'آنها کسی را ندارند': در 88 سالگی ، یک نماد تراجنسیتی با تنهایی در میان سالمندان مبارزه می کند

برای افراد لزبین ، همجنسگرا ، دوجنسگرا و تراجنسیتی که در دوره ای متفاوت به بلوغ رسیده اند و ممکن است توسط خویشاوندانشان رد شده باشند ، انزوا می تواند بدتر باشد

حقوق تراجنسیتی ها ، اخبار مکزیک ، حقوق تراجنسیتی های مکزیکی ، تنهایی ، شهروندان سالمند و تنهایی ، indianexpress.com ، NYT ،سامانتا فلورس در خانه اش در مکزیکو سیتی. (منبع: NYT)

نویسنده: اسکار لوپز



رنگ صورتی راه پله او در حال پوست کندن است و نرده فلزی مشکی تراش خورده است ، اما سامانتا فلورس در میان انبوهی از گیاهان صعود کننده و ترکیدن گلهای قرمز مانند همیشه تیزبین است.



در 88 سالگی ، نماد تراجنسیتی مکزیکی زیبا ، بامزه و در برخی مواقع معاشقه می شود و در یک میز گرد کوچک در فرود در خارج از آپارتمان کوچک خود نشسته است ، جایی که در طول همه گیری همه گیر ، در یک فاصله امن تماس گیرندگان را دریافت کرده است.



پس از نزدیک به نه دهه فعالیت اجتماعی ، مدیر یک بار همجنسگرایان ، مدافع LGBTQ و موارد دیگر ، فلورس دارای یک اجتماع بزرگ از دوستان و همسایگان قدیمی است که در خانه را می زنند.

او گفت ، بدون دوستانم ، من آنی که هستم نمی شدم.



اما همانطور که فلورس می داند ، بسیاری از سالمندان خوش شانس نیستند. و بنابراین یک قسمت از دنیای او وجود دارد که او برای بازگشت به آن درد دارد: مرکز ترکیبی که او تأسیس کرده و برای کمک به بزرگسالان دگرباش جنسی کمک می کند تا با انزوا خود مبارزه کنند. این اولین سازمان در نوع خود در مکزیک بود.



در مارس 2020 ، زمانی که ویروس کرونا در سراسر کشور فراگیر شد ، این مرکز تعطیل شد. دولت مکزیک وعده داده است که تا پایان این ماه همه سالمندان را واکسینه کند ، اما در برخی از محله های مکزیکو سیتی ، واکسیناسیون به تازگی آغاز شده است.

بنابراین فلورس هنوز منتظر است.



او گفت که بزرگترین آرزوی من در جهان بازگشایی است.



ویدا آلگره یا همان زندگی شاد ، که سه سال پیش تأسیس شد ، مدیتیشن ، غم درمانی ، غذا ، باشگاه فیلم و آموزش فناوری ارائه می دهد. فلورس گفت ، اما بیش از هر چیز ، احساس بزرگی به بزرگان تنها می داد.

به گفته او ، فرد مسن به طور کلی از دو چیز رنج می برد: تنهایی و رها شدن. آنها برای خانواده خود مزاحم هستند.



برای افراد مسن تر ، همجنسگرا ، دوجنسگرا و تراجنسیتی که در دوره ای متفاوت به بلوغ رسیده اند و ممکن است توسط خویشاوندانشان رد شده باشند ، انزوا می تواند بدتر باشد.



فلورس گفت ، آنها هیچ کس ، مطلقا هیچکس را ندارند.

در سال گذشته ، فلورس به یک شخص مشهور تبدیل شد. وی در ماه ژوئن توسط Vogue Mexico معرفی شد و بعداً در کمپینی برای خانه مد گوچی ظاهر شد.



اما برای فلورس ، زرق و برق و توجه فقط بسترهای جدیدی است که در مورد آنچه برای او مهم است صحبت می کنند: ویدا آلگره و تبعیض بی حد و حصر که هنوز هم زنان ترنس مکزیکی با آن روبرو هستند ، که اغلب باعث می شود کار جنسی تنها وسیله زندگی آنها باشد.



