تصنیف رام هند: بازنگری در نسخه های اردو رامایانا که زمانی صحنه را روشن کرد

با این که اردو به تدریج خود را از برچسب مسلمانی خود رها کرده و جایگاه حقیقی خود را به عنوان زبان مردم بازپس گرفته است ، شاید زمان آن فرا رسیده است که مجدداً به این رامایاناس منزوم مراجعه کرده و به احتمال زیاد ، راملیلا را در رام ناتاک اوفوک به نمایش بگذاریم.

رامایانا ، رامیانا در اردو ، متون هندو اردو ، حماسه هندو در اردو ، ترجمه اردو رامایانااولین ترجمه اردو از Ramayana ، توسط Munshi Jagannath Lal Khushtar ، توسط چاپخانه نوال کیشور در سال 1860 منتشر شد. (منبع: تصاویر Thinkstock)

مادرم یادش می افتد که تابلوهای راملیلا را در لکنو تماشا می کرد ، جایی که بازیگران با هندوسی بی عیب و نقص در میان آیه های گلدار اردو صحبت می کردند. در کودکی من ، هنگامی که اردو مسلمان شد و هندی هندو شد و هندوستانی قربانی جنگ آنها شد ، عناصر سکولار از راملیلا خارج شده بودند. در حالی که هنوز یک جشن محله ای مبتنی بر جامعه نسبتاً فراگیر بود ، به یک جشنواره مذهبی تبدیل شده بود. زمانی که من شروع به بردن فرزندانم به پاندال های راملیلا کردم ، بالیوود بر همه چیز اولویت داشت. مقیاس و تماشای محتوا و دیالوگ ها را تحت تأثیر قرار داد ، وقتی که با موسیقی تکه تکه کننده گوش غرق نشد ، به نظر می رسید از فیلمهای ضعیف هندی الهام گرفته شده است. تأثیر اولیه تئاتر پارسی ، دیالوگ های هندوستانی گلدار ، اشعار اردو - اثری از آنها باقی نمانده است.



چگونه از شر حشرات موجود در خاک گلدان خلاص شویم

آمدن دوشهره همیشه مرا به یاد ارجاعاتی به اردو رامایانا که در کودکی شنیده بودم می اندازد ، به ویژه قطعاتی از بریج ناراین چکبست که چندین بزرگان می توانستند از حافظه آنها را بخوانند. به یاد دارم که پدربزرگم صحنه ای را که رام را نشان می داد در حالی که قبل از رفتن به بانوا از Dashrath مرخص می شد ، می خواند ، صدایش بالا و پایین می رفت انگار که وعده می خواند: Rukhsat huwa woh baap se lekar khuda ka naam/Raah-e wafa ki manzil- e awal hui tamaam (او با نام خدا از پدرش مرخص شد/و بدین ترتیب اولین مرحله از راه وفاداری گذشت). ناله کاوشالیا از رفتن پسرش به تبعید نیز با زبانی بیان می شود که فقط می تواند از قلب تپنده هندوستان بیرون آمده باشد: کیس تارا بان مین آنخون که تاآر کو بژ دوون/جوگی بانا که راج-دولاره کو بهژ دوون ( چگونه می توانم نور چشم هایم را به جنگل بفرستم/چگونه می توانم شاهزاده ام را به یک درمانگر تبدیل کنم و او را بفرستم؟).



نسخه های رامایانا به زبان اردو - در نثر و شعر ، و به عنوان نویسه ، ترجمه و ترجمه - از زمانی که اردو چند قرن پیش محبوبیت پیدا کرد ، ظاهر می شود. بر اساس مطالعه جامع رام کاتان در اردو توسط مرحوم علی جواد زیدی ، بیش از 300 نسخه از این نسخه وجود داشت ، بسیاری از آنها فقط از منطقه عوض بوده و چندین نسخه نیز به سبک مارسیا-گوئی نوشته شده است که توسط آنئیس و دبیر محبوبیت یافته است. اولین ترجمه اردو از Ramayana ، توسط Munshi Jagannath Lal Khushtar ، توسط مطبوعات نوال کیشور در سال 1860 منتشر شد. با شروع با 'بسم الله ایر رحمان ایر رحیم' ، خوشتر رامایانا ، همانطور که نامیده شد ، یک آنخون دخال ارائه می دهد. (یک گزارش شاهدان عینی) ، هر چند به سبک گلدار. پس از عمارت رامایانا ، عمار کاهانی توسط جوگشوار نث «بتاب» بریلوی و تعداد زیادی از نسخه های دیگر ، اغلب با نام نویسنده آنها مانند الفت کی رامایانا یا رحمت کی رامایانا شناخته می شود. نسخه Betab Bareilvi ، که با رنگ محلی زیادی از کمربند Ganga-Jamuni مشخص شده است ، شرح زیر را در مورد 'shakti baan' نشان می دهد: Reh reh ke de rehe thhe duhaii huzur ki/Kham ho gayi thii jung mein gardan guroor kii (در هر مرحله آنها از استاد درخواست رحمت می کردند/ گردن غرور در این نبرد خم شده بود).



