جلد کتاب جان ویلسون هند فتح شد. هند تسخیر شده ، تألیف جان ویلسون (تصویر) ، دوره حکومت بریتانیا در هند را به شیوه ای نسبتاً منحصر به فرد پوشش می دهد. به گفته سرینات راغوان ، عضو ارشد مرکز تحقیقات سیاست ، این کتاب اخیراً منتشر شده نه یک متن صرفاً دانشگاهی است و نه روایتی محبوب. در عوض ، هند تسخیر شده یک تاریخ دان استعمار است که داستانهای افسانه ای با شخصیت های بزرگ را نیز بیان می کند. به عنوان مثال ، من گزارش جالب امیرخان ، پشتون از افغانستان را وارد کرده ام ، ویلسون می گوید. او تبدیل به یک رهبر نظامی بزرگ امپراتوری ماراتا و بعداً فرمانروای تونک شد. وقتی انگلیسی ها آمدند ، او ابتدا با آنها به شدت جنگید اما بعداً تسلیم حکومت آنها شد.
ویلسون ، مدرس ارشد کالج کینگ لندن ، در حین گفتگو با راغوان در جریان معرفی کتابش در مرکز ملی هنرهای نمایشی ، گفت که از درمان دانشگاهیان راج ناراضی است. ما باید بیشتر به تجربیات و احساسات بشر و نحوه هدایت آنها در تاریخ فکر کنیم.
احساسات - به ویژه اضطراب - یک موضوع محرک در سراسر کتاب است. ویلسون توضیح داد که خشونت های انگلیسی ها به سرخپوستان ناشی از احساس ناامنی عمیق بود. در جلد 500 صفحه ای ، ویلسون وقایع اوایل قرن 18 تا استقلال هند را تجزیه و تحلیل می کند. انگلیسی ها کنترل کمتری از آنچه می خواستند در دست داشتند و بنابراین سعی کردند با خشونت قدرت خود را به خود و جامعه وسیع تر ثابت کنند.
قوانین یکی دیگر از روش هایی بود که انگلیسی ها سعی کردند قدرت را نشان دهند. ویلسون گفت: آنها بیشتر به دنبال وضع قوانین بودند تا حکم در مورد پرونده ها. علاقه خاصی به آنچه در دادگاه های منطقه اتفاق می افتد وجود داشت. در اواخر قرن هجدهم ، این امر به شیوه اداری دوردست تبدیل شد که در آن بریتانیایی ها از طریق قوانین حکومت می کردند اما از افرادی که بر آنها حکومت می کردند فاصله گرفتند. شما می توانید بی علاقگی آنها به رهبری سیاسی واقعی و م duringثر در هنگام انتقال قدرت در زمان استقلال را مشاهده کنید.
بسیاری از باورهای رایج وجود دارد که ویلسون در کتاب خود سعی می کند ما را از آنها ناکام بگذارد. به عنوان مثال ، نمی توان در مورد آغاز حکومت بریتانیا با نبرد پلاسسی در 1757 صحبت کرد - قبل از آن طیف وسیعی از حملات تعیین کننده وجود داشت ، که ویلسون در فصل خود با عنوان جنگهای فراموش شده آورده است. و شورش سال 1857 یک عقب نشینی در برابر 'مدرنیته' یا هر 'مأموریت تمدنی' نبود. این واکنشی بود به شیوه نظامی استبدادی دولت ، که بار دیگر ، به یاد ویلسون ، وسیله ای برای تأمین قدرت برای انگلیسی ها بود.
ویلسون همچنین معتقد است اگر تصور کنیم که خدمات دولتی هند همانطور که لوید جورج ، نخست وزیر سابق بریتانیا گفته بود ، قاب فولادی بود که هند را در کنار هم نگه داشت ، اشتباه است. او معتقد است که ICS هیچ گونه نفوذ سیاسی نداشت. ICS نه با نیروهای سیاسی هند مذاکره کرد و نه اختلافات محلی را حل کرد ... فقط به جمع آوری مالیات علاقه داشت.
به گفته ویلسون ، شاید نادرست ترین تصور ما این است که هند برای امپراتوری بریتانیا بسیار مهم بود. تا زمان جنگ جهانی اول ، هند برای انگلیسها چندان اهمیتی نداشت. زمانی که هند به منبع نیروها و منابع در طول جنگ تبدیل شد ، هند حیاتی شد.