او گفت که تقصیر جامعه است که زنان ترنس مجبورند در خیابان کار کنند. هیچ گزینه دیگری به آنها داده نمی شود.

هنگامی که با نگرش های ماشیسم و ​​خشونت گسترده گروهی همراه می شود ، تبعیض می تواند برای زنان ترنس در مکزیک ، که مرتباً در بین خطرناک ترین کشورهای جهان برای افراد تراجنسیتی قرار می گیرد ، کشنده باشد. تعداد کمی خوش شانس هستند که به اندازه فلورس زندگی کنند.

اما به نظر می رسد شانس اغلب با فلورس بوده است.

فلورس در شهر اوریزابا در ایالت وراکروز در سال 1932 متولد شد و در خانه ای با حیاط پر از درختان پرتقال ، گواوا ، لیمو و آووکادو بزرگ شد. او دوران کودکی خود را بت انگیز توصیف کرد. به گفته او ، خانواده او حتی در آن زمان به طور ضمنی آنچه را که او طبیعت زنانه خواند می پذیرفتند.

فلورس به خاطر می آورد که نمی توانم بی توجه از کنارم عبور کنم.

فلورس گفت ، اما پشت سر او همیشه زمزمه های همسایه ها و همکلاسی ها شنیده می شد و پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان ، او نمی توانست منتظر بماند تا اوریزابا را ترک کند.

او می گوید آنچه می خواستم این بود که از آن شهر لعنتی خارج شوم و از این افراد لعنتی دور شوم. فهمیدم که به دلیل دگرباشی مورد انتقاد قرار گرفتم و از او جدا شدم.

عکس کاترپیلارها را به من نشان بده

فلورس به مکزیکوسیتی نقل مکان کرد ، جایی که شروع به حضور در صحنه همجنس بازان پایتخت در دهه 1950 و 60 کرد.

او گفت برای من این آزادی بود.

حقوق تراجنسی ، اخبار مکزیک ، حقوق تراجنسیتی مکزیک ، تنهایی ، شهروندان سالمند و تنهایی ، indianexpress.com ، NYT ،پس از نزدیک به نه دهه فعالیت اجتماعی ، مدیر یک کافه همجنس بازان ، مدافع LGBTQ ، و موارد دیگر ، فلورس ، یک نماد تراجنسیتی ، دارای یک اجتماع بزرگ از دوستان و همسایگان قدیمی است که در خانه را می زنند. (منبع: Marrian Carrasquero/نیویورک تایمز)

یک شب در سال 1964 ، فلورس به یک مهمانی لباس دعوت شد و به همراه چند نفر از دوستانش ، تصمیم گرفتند که درگیر شوند. او نام سامانتا را برای شخصیت خود پس از شخصیت گریس کلی در فیلم High Society انتخاب کرد که موسیقی کول پورتر ، خواننده مورد علاقه او را شامل می شد.

فلورس گفت: من به دلیل معنی دوگانه سامانتا را دوست داشتم. بینگ کراسبی او را سام نامید ، که می تواند برای ساموئل نیز کوتاه باشد.

میزبان مهمانی یکی از دوستان فلورس ، خوچیتل ، در آن زمان یکی از مشهورترین زنان ترنس در مکزیک بود ، که فلورس می گوید ، با افراد ثروتمند و قدرتمند ارتباط داشت که به او این آزادی را می داد که میهمانی های عجیب و غریب برای جامعه دگرباش جنسی برگزار کند. به

فلورس گفت ، او کسی بود که در را برای زنان ترنس باز کرد.

کم کم فلورس به عنوان سامانتا در ملاء عام ظاهر شد تا اینکه سرانجام او سامانتا شد.

خودم شدم. او گفت که من شخصیت واقعی خود را پیدا کردم.

به زودی ، سامانتا فلورس جزء اصلی صحنه باشگاه مکزیکو سیتی بود.

