استاد شجاعت خان نامزد گرمی در مورد رابطه این دو افسانه صحبت می کند. (عکس: فایل) در دنیای موسیقی کلاسیک هندی ، رقابتی بدنامتر از آن بین Pt Ravi Shankar و Ut Vilayat Khan وجود نداشته است. در حالی که اولی از dhrupad ang (سبک) بازی می کرد ، دومی در gayaki ang (سبک آوازی) تخصص داشت. در ماه یکصدمین سالگرد Pt Ravi Shankar ، پسر Ut Vilayat Khan و نامدار گرمی Utar Shujaat Khan در مورد رابطه این دو افسانه صحبت می کند ، و اینکه چگونه مسابقه آنها را روی پای خود نگه داشت:
به نظر شما سهم پت راوی شانکار در دنیای موسیقی چیست؟
وقتی با فردی صحبت می کنید که تصور کاملاً متضادی از موسیقی دارد ، باید با احتیاط قدم بردارید تا دچار سوء تفاهم نشوید. از نظر سهم Pt Ravi Shankar در موسیقی ، بی نظیر است. برای کسی که در گروه برادرش در پاریس به عنوان رقصنده شروع به کار کرده است ، که به ما می گوید او قبلاً در معرض غرب بوده است ، و سپس آن را بعنوان یک طنزنویس بیشتر پیش می برد ، قابل توجه است.
وقتی ارتباط او با بیتلز اتفاق افتاد ، مردم شروع به درک این کردند که سیتار در مورد چیست. و سپس افرادی مانند اوت علی اکبر خان سحاب و پدرم توانستند تشخیص دهند که چه کسانی هستند و سبک آنها چگونه است و اینکه افکار دیگری در مورد موسیقی نیز وجود دارد. این همچنین دری را برای افرادی مانند من و برخی دیگر باز کرد که به جهان - اروپا و آمریکا - قدم بگذارند و برای افرادی بازی کنند که تا آن زمان می دانستند سیتار چیست. ما مجبور نبودیم از ابتدا شروع کنیم.
گونه های پروانه سیاه و سفید
بخوانید | یادآوری یادداشت های عالی پاندیت راوی شانکار در صدمین سالگرد زندگی اش
اجرای استاد ولایت خان در خانه Vinay Chandra Maudgalya در دهلی. (عکس: فایل) ارتباط پت راوی شانکار با بیتلز او را به یک ستاره راک تبدیل کرد. پدر شما همیشه از ایده پخش موسیقی برای مخاطبانی که موسیقی کلاسیک هند را درک نمی کردند ناراحت بود.
گل صورتی بزرگ با مرکز زرد
من نمی دانم این بزرگترین چیزی بود که سیتار در وودستوک بازی کرد یا در جشنواره های پاپ دیگر. زیرا شروع به ارتباط با مواد مخدر ، ماری جوانا ، هیپی ها و تئاترهای یوگا کرد. اما حداقل آنها می دانستند که سیتار چیست. از نظر موسیقی ، یا حتی از نظر روند تفکر ، پدرم می گفت: 'چرا باید در سراسر جهان پخش موسیقی خود را انجام دهم؟ چرا روبی دا (شانکار) می رود و در گالری های هنری ، تئاترها بازی می کند و جلوی 50،000 هیپی نشسته است ، چرا؟ آیا هیپی ها جدی بودن این هنر را درک می کنند؟ آیا آنها درک می کنند که این شکل هنری قرار نیست به سراغ شما بیاید ، شما باید به سراغ آن بروید؟ 'او معتقد بود که این یکی از بزرگترین هنرهای زیبا در جهان است و این موسیقی ای نیست که من مجبور به انجام آن باشم شما. اما راوی شانکار جی می خواست این موسیقی را به جهان ببرد و ببیند که دیگران نیز از عظمت آن لذت می برند. ولایت خان سحاب نیز می رفت و در خارج از کشور بازی می کرد ، اما نه در جشنواره جاز یا پاپ یا راک ، زیرا می دانست مردم آنجا آن صدای یک ساعته را نمی پذیرند. او می گفت: 'وقتی روی صحنه بلند می شوم ، می خواهم آلاف بلند خود را بزنم و اگر کسی که ماری جوانا مصرف می کند یا شخص دیگری نتواند بفهمد که این مسیر موسیقی ماست ، من نمی خواهم آنجا باشم' به
اکنون ، این بحث است که چه کسی با چه چیزی موافق است. اما نکته جالب این است که ما دو هنرمند داریم ، افسانه های زمان خودشان ، که دارای دو دیدگاه کاملاً متفاوت هستند.
