگ و کلر دوست نیستند. قرار نیست آنها باشند. همانطور که کلر به ما یادآوری می کند ، آنها خواهر هستند: رابطه آنها نه بر اساس انتخاب بلکه بر اساس اجبار. آنها روح خویشاوندی نیستند ، اما مجبورند برای اختلافات خویشاوندی ایجاد کنند. در ظاهر ، آنها به عنوان همتایان متضاد یکدیگر وجود دارند: کلر در کنترل خود و دیگران بسیار موفق است (او حتی جشن تولد غافلگیرکننده خود را ترتیب می دهد) ، مفتخر است که زندگی اش را برای خودش آنطور که دوست دارد تنظیم کرده است ، و بر خلاف خواهرش شکست خورده ، دارای دو مدرک ، شوهر و کت باربری است.
پس از آن مجرد بی نام در دورترین گوشه طیف اشغال شده توسط کلر قرار می گیرد و از پراکندگی افسارهای زندگی خود لذت می برد که خواهرش برای حفظ آن تلاش می کند ، البته با دستان لرزان. کلر ، با استفاده از بی پروایی Fleabag به عنوان یک داستان هشدار دهنده ، عشق و زندگی را در حالی حفظ می کند که دومی سعی می کند از آن فرار کند و سعی می کند داستان خود را با جوهر دیگری بنویسد. در نتیجه ، کلر شغلی حسادت برانگیز و شوهری دارد که او را دوست دارد. Fleabag یک دوست مرده و یک کافه با مضمون خوکچه هندی دارد که برای زنده ماندن در تلاش است. کلر از بی تابی Fleabag می ترسد. او حتی مخفیانه به آن حسادت می کند.
انواع درخت کاج برای محوطه سازی
باند ریشه در تاریخ مشترک دارد
و با این حال ، پیوند آنها مستلزم آشنایی نامشخصی است که هم حاشیه ها را مشخص می کند و هم آنها را آسان می کند. این بافت با سهولت دوستی متفاوت است ، اما ریشه در تاریخ مشترک دارد. صمیمیت ، با دقت پنهان ، شبیه به کلر است ، Fleabag ، بدون اطلاع خواهرش ، در سخنرانی فمینیستی پوشیده بود: کت ترنچ ممکن است آن را پنهان کند ، اما همچنان تهدید می کند که از حواشی بیرون می زند.تقریباً در اوایل نمایشگاه ، در یک لحظه مهم در سخنرانی ، هنگامی که از او پرسیدند آیا کسی حاضر است پنج سال از عمر خود را با بدنی کامل معامله کند ، این خواهران هستند که دست خود را بالا می برند. این لحظه ممکن است نیاز به درستی سیاسی داشته باشد ، اما صراحت ریشه دار که در روابط آنها ذاتی است ، هیچ امکانی برای آن قائل نمی شود.
سپس پیوند آنها کمتر در تحسین متقابل و بیشتر در تصدیق رذایل یکدیگر رخ می دهد و باعث ایجاد عشقی می شود که در همان زمان زحمت کشیده و ذاتی ، آگاه و بدون قید و شرط است. آشنایی مفرط چنین پیوندی می داند چه موقع درد می کند ، همچنین می داند چه موقع باید به کمر آسیب برساند.
طنین این عشق متناقض- که هر کدام یک پا بر بی تفاوتی و حساسیت دارد - در فیلم پاکستانی 2018 برانگیخته شده است کیک (پخش در Netflix) و در رابطه ناپایدار زارا (صنم سعید) و زارین (آمینه شیخ) نشان داده شده است.بیماری ناگهانی پدر آنها منجر به تجمع سریع خواهران می شود ، اما با پیشرفت درام داخلی ، شکاف هایی در روابط آنها نمایان می شود ، س questionsالات مسئولیت دوباره ظاهر می شود و در نهایت تمایز خوبی بین دوست داشتن خواهر و دوست داشتن او ایجاد می شود. در لحظه ای که متهم به رنج و اسرار است ، زارین نه تنها دلیلی را نشان می دهد که باعث شده زارا ده سال قبل با عجله خانه را ترک کند و عشقش را پشت سر بگذارد ، بلکه اقدامات (اشتباه) زیادی را که برای اطمینان از هیچ کاری انجام داده است ، به اشتراک می گذارد. خواهرش را نگه می دارد
این صحنه نه تنها به عنوان یک یادآوری به موقع از نحوه صمیمیت خواهران می تواند یکدیگر را مجروح کند بلکه همچنین چگونه آنها را نادیده می گیرند و به عیوب یکدیگر نگاه می کنند. زارین در تمام این سالها نگهبان مخفی خواهرش بود ، او را علی رغم کارهایی که انجام داده بود دوست داشت ، و در صحنه ای قابل توجه که متعاقب آن اتفاق می افتد ، او-نوعی مهربانی غیرمنطقی که مخصوص خواهران است-دلایلی که او هرگز همه اینها را زودتر به زارا نگفت. شما نمی توانستید آن را بگیرید. زارین ممکن است در تلاش برای دوست داشتن خواهرش باشد ، اما عشق او ثابت بود.
