نویسنده ای که در جستجوی رمان است: نویسنده آنیس شیوانی در مورد چگونگی نوشتن در مورد یک محله فقیرنشین کراچی در اولین رمان خود

نویسنده انیس شیوانی در مورد اینکه چرا دیدگاه وی در مورد پاکستان خوش بینی و انرژی است.

نویسنده-اصلیدر اواسط دهه 1990 ، در یکی از سفرهای خود به پاکستان ، انیس شیوانی در رایانه خود در آپارتمان هوای خود در طبقه بالای کاخ سایما در بهادرآباد کراچی نشسته بود و در حال نوشتن مقاله ای برای سپیده دم بود ، که متوجه شد به

در اواسط دهه 1990 ، در یکی از سفرهای خود به پاکستان ، انیس شیوانی در رایانه خود در آپارتمان هوای خود در طبقه بالای کاخ سایما در بهادرآباد کراچی نشسته بود و در حال نوشتن مقاله ای برای سپیده دم بود ، که متوجه شد به با وجود داشتن مدرک تحصیلی در رشته اقتصاد از دانشگاه هاروارد و پیشنهادات شغلی جذاب از طرف hedgefunds و تشکر از اقتصاد جهانی ، او زندگی شرکتی را پیدا کرد ، با تعصبی که در تجزیه و تحلیل پنهان و محدود کننده داشت. نویسنده 40 ساله پاکستانی می گوید که نویسنده 40 ساله پاکستانی که رمان کراچی راج (املاک چهارم) بود ، زندگی نویسنده-که در محوطه انفرادی مستحکم شده بود و ناظر و نه مشارکت کننده-وعده چشمگیر آزادی و اصالت را داشت. ماه گذشته با نظرات سخاوتمندانه منتشر شد.

در حالی که دورنمای آزادی سرسخت بود ، تسلط بر این اصالت وقت نویسنده مقیم هوستون را گرفت. در 15 سال گذشته ، او چندین پیش نویس را شروع کرد و رها کرد. من می دانستم که برای تبدیل شدن به یک نویسنده خوب ، احتمالاً حدود 10 سال نوشتن بد را انجام می دهم ، و او دقیقاً همینطور پیش رفت. اما او استعداد داستانهای کوتاه و شعر را داشت و آثار اولیه او - جنگ آرام من و دیگر اشعار ، و شلاق پنجم و داستانهای دیگر بسیار غیر متعارف - انتقادات مثبت را به همراه داشت و در لیست طولانی جوایز قرار گرفت. حدود یک دهه پیش ، او تصمیم گرفت که نوشتن داستان های کوتاه را به طور کامل کنار بگذارد ، زیرا می ترسید که با سرعت زیاد ، بسیاری از مطالب بدیع را بسوزاند و می خواهد سخت ترین کاری را که می تواند به عنوان نویسنده انجام دهد ، مورد توجه قرار دهد - نوشتن رمان به زمان کراچی راج فرا رسیده بود ، اگرچه چندین بار تلاش می کرد تا به اصل داستانی که می خواست بگوید برسد.



نویسنده 2نویسنده آنیس شیوانی

به نوعی ، کراچی راج از الگوی کلاسیک آثار ادبی و سلولویی در جنوب آسیا پیروی می کند-از منظر یک راس معکوس به یک مگاپولیس نگاه می کند ، دقیقاً همانند کاری که کاترین بو در کار غیر تحسین برانگیز خود در پشت زیبا انجام داد. Forevers یا دنی بویل در فیلم برنده جایزه اسکار فیلم میلیونر زاغه نشین. هسته اصلی رمان شیوانی باستی و درس های زندگی است که برای قهرمانان آن در نظر گرفته شده است-حافظ و سیما ، دو خواهر و برادر خواهر ، یکی دستیار یک ستاره ، دیگری دانشجوی دانشگاه کراچی. کلر ، انسان شناس آمریکایی ، در جستجوی راه هایی برای درک نزدیکتر کراچی از آنچه کارش در یک سازمان غیردولتی محلی به او اجازه می دهد و بسیاری از شخصیت های دیگر. زندگی در باستی این کتاب را با بار احشایی روبرو می کند و بسیاری از قراچی ها را که در آن عالم کوچک وجود دارند زنده می کند. محله فقیر نشین به عنوان یک وضعیت روحی با کلیشه ها و تعصبات مرتبط ، به عنوان مشکلی که راه حل آن نه قابل بیان و نه پیگیری است ، به من اجازه داد تا به ریشه ریاکاری ها و صحبت های مضاعف که منجر به وجود شکاف های نابخشودنی در موقعیت اجتماعی می شود ، بپردازم. ، می گوید شیوانی.

الهام بخش پشتی کراچی راج به فعالیت پیشگامانه ای که توسط اختر حمید خان ، فعال اجتماعی با پروژه آزمایشی اورنجی (OPP) او در منطقه انجام شد ، و سایر تلاش های غیر دولتی مشابه ، از جمله بانک گرامین محمد یونس در بنگلادش ، برای بهبود شرایط زاغه باز می گردد. در جنوب آسیا اگر من در کراچی زندگی می کردم و اگر نویسنده نبودم ، احتمالاً برای لباسی مانند OPP کار می کردم. به گفته وی ، بذر این امر به زمانی برمی گردد که قبل از آن 'محله فقیرنشین' به موضوعی در فرهنگ عامه تبدیل شود.