استاد شجاعت خان می گوید که بارها با راوی شانکار جی ملاقات کرده ام ، او همیشه در مورد پدرم بسیار صحبت کرده است. نظر شما در مورد سبک موسیقی پت راوی شانکار چیست؟
به نظر من ، موسیقی او ، که من فکر می کنم یک نظر عادی و همچنین نظر پدرم است ، باعث شد او به صورت ریاضی فکر کند و این به خاطر این بود که او به عنوان یک رقصنده بود. این مانند bol pahant (سرودهای هجایی ریتم در رقص) روی سیتار تزریق شده بود.
درختچه های کوچک همیشه سبز کم نگهداری
سیتار پت راوی شانکار با سبک دهروپاد و گایاکی آنگ پدر شما - خطوط شکافی را در میان صاحب نظران هنر و توده مردم ایجاد کرد. آیا خان سحاب اذیت می شود؟
اما در مورد ولایت خان سحاب ، همه چیز در او برعکس Pt Ravi Shankar بود - موسیقی ، فکر ، برخورد با جهان ، روابط عمومی او ، که دیدن آنها برای من بسیار هیجان انگیز است ، زیرا نگاه به این دو نوازنده ، که هنرمندان فوق العاده ای هستند ، بسیار خوب است. همان چیز - همان یامان کالیان ، همان سیتار - اما هیچ شباهتی وجود ندارد.
مقایسه ها اغلب انجام می شد. پدرم معمولاً اذیت می شد و اغلب می گفت که چرا مردم آنها را مقایسه می کنند. راوی شانکار از مردی بسیار سردتر و آرام تر بود ، بسیار کمتر تئاتری. او به هر کلمه و هر سطری که می گفت ، در مصاحبه یا روی صحنه فکر می کرد. ولایت خان سحاب عادت داشت از روی دست صحبت کند. او آنچه را که فکر می کرد ، گفت. به عنوان مثال ، برخی از مردم آمیتاب باچان را بسیار خسته کننده می دانند زیرا شما هرگز نمی توانید او را هیجان زده احساساتی در مورد هر چیزی ببینید. شما در هر مصاحبه ای شرکت می کنید ، همه چیز به وضوح تصور شده است. و سپس مصاحبه ای را با کسی انجام می دهید که احساساتی ، تئاتری و عصبانی می شود. بعضی ها این را جالب می دانند ، برخی دیگر این را جالب می دانند. پدرم معمولاً عصبانی می شد و می گفت: 'چرا دو نفر را که هیچ شباهتی با هم ندارند مقایسه می کنید ، زیرا جدا از این که این چوب و سرگاماپا است ، هیچ چیز مشابه دیگری وجود ندارد'.
این رقابت به بحث شهر تبدیل شد ، زیرا مردم در مورد آن با لحن آرام صحبت می کردند. هنوز درباره آن صحبت می شود. همچنین در طول این سالها شایعات زیادی به آن اضافه شده است.
من معتقدم که اگر رقابت وجود نداشته باشد ، همه چیز لذت بخش است. رقابت نیز بسیار مهم است زیرا این امر شما را سر پا نگه می دارد. باید یک نقطه مرجع وجود داشته باشد. رقابت چیز فوق العاده ای است. من کاملاً طرفدار آن هستم. رقابت و دشمنی دو چیز متفاوت است. در حال حاضر شهید بهایی (استاد شهید پرویز) دشمن من نیست ، او نمی تواند غذای من را بخورد ، من نمی توانم برنامه های او را بازی کنم ، ما سرنوشت خودمان را زندگی می کنیم. منظور ولایت خان سحاب این بود که بله ، ما رقیب یکدیگر هستیم ، اجازه ندهید در این مورد ریاکار باشیم و بگوییم 'هوم توه بهائین'. آنها نبودند. اما احترام متقابل برای نوازندگی وجود داشت. هر زمان که پدرم با گروهی از مردم نشسته بود و می دید که مکالمه به هر چیزی حتی تا حدی تحقیر آمیز است ، زیرا مردم این کار را می کنند و می گویند: 'خان سحاب ، اوسن هومن سونا راوی شانکار جی کو ، جشنواره پورا ظل گایا ،' 'او مکالمه را کنار می گذاشت و می گفت که ممکن است اختلاف نظر داشته باشند ، اما لطفاً از بزرگی آن مرد دور نشوید.
سوسک سیاه با راه راه های زرد
بارها با راوی شانکار جی ملاقات کرده ام ، او همیشه درباره پدرم بسیار با من صحبت کرده است. و این جلوی کسی نیست ، این زمانی است که ما کاملاً تنها بودیم. من درک می کنم که برای کسی که در آن موقعیت است سخت است که به هنرمند دیگر احترام نگذارد. من یک بار در اتاق سبز کمانی (تالار) بودم و هنرمندی قبل از من اجرا می کرد. یکی به من گفت پاندیت جی برای شنیدن کنسرت من آمده است و در ماشین منتظر است. من آن را فراموش نمی کنم این فقط عظمت اوست که می خواهد بیاید و به صدای ولایت خان گوش دهد.