چرخشی در داستان عشق سنتی: آیا می توان یک عاشقانه ترتیب داد؟

وقتی شروع به نوشتن The Arrangement کردم ، کاملاً مطمئن نبودم که می خواهم به چه چیزی دست پیدا کنم ، اما با گذشت سالها این موضوع به اکتشافی در مورد آنچه زنان آسیای جنوبی در دیاسپورا هنگام حرکت در دوستیابی ، دوستی ها ، تعهدات خانوادگی و انتخاب شغل تبدیل شده اند تبدیل شده است.

تنظیم ، کتاب تنظیم ، تنظیم سونیا لالی ، رمان تنظیم ، سونیا لالی ، نویسنده سونیا لالی ، رمان های ازدواج ، رمان های کمدی عاشقانه ، اکسپرس هند ، اخبار اکسپرس هنددر ابتدای رمان ، راینا 29 ساله است و با اکراه موافقت کرده است که نانی به او اجازه دهد ازدواج خود را ترتیب دهد. (منبع: Thinkstock Images)

وقتی در کانادا بزرگ شدم ، به ندرت می توانستم کتابی درباره زنی مثل من پیدا کنم.



از یک طرف ، من هندی هستم. خانواده مادرم بنگالی هندو هستند ، در حالی که پدرم سیک پنجابی است. من تا آنجا که می توانم هم به معبد و هم به گورودوارا می روم ، حداقل دو بار در هفته دال می پزم و 15 ساری در گنجه ام دارم که می توانم (به نوعی) خودم آنها را ببندم.



با این حال ، خانواده من در خانه انگلیسی صحبت می کنند و بنابراین من برای دیدن فیلم های هندی به زیرنویس نیاز دارم. در آمریکای شمالی و بریتانیا ، مردم به من می گویند هندی ، اما هنگام ملاقات با خویشاوندان خود در هند ، من غربی خوانده می شوم. پدر و مادرم مرا با ارزشهای خانوادگی آسیای جنوبی تربیت کردند ، اگرچه من در معرض هنجارهای غربی بیشتر و تحت تأثیر قرار گرفتم. اکثر دوستان من سفیدپوست هستند و وقتی بزرگتر شدم ، مردی هندی بود یا نبود هیچگاه در تصمیم گیری درباره بله گفتن به یک قرار ملاقات مثر نبود.



من فکر می کنم برچسب های زیادی برای شخصی مانند من وجود دارد: هندی غیر مقیم. هند کانادایی سفید کاری شده. نارگیل. (برخی از آنها ترجیح می دهند نسبت به دیگران.) اما هر نامی که باشد ، من برای بیان هویت خود انتخاب می کنم ، حقیقت این است که من تمایلی به دیدن داستان هایی مانند آنچه که باید در کتابفروشی محلی خود بیان کنم ، ندارم.

درخت صنوبر در مقابل درخت صنوبر

سه سال پیش پس از اتمام تحصیلات و آموزش وکالت ، تصمیم گرفتم برای نوشتن رمان به لندن بروم. وقتی شروع به نوشتن کردم ، کاملاً مطمئن نبودم که می خواهم به چه چیزی برسم ترتیب ، اما با گذشت سالها ، این به اکتشافی درباره آنچه زنان آسیای جنوبی در دیاسپورا هنگام حرکت در دوستیابی ، دوستی ، تعهدات خانوادگی و انتخاب شغل تبدیل می شوند تبدیل شده است.



تنظیم ، کتاب تنظیم ، تنظیم سونیا لالی ، رمان تنظیم ، سونیا لالی ، نویسنده سونیا لالی ، رمان های ازدواج ، رمان های کمدی عاشقانه ، اکسپرس هند ، اخبار اکسپرس هند



در حالی که من از تجربیات زندگی واقعی استفاده می کردم ، قهرمان کمدی رمانتیک Raina Anand و آنچه برای او اتفاق می افتد کاملاً تخیلی است. در ابتدای رمان ، راینا بیست و نه ساله است و با اکراه موافقت کرده است که نانی به او اجازه دهد ازدواج خود را ترتیب دهد. در حالی که نانی یک شخصیت شیرین و دوست داشتنی است ، او همچنین تجسم فشار اجتماعی است که بسیاری از زنان احساس می کنند.