رابطه Fleabag و Claire ، مانند آنها ، حول محور وعده شجاعانه تراژدی ها نمی چرخد ، بلکه معامله کرده و شاهد برخی از آنها بوده و در کنار یکدیگر ایستاده اند. همانطور که ما در منطقه رابطه پرتلاطم آنها به خوبی در فصل دوم حرکت می کنیم ، پیوند آنها عمیق تر و قوی تر می شود.
این کار با یک شام خانوادگی آغاز می شود و خواهران اعتراف می کنند که در یک سال یکدیگر را ملاقات نکرده اند. صمیمیت به زودی وارد می شود. Fleabag ، تنها کسی که متوجه خواهرش شده است به مدت طولانی در میز گم شده است ، به تالار می رود و به دنبال او می گردد. کلر؟ شما در سنین مختلف بوده اید آیا عصبانی هستید یا مشغول احمق هستید؟ او می پرسد ، با فرض دو گزینه جایگزین که او خیلی با آنها آشناست. با دیدن خون ، فلیبگ حدس می زند خواهرش در حال عادت ماهانه است ، اما تصحیح می شود که سقط جنین است.
آن دو بعداً به میز باز می گردند: فلیباگ مضطرب و کلر تظاهر به شادی می کنند. اولی به زودی مهمانی را قطع می کند ، فقط او می تواند ، به جهان اعلام می کند که سقط جنین رخ داده است ، اما همچنین ادعا می کند که او از آن است. این انحراف نه تنها به کلر زمان می دهد تا بی سر و صدا تراژدی را پردازش کند ، بلکه در یک لحظه شگفت انگیز نشان می دهد که شکستگی خصوصی و شکاف خواهران به طرز عجیبی به یکدیگر شباهت دارد. علیرغم تفاوتهای ظاهری آنها ، تراژدی یکی در مورد دیگری اتفاق می افتد ، درست: Fleabag همانطور که کلر سوگواری می کرد ، در غم ناگهانی عزادار بود.
لیست تمام مرکبات
وجهه روابط آنها در پایان خسته کننده روده بیشتر مشخص می شود. در پایان فصل دوم ، هر دو خواهر گرفتار مسائل قلبی می شوند و به طور وحشیانه ای در برابر خود تلاش می کنند تا از آن خارج شوند. ما ریشه در Fleabag داریم ، که ریشه کلر را دارد. این فرد متجاوز دائمی ، فلیباگ است که شایسته پایان فرودگاه بود ، این او بود که قرار بود مراسم عروسی را مختل کند (حتی از طرف مادرخوانده اش به او گفته می شود که به او هشدار می دهند که صحنه ای نسازد) ، اما این کلر است که خانه را ترک می کند. عروسی در میانه راه کلر ، که برای تعقیب عشق خود در فرودگاه تلاش می کند ، یادآور لذت بخشی است که چگونه ترفندهایی که خواهران جوان تر اغلب او را مورد سرزنش قرار می دهند و در واقع از بزرگترها رد می شود.
خواهران در یک تیم
گیاهان موفق برای خانه شما
با این حال ، در پایان فصل اول است که هر دو ، روابط آنها را پاره می کند و شهادت بی تکلف و اولیه ای را برای خواهر خود نشان می دهد. Fleabag که در بین ناکارآمدی خانواده خود قرار دارد ، ما را در میان بقیه ، حتی برای محرمیت و مقابله با خواهرش ، انتخاب می کند. او اعتماد به نفس ما را جلب می کند و ما یک فرد محرمانه پیدا می کنیم. کنترل پراکنده او بر زندگی اش هویت شخصی بیشتری را نسبت به زندگی برنامه ریزی شده بی نظیر خواهرش به همراه دارد. عدم شباهت آشکار او با کلر زیبا و زیبا ما را متقاعد می کند تا زمانی که آنها را در یک لحظه خصوصی متوجه شویم.
Fleabag می تواند برای مرگ دوستش غمگین باشد ، اما او همچنین مسئول مرگ او بود. ما این را نمی دانستیم ، کلر می دانست. دقیقاً در آن لحظه است که فلاباگ جلوی چشم ما بدنام می شود: او از یک دوست غمگین به یک فرد بالغ بی پروا تبدیل می شود و ایمان ما به تکان دهنده های او است. ما صدمه دیده ایم ، نه به این دلیل که معلوم شد او ناقص است ، بلکه به این دلیل است که ما را فریب داده و باور کرده است که ما از تمام عیب های او آگاه هستیم. این کلر بود که از آنها آگاه بود و حاضر بود با وجود این به خواهر شکسته خود کمک کند.
کلر از Fleabag در برابر قضاوت ما محافظت می کرد ، در حالی که ما فکر می کردیم قهرمان شکسته خود را از چشمان انتقادی کلر محافظت می کنیم. این خواهران بودند که در یک تیم بودند ، نه ما.