به نام او: نمونه ای از اردو رامایانا.

Hakim Vicerai Wahmi که در Ramayan Manzum نامگذاری شده است ، می نویسد: Ram ne Sugreev ko aage baitha kar yun kaha/Bharat se badh kar tumhe main chahta hun bhai jan (Ram bade Sugreev روبروي او بنشين و گفت/دوستت دارم عزیزتر از بهارات ، برادرم عزیز).

سپس یک یاک قافیه رامایان باور نکردنی توسط اوفاق ، چاپ شده در سال 1914 ، با حفظ یک طرح قافیه در کل ، با هر بیت به ظهر (صدای 'n'): Jab khumar aluda dehi chashm-e mehv-e aasman/ Ram ne bheji barai jung fauj-e Jaanistan (وقتی دید آسمان رنگ صورتی پیدا کرد/رام ارتش جنگجویان خود را برای شرکت در نبرد فرستاد).



یک نمایشنامه کامل نوشته شده به زبان اردو به نام رام ناتاک ، همچنین توسط Ufuq ، با دستورالعمل های دقیق مرحله ، دارای دیالوگ های قافیه ای غنایی است: Ajodha ko maatam sara kar diya/Bharat ko qadam se juda kar diya (و Ayodhya در عزاداری فرو رفت/همانطور که بهارات جدا شد از پای (رام)



همچنین تعداد زیادی شعر پراکنده اردو وجود دارد ، یا به طور خاص بر روی شخصیت کاریزماتیک رام یا با الهام از حوادث رامایانا ، معروف ترین آن شعر طولانی در رام توسط اقبال است: Labrez hai sharab-e-haqiqat se jaam-e -ind/Sab falsafi hain khitta-e-maghrib ke Ram-e-hind…/Hai Ram ke vujood pe Hindostan ko naaz/Ehl-nazar samajhte hain is ko imam-e-Hind…/Talvar ka dhani thha shujaat mein fard thha/Pakeezgi mein josh-e-mohabbat mein fard thha (جام هند با شراب حقیقت لبریز است/همه فیلسوفان او را قوچ هندی می دانند/همه هندوستان به وجود رام افتخار می کنند/بینندگان بینایی آنها او را امام هند می بینند/او شمشیرزن متخصص و در بین شجاعان بی نظیر بود/و در تقوا و علاقه به عشق بی نظیر بود).

سپس ظفرعلی خان اعلام می کند: نقش تهذیب-هونود اب به شماره نایاین آگار/To woh Sita se hain، Lachman se hain aur Ram se hain (اگر هنوز نشانه های قابل مشاهده ای از فرهنگ هندوئیسم وجود دارد/پس آنها هستند به دلیل سیتا ، لاکشمن و رام).



و این توسط ساغر نظامی: Jis ka dil thha ek shama-e taaq-e aiwan-e hayat/Rooh jis ki aaftab-e subha-e irfan-e hayat ../ Zindagi ki rooh thha، rohaniyat ki shaan thha/Woh mujassim Roop mein insaan ke irfaan thha (کسی که قلبش مانند شمعی در طاقچه زندگی بود/روح او مانند خورشید صبحگاهی بود که به دنبال شناخت زندگی بود/او روح زندگی بود ، افتخار معنویت بود/به شکل یک انسان او تجسم دانش بود)



با این که اردو به تدریج خود را از برچسب مسلمانی خود رها کرده و جایگاه حقیقی خود را به عنوان زبان مردم بازپس گرفته است ، شاید زمان آن فرا رسیده است که مجدداً به این رامایاناس منزوم مراجعه کرده و به احتمال زیاد ، راملیلا را در رام ناتاک اوفوک به نمایش بگذاریم. سروده شده توسط شاعران مسلمان و غیرمسلمان در زمانی که شمول و تعدد بیشتر به عنوان استثنا یک هنجار بود ، آنها باید احیا و بازخوانی شوند ، نه فقط به خاطر برانگیختن هماهنگی و حسن نیت مشترک ، بلکه به این دلیل که بسیاری از آنها شامل چند شعر زیبا