خانه های ویران شده در خوشه شکور باستی جی جی در املاک راه آهن دهلی نو. (عکس اکسپرس از آبیناو ساها) بازار گول دهلی نو در دهه 1930 جایی بود که صاحبان و ممصاحب های بریتانیایی برای نیازهای روزانه خود می آمدند. این تئاتر که بر اساس خطوط تئاتر گلوب شکسپیر طراحی شده بود، پیش درآمد سوپرمارکت مدرنی بود که در آن همه چیز از گوشت گرفته تا پوشاک فروخته می شد. در اواسط جولای 2017، شورای شهرداری دهلی نو اعلام کرد که بازار گل به موزه ای تبدیل خواهد شد که تاریخ دهلی را با نگاره هایی از دهلی دوربار در سال 1911 ثبت خواهد کرد.
اما پنهان شدن بین بازار و موزه داستان دیگری است. در سال 1984، نزدیک کالی بری، حدود دو دقیقه با بازار گل، یک زمین خالی و بدون ادعا بود. کارگران روزمزد شروع به ساختن خانه های خود در اینجا با کمترین هزینه ممکن کردند. ساختن یک دیوار خانه با منابعی که داشتند یک سال طول می کشد و سال بعد دیوار بعدی. به این ترتیب، آجر به آجر، از 100 خانواده به نزدیک به 500 خانواده رسید. یک روز صبح، اخطاریه ای بود که به آنها هشدار می داد که خانه هایشان باید تخلیه شود. متعاقباً، در 22 نوامبر 2010، مقامات پنج اداره دولتی و بیش از 20 افسر پلیس وارد شدند تا 40 خانه را خراب کنند. در پایان دو روز آنچه که تخلیه شد به تخریب نزدیک به 400 خانه تبدیل شد. این خانوادهها همچنان در انتظار بازپروری هستند و بین شبکهی جنگهای حقوقی و کاغذبازیهای مسکن جایگزین گرفتار شدهاند.
برجسته کردن چنین داستان هایی یک پورتال آنلاین به نام Missing Basti است، پروژه ای که اخراج هایی را که طی دهه ها در دهلی اتفاق افتاده است مستند می کند. پین های قرمز رنگی که بر روی نقشه پایتخت نقش بسته است نه تنها نشان می دهد که توسعه چه معنایی برای شهر داشته است، بلکه یادآور این است که جمعیت زیادی از مردمی که به شهروندان خدمات رسانی می کنند، از دستفروشان خیابانی گرفته تا کمک های خانه، از چنین محله های آواره ای آمده اند. . وب سایت Missing Basti نقطه اوج کارگاهی است که در مدرسه تابستانی-زمستانی دانشگاه CEPT در احمدآباد سازماندهی شده است. این پلتفرم به رهبری معمار-شهرسازی سواتی جانو، معمار-برنامه ریز شهری فریدریک تونکه و طراح وب مایانک چانداک، هدف این پلتفرم درک تأثیر اخراج ها بر جوامع و نتیجه اسکان مجدد مستعمرات بر زندگی آنها است. بسیاری از داستانها و دادهها از تجربیات روی زمین مددکار اجتماعی عبدالشکیل، نویسنده شهرنشین گوتام بهان از موسسه هندی سکونتگاههای انسانی، دانشگاهی ورونیک دوپون و شبکه حق مسکن و زمین به دست آمدهاند.
طرحی از اخراج کیدوای نگار در وب سایت Missing Basti در حالی که کارگاه CEPT یک مرحله بتا برای وب سایت اصلی بود - حدود 10 مورد اخراج را از سال 2017 پوشش داد - وب سایت اصلی پروژه Missing Basti از سال 1990 حدود 300 اخراج جمع آوری کرده است. این یک مجموعه بین رشته ای از وکلای حقوق بشر، دانشگاهیان، مددکاران اجتماعی است. معماران، فعالان، فیلمسازان که در یک دوره سه ساله درگیر گردآوری محتوا بودند. این به عنوان یک آرشیو باز و زنده پیش بینی شده است که هر کسی می تواند در آن مشارکت کند.
در شهرهای مختلف تاریخ های مختلفی وجود دارد. در بمبئی، بخش خصوصی بیشتر درگیر داستان زاغه است زیرا زمین در آنجا بسیار ارزشمندتر است. در دهلی که از نظر فضایی منحصر به فرد است، فشارها متفاوت است. این نیاز برای به تصویر کشیدن یک زیبایی شناسی مدرن در پایتخت وجود دارد، بنابراین بازدیدکنندگان نمی بینند که زندگی در سراسر یامونا چیست، چقدر متراکم یا آشفته می تواند باشد. به عنوان مثال، یک محله فقیر نشین درست در کنار سفارت آمریکا وجود دارد، اما پنهان است و وابستگی متقابل افراد در محله فقیر نشین بسیار زیاد است. موکتا نایک، محقق ارشد مرکز تحقیقات سیاست، میگوید: در نهایت، آنها علامتگذاری میشوند و اخراج خواهند شد، اما در حال حاضر، یک اقتصاد سیاسی وجود دارد که تضمین میکند که روی یک نخ شکننده است.