بتا ، شما در حال پیر شدن هستید. عمه سارلا ، همه در معبد - آنها همیشه از من می پرسند: چرا راینا ازدواج نکرده است؟ چرا همیشه در آن دفتر؟ شما نمی توانید با زغال اخته خود ازدواج کنید!



انواع درختان با گل های سفید

به آن بلک بری می گویند ، نانی. و من انتخابی نیستم من فقط آمادگی ندارم



شما کار می کنید ، و کار می کنید ، و زندگی در حال گذر است. مردان از آنجا می گذرند. به من بگو ، زمان مناسب کی است؟ کی آماده میشی؟

سرانجام راینا غار می کند و نانی اش لیستی از لیسانسه های واجد شرایط که علاقه مند به بیرون بردن او هستند را در اختیار او می گذارد. او یک سری ملاقات ها انجام می دهد - برخی از آنها بد نیستند ، اگرچه برخی دیگر فاجعه هستند. در یک صحنه ، Raina در مورد این که آیا انتخاب مسیر صحیح انتخاب درستی بود تأمل می کند:



به هر حال من واقعاً هندی نبودم. من کانادایی بودم دختری که حاضر نشد در حومه عمدتا سفیدپوست و طبقه متوسط ​​خود در غرب تورنتو احساس بی جا شدن کند. وقتی روزی من و شی مجبور شدیم لنگه بپوشیم ، غرفه های لیموناد را نگه داشتم ، غرفه های لیموناد را نگه داشتم ، چشم هایم را چرخاندم ، بچه های دیگر دور هم جمع شدند تا فرصتی برای ضربه زدن به کریستال های تقلبی که روی آستین ها دوخته شده بود ، داشته باشند. من سرخپوستان را فقط زمانی می دیدم که به مهمانی های شام کشانده می شدم و هر یکشنبه در معبد. وقتی به خرید عمده خواربارفروشی در اسکاربورو رفتیم زیرا Safeway گوشه ای عدس یا شیر نارگیل مناسب نداشت. و با وجود اینکه راوی شانکار همیشه به نظر می رسید بازی می کرد و لباس هایم همیشه بوی مشعل می داد ، من کاملاً متعهد به نقش خود در آنچه در غیر این صورت یک روایت سفید به نظر می رسید ، متعهد شدم. من نقش دختری را بازی می کردم که نمی توانست به ازدواج تنظیم شده اعتقاد داشته باشد - نه تنها به دلیل کلیشه های نامناسب خانواده اش ، بلکه به دلیل بدبینی دنیای غرب او ، داستانهای ادبی در قفسه کتابش ، به سختی به او اجازه می داد که به ازدواج اعتقاد داشته باشد. به



فرزند زمین چیست

این داستان وقتی دوباره ظاهر می شود که دوست پسر سابق Raina ، Dev ، مردی است که قلب او را شکست و توسط دوستان و خانواده اش-به ویژه نانی-مورد تحقیر جهانی قرار می گیرد.

در حالی که ترتیب یک کمدی رمانتیک است ، من می خواستم این کتاب این عقیده را به چالش بکشد که ازدواج به ناچار زنان را برای همیشه 'خوشحال می کند'. مانند بسیاری از زنان هندی که در دیاسپورا زندگی می کنند ، نایا و جامعه Raina از او انتظار دارند در سن معقولی ازدواج کند و بچه دار شود - و آنها انتظار دارند که Raina نیز خواهان آن زندگی باشد.



گل های زرد با مرکز قرمز

اما اگر او این کار را نکند چه؟ یا اگر او کاملاً متوجه نشده است که می خواهد چه نوع زندگی را داشته باشد؟ یا چه چیزی او را خوشحال می کند یا می کند؟



این مشکل در بین بسیاری از زنان رایج است زیرا ما احساس تعهد خود را با رویاها و خواسته های خود متعادل می کنیم. اما در پایان روز ، تصمیم و تصمیم ما در مورد و زمان ازدواج است - و این تنها زمانی است که آماده هستیم.

همه ما آن سخنان تند و زننده را در مورد زنان مجرد شنیده ایم: آنها بیش از حد سخت گیر هستند یا خیلی سخت کار می کنند. تقصیر آنهاست که تنها هستند ترتیب زنان - هندی یا غیره - را به چالش می کشد تا آن سر و صدا را از بین ببرند و به حرف خود گوش دهند.