جاده انقلاب

سوجهتا گیدلا در اولین کتاب خود داستان عمویش ، کی جی ساتیامورتی ، بنیانگذار گروه جنگ مردمی ، و مبارزه یک خانواده فقیر دالیت در حین مذاکره با کاست را روایت می کند.

نقد و بررسی کتاب مورچه ها در میان فیل هامورچه ها در میان فیلها اثر سوجهتا گیدلا

عنوان : مورچه ها در میان فیل ها
نویسنده : سوجهتا گیدلا
ناشر : هارپر کالینز
صفحات : 312
قیمت : 500 روپیه



انواع مختلف درخت توت

سوجهتا گیدلا در کتاب خارق العاده خود ، مورچه ها در میان فیل ها ، از یک انقلابی بزرگ - کی جی ساتیامورتی - می گوید که در تعیین خط مائوئیستی در هند پس از چارو مزومدار نقش تعیین کننده ای داشت. این کتاب همچنین در مورد خواهر ساتیامورتی ، منجولا ، مادر گیدلا ، و بقیه اعضای خانواده صحبت می کند. در کتاب به عنوان ساتیام شناخته می شود ، ساتیامورتی در محافل ادبی تلوگو به عنوان شیوا ساگار نیز شناخته می شد. جالب اینجاست که پیشینه دالیت وی تا زمانی که در اواخر دهه 1980 از گروه جنگ مردم (PWG ، اکنون مائوئیست) اخراج نشد ، مشخص نبود. وی که در سال 1931 متولد شد ، در فقر مطلق در سال 2012 درگذشت. اما در طول زندگی خود ، وی نقش مهمی در مبارزات خونین منطقه تلوگو ایفا کرد. در پایان عمر خود ، او وارد جنبش دالیت شد ، هنوز در مورد اعتقادش به این ایدئولوژی مطمئن نبود.



هند مدرن گیدلا سفری چندفرهنگی از کاست ها ، مذاهب و آموزش را انجام داده است. (تصویر: Subrata Dhar)

من در مورد شیوا ساگار در اوایل دهه 70 ، زمانی که در دانشگاه عثمانی حیدرآباد کار می کردم ، شنیدم. آتش زا ترین شعر او Udhyamam Nelabaludu (جنبش: بچه یک ماهه) دائماً مورد استناد و نقل قول قرار گرفت. او شاعری ستارگان بود. جنبش کمونیستی اولیه ، همانطور که گاندی ها صحبت می کردند ، در مورد کاست و دست نیافتنی صحبت نمی کرد. خط جدید آنها پس از اخراج همه آنها از CPI (M) در سال 1967 تدوین شد. مهاتما گاندی به انتقاد تلخ دکتر BR Ambedkar از کاست پاسخ داد و با وی در مناظره ای در مورد وارنا و دست نخورده درگیر شد. اما به نظر نمی رسید هیچ رهبر کمونیستی کتاب امبدکار ، نابودی کاست را خوانده باشد و به او احترام نگذاشته باشد. آنها فقط به پاندیت جواهر لعل نهرو و نوشته های او احترام گذاشتند. از زمانی که حزب در سال 1925 متولد شد ، رهبری کمونیست دالیت ها را زیر پرچم سرخ و مبارزه طبقاتی بسیج کرد ، اما رهبری کمونیستی براهمین و شودرا - کاما ، ردی - از بررسی تاریخچه کاست و دست نیافتنی امتناع کردند. به کمونیست های کور کاست حتی رهبر قدرتمندی مانند ساتیامورتی را مجبور کردند تا پیش از اخراج از PWG پیشینه خود را پنهان کند.