گرافیک هندی، توسط Aditi Rai، یکی از اعضای مجموعه، مراحل ساده و قابل درک را برای ساکنان باستی در مورد حقوق آنها در صورت اخراج ارائه می دهد. این داستان هایی از شجاعت خستگی ناپذیر و در عین حال درماندگی شدید است که در سایت Missing Basti ظاهر می شود. نقشه ها، طرح ها، جدول زمانی و مصاحبه های صوتی وجود دارد که این داستان ها را به صورت آنلاین ارائه می کند. از اخراج در شکور باستی در سال 2015 توسط راهآهن شمالی و در سال 2015 در کیدوای ناگار توسط شهرداری دهلی (MCD)، شرکت شهرداری دهلی نو (NDMC) و اداره خدمات عمومی (PWD) تا داستانهای اسکان مجدد در مدانپور Khadar and Dwarka، وب سایت یک نمای کلی از وضعیت امور ارائه می دهد.
چگونه شهر را تصور می کنیم؟ این اغلب توسط غرب است و بر هند تحمیل می شود، هندی که تاریخ و پیچیدگی های یکسانی ندارد. دهلی با طبقه سفت و سخت خود اشتهای بسیار کمی برای زاغه ها یا سکونتگاه های ارگانیک دارد. بسیاری از اخراجها این روزها به صورت جزئی، چه برای پروژه مترو و چه جادهای است. برخلاف اخراج یامونا پشتا در سال 2004، جایی که همه چیز ریشه کن شد، اکنون این یک رویکرد جراحی است. البته شهر به مترو و بزرگراه های خود نیاز دارد، اما چنین تخلیه هایی باید با روند و روش درست صورت گیرد. نایک می گوید، تجربه شخصی من این است که دولت کمتر دلسوز می شود.
در وب سایت پروژه، یکی با ویجایالاکسمی، 52 ساله، ساکن ساروجینی ناگار ملاقات می کند که می گوید: ساعت سال همنه لادی های آپنه هاخ کی لادائی، آئور آگه بهی لادته رانگه (ما هفت سال برای حقوق خود جنگیدیم و به مبارزه ادامه خواهیم داد). کاملا دیوی وجود دارد که از خانه اش در کیدوای ناگار اخراج شد و اکنون در یک پناهگاه موقت در کنار زهکشی زندگی می کند. او میگوید: غمهای پر دوم بهی (ما در غم و اندوه هستیم اما مصمم هستیم).
دهلی با پینهای قرمز رنگ روی نقشه ما پر شده است که تعداد اخراجها را در شهر نشان میدهد. حتی در طول کووید-19، اخراج هایی صورت گرفته است - به عنوان مثال در یامونا خادار. مردم آنجا، عمدتا کشاورزان، ده ها سال است که در آنجا زندگی می کنند و کمک زیادی به شهر ما می کنند. آیا آنها باید به سادگی از آنجا حذف شوند تا برای بقیه ما پارک ها و مسیرهای دویدن بسازند؟ جانو، بنیانگذار Social Design Collaborative، میگوید: تلاش ما برای دادن صدای مردم و امکان گذار عادلانه و عادلانه است.
طرحی از اخراج شکور باستی در وب سایت Missing Basti حتی زمانی که اسکان مجدد اتفاق افتاده و به مردم خانه داده شده است، اغلب برنامه ریزی و اجرا ضعیف و در امتداد حاشیه شهر انجام می شود. در وب سایت، محمد بای، 45 ساله را در یامونا خادار، یک خیاط می بینیم، که از جمله کسانی بود که مجبور بودند از محله ای فقیر نشین در نزدیکی آلاکاناندا به یکی از مستعمرات اسکان مجدد منتقل شوند، جایی که خانه بدون تهویه و یک اتاق بین آن انباشته شده است. خیابان های باریک و بدبو غار اور سوویدهای، دونو من هی خت های (هم خانه و هم امکانات ناکارآمد) می گوید.
وقتی مردم به مناطق حاشیه شهر منتقل می شوند، هیچ گزینه ای برای امرار معاش وجود ندارد. آنها همچنین نمی توانند کشاورزی کنند زیرا خاک اغلب بد است و نمی توانند برای خود بسازند. سپس مسائل مربوط به مراقبت های بهداشتی و دسترسی به آموزش وجود دارد. چنین وب سایتی برای دانشجویان و پژوهشگران مفید است. ما امیدواریم که وب سایتی به زبان های محلی داشته باشیم که مردم باستی نیز بتوانند به آن دسترسی داشته باشند تا در مورد حقوق خود و آنچه می توانند برای آن مبارزه کنند بیشتر بدانند. شکیل میگوید این راهی است برای مسئولتر کردن صاحبان قدرت.