دیوارها داستان می گویند

رعنا صفوی ، نویسنده و مورخ ، قدم می زند در قلعه متروک طغلق آباد و داستانهایی از نفرین و ترک معروف آن را بازگو می کند.

شهرهای مه آلود رانا صفوی دهلی. (بیان)

هنگامی که ما از رعنا صفوی نویسنده و مورخ می خواهیم صبح روزهای هفته در قلعه توقلق آباد با ما ملاقات کند ، او بلافاصله موافقت می کند. این سایتی است که وی بارها از آن دیدن کرده است ، اما در هر بار بازدید بیشتر پیدا می کند. این سازه ممکن است در حال حاضر متروک و ویران شده باشد ، اما این چیزی از عظمت آن نمی کاهد ، زیرا هنگام باقی ماندن در جاده مهراولی-بدارپور به سمت فریدآباد ، بقایای آن را تحسین می کنید.



صفوی به موقع می رسد و توسط نگهبانی پذیرفته می شود که به ما هشدار می دهد وارد جنگل نشوید. گروهی از پسران از یک روستای اطراف لباس های خود را برای عکاسی تغییر می دهند ، و در گوشه ای دیگر ما یک زوج را می بینیم که سعی می کنند زمان تنها را پیدا کنند. صفوی به ما می گوید این اولین بار است که یک زن و شوهر را در اینجا می بیند. بزي كه در نزديكي ديوار شكسته مي چربد ، او را وادار مي كند كه دوربينش را بيرون بياورد ، در حالي كه او وارد يك افسانه مي شود. اعتقاد بر این است که سلطان غیاث الدین طغلق شاه در حال ساخت قلعه بود و حضرت نظام الدین اولیا در همان زمان در نزدیکی آن یک بائول می ساخت. طغلق همه کارگران را مجبور کرد که فقط در قلعه کار کنند یا با عواقب وخیمی روبرو شوند ، اما کسانی که فداکار بودند شب خود را در بائولی مقدس می گذراندند. همانطور که افسانه می گوید ، وقتی حاکم فروش نفت را ممنوع کرد ، شاگرد مقدس حضرت روشن چراغ دیلی معجزه کرد که آب پر شده در چراغها به روغن تبدیل شد. آن زمان است که قدیس به قلعه نفرین کرد ، 'A rahe ujar، yaa base gujjar' (باشد که متروک و خالی از سکنه باقی بماند ، یا تنها در دامداران ساکن شود). ویرانی صفوی را به یاد نفرین می اندازد.



داستانهایی از این قبیل شامل آخرین نسخه او ، 'شهرهای فراموش شده دهلی' (799 روپیه ، هارپر کالینز) است. قلعه طغلق آباد تنها یکی از 166 بنای تاریخی است که او در کتاب درباره آن صحبت کرده است. همه آنها بخشی از پنج شهر سازنده دهلی - سیری ، طغلق آباد ، مبارک پور کوتلا ، جهانپاهان ، فیروزآباد و دینپاهاه هستند. هر یک از این سلسله ها یا پایتخت جدیدی ساختند و یا پایتخت قدیمی را گسترش دادند و این تاریخ بیش از 1500 سال به دهلی داده است. امروزه ساختمانهای امروزی و شهرکهای سازمان نیافته بقایای مختلف گذشته را در خود فرو برده است. صفوی ، 61 ساله می گوید ، در ابتدا می خواستم کتابی در مورد هفت شهر دهلی بنویسم ، اما وقتی به مهرآولی رفتم ، متوجه شدم آنقدر چیز برای نوشتن وجود دارد که می تواند برای یک کتاب مفید باشد.



این نشریه در سه گانه دوم جایی است که او در مورد مسیرهای تاریخی در پایتخت می نویسد. اولین ، جایی که سنگها صحبت می کنند: مسیرهای تاریخی در مهرآولی ، اولین شهر دهلی (هارپر کالینز ، 2015) ، داستانهای بیش از 50 بنای تاریخی در این منطقه را ثبت کرد. در آینده خود ، او مناطق را پوشش می دهد
در شاهجهان آباد

صفوی ، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ از دانشگاه مسلمان علیگره ، دوران کودکی خود را در آگرا گذراند. پس از گذراندن سه دهه در پونا و خلیج فارس ، علاقه او به تاریخ دهلی باعث شد تا در سال 2014 به خانه خود تبدیل شود. او همچنین کتاب قصه هایی از قرآن و حدیث را تألیف کرده و کتاب آسار ما سناد سید و احمد خان ، و دستان دهیلوی را ترجمه کرده است. -e-Ghadar. او در وبلاگ خود درباره فرهنگ هند ، غذا ، میراث و سنت های قدیمی می نویسد.



به عنوان مثال ، در مورد طغلق آباد ، او به ما می گوید که یک ژنرال ترک به نام قاضی مالک زمانی سلطان قطب الدین مبارک شاه ، پسر علاءالدین خیلجی را در این منطقه همراهی می کرد و موقعیت طبیعی دفاع او را تحت تأثیر قرار داد. او پیشنهاد کرد که مکان مناسبی برای ساختن قلعه خواهد بود. اما شاه او را سرزنش کرد. او گفت اگر مالک بتواند پادشاه شود ، می تواند یکی بسازد. سالها بعد ، در سال 1320 ، پس از قطع سلسله خیلجی ، طغلقها فرمانروا شدند. ملک به سلطان غیاث الدین طغلق شاه معروف شد و شهر مستحکم خود طغلق آباد را ساخت.



این که صفوی گوشه و کنار قلعه را می داند مشهود است ، زیرا او به سمت مقبره غیاث الدین تغلق در قلعه عادل آباد ، که در مقابل جاده ایستاده است ، اشاره می کند. روزی روزگاری ، مخزنی در اطراف قلعه ها احاطه شده بود و یک جاده مشترک وجود داشت. امروزه ورود به هر دو قلعه از طریق بقایای آن است. راه رفتن به سمت بائول شر مندال ، روی یکی از سنگها ، صفوی یک مهر زمان را به ما نشان می دهد ، مربوط به ژوئن 1944 - احتمالاً به منظور نوسازی قلعه.

او می گوید: این بناها دوبار بیشترین آسیب را دیدند - در جریان شورش سال 1857 ، هنگامی که انگلیسی ها بسیاری از نمادهای مرتبط با استقلال را از بین بردند و در زمان تقسیم در 1947 ، هنگامی که پناهندگان در آنجا زندگی می کردند. این بخشی از املاک راجا نهار بالابغار بود و در زمان شورش توسط انگلیسی ها مصادره شد ، زیرا پادشاه از بهادر شاه ظفر حمایت می کرد. قرنها قبل ، طغلقها در سال 1327 به دلیل کمبود آب این قلعه را رها کرده بودند. ما نیز ، از بائولی خشک شده برگردیم. صفوی به ما می گوید چیز زیادی در پیش نیست.