او الکساندرا رودریگز دو روئز ، فعال حقوق تراجنسیتی و نویسنده ای را که زمانی که شروع به رفتن به باشگاه های همجنس بازان کرد و با فلورس آشنا شد ، نوجوان بود ، همیشه زنی بسیار بسیار زیبا بود. همیشه لباس های زیبا می پوشید و همیشه با مردان جوان خوش تیپ همراه بود.

در آن زمان ، رودریگز گفت ، عضویت در جامعه LGBTQ در مکزیک حتی خطرناک تر بود. پلیس مرتباً زنان ترنس را در خیابان بازداشت می کرد یا به کافه های همجنس بازان حمله می کرد و وسایل آنها را مصادره می کرد.

او گفت که آزار و اذیت زیادی وجود داشت. گاهی اوقات ، اگر آنها پلیس بدی بودند ، شما را به جایی می بردند و به شما تجاوز می کردند یا کتک می زدند.

اما فلورس گفت که او موفق شده از مشکلات جلوگیری کند. این که آیا او به راحتی می تواند به عنوان یک زن بگذرد یا به دلیل دوستی اش با Xochitl ، او هرگز توسط پلیس اذیت نشد.

با این حال ، فلورس گفت که از اینکه یک زن ترنس در مکزیک است احساس ناراحتی می کند و تصمیم گرفت به لس آنجلس برود. چندین سال در دهه 1970 و اوایل دهه 80 ، او بین مکزیک و لس آنجلس زندگی می کرد ، جایی که در کنار سایر مشاغل ، مدیریت یک بار همجنس بازان را کار می کرد.

زمانی که او در اواسط دهه 80 به صورت تمام وقت به مکزیک بازگشت ، بحران ایدز در حال شکل گیری کامل بود.

فلورس یادآور شد: بهترین دوستان من ، دوست داشتنی ترین دوستان من ، آنها بر اثر HIV فوت کردند. حسابم را از دست دادم اگر می گفتم 300 ، مبالغه نمی کنم.

دیدن بحرانی که جامعه او با آن روبروست باعث شد که بیشتر به یک فعال تبدیل شود.

او گفت که من یک مبارز شدم.

در ابتدا ، فلورس داوطلبانه در یک موسسه خیریه ایدز شرکت کرد. بعدها ، او شروع به جمع آوری پول برای کودکان مبتلا به HIV و زنانی کرد که در شمال مکزیک با خشونت روبرو بودند ، وجوهی را در اجراهای تئاتر ، از جمله مونولوگهای واژن ، که سالها در مکزیک اجرا می شد ، جمع آوری کرد.

سپس ، چند سال پیش ، یکی از دوستانش به او پیشنهاد کرد که برای بزرگسالان LGBTQ مسکن ایجاد کند.

فلورس گفت که در آن زمان جرقه روشن شد.

گل بنفش با نام مرکزی زرد

سالها طول کشید تا از طریق بوروکراسی مکزیک و پیدا کردن مکان مناسب پیدا شود ، اما سرانجام او توانست اجاره ای را در یک ساختمان یک اتاقه در یک خیابان شلوغ در محله آلاموس تأمین کند. ویدا آلگره اکنون در آنجا ایستاده است ، ساختمان به رنگ آبی روشن با پرچم رنگین کمان از جلو رنگ آمیزی شده است.

این جمعیت به حدود 40 نفر افزایش یافته است ، تقریباً نیمی از آنها مستقیم هستند و فقط برای شرکت به آنجا می روند.

فلورس گفت این همدلی و بودن در کنار هم است که مردم را به هم می رساند. رها و تنهایی فرار کرده است.

فلورس علاوه بر بازگشایی ویدا آلگره ، یک آرزوی دیگر نیز دارد.

فلورس گفت: من منتظر هستم تا شاهزاده جذاب با اسب سفید و زره نقره ای اش بیاید و به من سرنید دهد. من 35 سال است که اینجا زندگی می کنم ، با پنجره های باز و منتظر او. اما او هنوز نیامده است