در روایت درخشان گیدلا از تاریخ خانواده مادری اش ، او ریشه های دست نیافتنی خانواده و تبدیل آن به مسیحیت پروتستان را دنبال می کند. او به جهان و نه فقط به هند می گوید که چگونه فقیرترین خانواده دست نخورده دالیت بین دالیت های تحصیل کرده در مأموریت و کاست های وحشیانه و خرافاتی جوامع براهمین ، کامما و ردی در حوضه رودخانه کریشنا-گوداوری ساحلی آندرا پرادش مذاکره کردند. به

این کتاب جدای از آنچه هندوها نشان داده اند ، طبقه بندی در مسیحیان هند را نشان می دهد. هند مدرن گیدلا سفری چندفرهنگی از کاست ها ، مذاهب و آموزش را انجام داده است. او سیر تکامل هند مدرن را از طریق داستان KGS روایت می کند-چگونه او در دهه 1940 به کمونیست جوان در کالج مسیحی اندرا در گونتور تبدیل می شود و مانند مورچه ای (دالیتی فقیر زده) در بین فیلها زندگی می کند. و دختران ، که ثروتمند بودند و بعد از خروج بریتانیا احساس آزادی کردند. او می گوید که چگونه دختران در کالج او (بیشتر برهمن ها) استعدادهای هنری او را تحسین می کردند اما او را به عنوان یک مالایی (دست نخورده) رها کردند ، وقتی به فکر عشق و زندگی با یکی از آنها افتاد. بسیاری از جوانان دالیت در سراسر دانشگاه ها در حال حاضر با این وضعیت روبرو هستند و برخی حتی خودکشی می کنند.



ساتیامورتی با عصبانیت از سرنوشت و بدرفتاری اش ، گرسنه و متحمل شرم ، به کمونیسم و ​​انقلاب روی می آورد. او در تمام امتحانات خود شکست می خورد. وقتی کارگزاران بالای دولت متوجه می شوند که او مالایی است ، وی از کار خود در Visalaandhra ، روزنامه کمونیستی ، اخراج می شود. با این حال ، او خط انقلابی خود را دنبال می کند و با Kondapalli Seetharamaiah (که از خانواده Reddy بود) دوستی برقرار می کند و انقلاب را بر دوش خود حمل می کند. او ، به همراه پنچادی کریشنامورتی (یک کالینگا کاپو) ، بال نکسالیتی آندرا پرادش را در حضور خود چارو مجومدار راه اندازی کرد و جنبش چین را برای نابودی دشمنان طبقاتی تا تلانگانا گسترش داد.



درختان برای پوشش خط حصار

در داستانی که گیدلا با تسلط باشکوهی بیان می کند ، ساتیامورتی اصلاً امبدکار را نمی خواند. در عوض ، او مقدار زیادی از مارکس ، لنین و مائو را می خواند ، که از طریق نویسندگان کاست بالای تلوگو به آنها دسترسی پیدا کرده است. اشعار او نشان دهنده تأثیر عمیق آنها بر او است. او یک شعار دهنده بزرگ مهمانی بود و همان کسی بود که می گفت: اگر اسلحه به شانه شما آسیب می رساند ، آن را به شانه دیگر ببرید. اما آن را زمین نگذارید.

ساتیامورتی همچنین در تمسخر انقلابیون ترسو استاد بود. شعر شعار محور وی مورد تحسین و استفاده شخصیت های ادبی طبقه بالای PWG قرار گرفت ، که تأثیر بسزایی در رسانه های شهری داشتند ، تا زمانی که دریافتند او دالیتی است و می خواهند مساله کاست را در دستور کار انقلاب قرار دهند. اخراج او از مهمانی و محو شعر او از فضای فکری آنها ، پس از آن با انتقام صورت گرفت. داستانی که گیدلا در پسوند کتاب می گوید آشنا است - من در زمان توصیف ساتیامورتی به من معرفی شد.



سوسک پرنده کوچک در خانه

گیدلا ، فیزیکدان با آموزش ، نویسنده با مبارزه ، این امید را ایجاد می کند که بسیاری از داستانهای ناگفته از دالیت های هند به زبانی قابل فهم برای جهان بیان شود. هیچ فیلم هالیوودی درباره تاریخ به حاشیه راندن 200 میلیون دست نخورده وجود ندارد ، زیرا داستان خوبی در مورد آن به زبان انگلیسی وجود نداشت. اگر اولین کتاب گیدلا به او این امکان را می دهد که از راه نوشتن امرار معاش کند ، باید از کار خود استعفا دهد و به صورت تمام وقت بنویسد ، به طوری که کتاب هایش به لیست کوتاه جایزه نوبل برسند. این امر مسئله دالیت را بسیار بهتر از هر کاری که همه ما در کنفرانس دوربان سازمان ملل متحد در سال 2001 انجام دادیم ، بین المللی می کند.