لحن رمان شیوانی دمدمی مزاج و بی رحمانه است و به اشتباهات جامعه از دریچه ای از طنز تلخ نگاه می کند. من قصد داشتم که این رمان ضد روایت افسانه های روزنامه نگاری و تصورات متعارف در مورد پاکستان باشد و می خواستم لحن شاد بیشتر کار را در جهت مخالفت با اسطوره های تثبیت شده انجام دهد. او می گوید من کاملاً مصمم بودم که یک کتاب خنده دار ، سبک و با سرعت بالا ، کتاب خوش بینی و انرژی بنویسم ، حتی اگر جنبه های تاریک زندگی پاکستانی را در نظر گرفته باشد.



این کمک کرد که شیوانی هرگز مدت طولانی در پاکستان زندگی نکرده باشد. او در خانواده ای مسلمان ممونی متولد شد - والدینش پس از تقسیم از پورباندر هند به کراچی مهاجرت کرده بودند - او در سن جوانی کشور را ترک کرد و بیشتر در خانه خود در جنوب کالیفرنیا ، جایی که خانواده به آنجا مهاجرت کرده بودند ، احساس می کرد. وی در اواسط دهه 90 ، در دوران بحرانی گذار به دموکراسی ، در بزرگسالی به پاکستان حمله کرد. او با سیاست آن درگیر بود ، برای روزنامه ها و مجلات ملی آن نوشت و احساس کرد که ناامیدی او با گذشت زمان افزایش می یابد. اگر در طول دهه 2000 به عقب برمی گشتم یا در بزرگسالی مدت طولانی تری در آنجا زندگی می کردم ، نمی توانستم کراچی راج بنویسم. خاطرات من از پاکستان ، به ویژه در دوران کودکی ، پایه ای را فراهم می کند که من تمام خوبی هایی را که در رمان می بینید استخراج می کنم. او می گوید تمام بی گناهی و خوش بینی و سرزندگی ، نه ترور روزانه که به نظر می رسد راه منطقی برای درک پاکستان در حال حاضر است.

شیوانی اکنون به کشور به عنوان یک بومی بدون توهم نگاه می کند. من مطمئن هستم که اگر شخصاً برای دوره های طولانی برخی از دوره های تاریک دیکتاتوری در پاکستان را تجربه کرده بودم ، نوشته های من به شدت تحت تأثیر قرار می گرفت و یک کتاب بدبینانه و بدبینانه تر می نوشتم. او با خود می گوید که من باید برای مدتی در جنوب آسیا زندگی کنم تا بتوانم آن رمان تاریک را بنویسم - از انحطاط ، فساد و هر بدی که قابل تصور است.

اما مدتی طول می کشد تا طرح او متبلور شود. او ابتدا باید راه خود را از طریق یک جانور کاملاً متفاوت رد می کرد ، که مربوط به توطئه سیا بود ، آمریکایی ها در پاکستان سرگردان هستند. او وقتی متوجه اشتباه خود شد آن را کنار گذاشت: او می گوید باید بر باستی ، به عنوان یک واقعیت و واقعیت فراگیر ، محیط فیزیکی که سرنوشت شخصیت ها را رقم می زند ، تاکید کرد. در فوریه 2009 ، وی نسخه جدیدی را آغاز کرد و تا تابستان 2010 ، نگارش کتاب را به پایان رساند.



حشره قهوه ای با پوسته و بال های سخت

تجربه ای که بیش از یک دهه به عنوان منتقد ادبی به دست آورده بود او را راهنمایی کرد. من ساده لوحی را دوست ندارم ، وانمود کنم که از تاریخ ژانری که می خواهم وارد آن شوم ، آگاهی ندارم. من دوست دارم آشکارا در گفتگویی شرکت کنم که نویسندگان قبلی مانند روهینتون میستری ، آراویند آدیگا ، محمد حنیف ، محسن حمید و دیگران در هجوم خود به یک ژانر خاص دست یافته اند. او می گوید ، البته داستانی که در دست است ، مستقل از نحوه برخورد دیگران با مطالب مشابه در گذشته ، وجود دارد ، اما علاقه موازی برای پاسخ به نحوه کار دیگران با موارد مشابه نیز وجود دارد.

شیوانی خلوت صبح زود را برای کار ترجیح می دهد ، مانند شعر به داستان نزدیک می شود و در انفجارهای شدید تمرکز کوتاه می نویسد. او هرگز پیش نویس های خود را بازنویسی نمی کند ، آنها را هر بار از ابتدا می سازد ، و در خواندن داستانهای داستانی غرق می شود تا به تخیل خود کمک کند. نویسنده ای که مدرنیست ها را در نظر می گیرد - ای ام فورستر ، ویرجینیا وولف ، کاترین آن پورتر ، جان آپدایک ، هنری میلر - و دیگران از نسل در میان تأثیرات ادبی او ، می گوید من هرگز برای طرح نمی خوانم ، بلکه برای جذب حساسیت نویسنده نسبت به زبان و فضای جوی. به

شیوانی اکنون امیدوار است راه های دیگر تعامل با فرم را کشف کند. نسخه های خطی ناقص سالها پیش ، که در دامن داستانهای کوتاه رها شده اند ، در انتظار بازبینی مجدد هستند. رمان بعدی ، ابروزی ، 1936 ، اکتشاف پوچ از استبداد فاشیستی تحت رهبری بنیتو موسولینی در اوج قدرت خود و رمان پیکارسکی به نام راهنمای یک احمق به آمریکا است. همچنین ایده هایی برای رمان و کتاب شعری به نام امپراتوری وجود دارد.