نمایش قاشق ، عینک و نخ ماهاتما گاندی. (آرشیو اکسپرس) مباحث هندی در مورد گاندی اغلب در یک باینری تنگ و کوچک تنگ می شود-نگارش حقیقتی یا گاندی. خوشبختانه ، گاندی و فلسفه توسط دیویا دیویدی و شاج موهان به طور مرتب این باینری را کنار می گذارد. این کتاب تلاشی جالب و بدیع برای مقابله با تقاطع های پیچیده و مورد مناقشه گاندی با فلسفه است.
در گاندی و فلسفه ، یک طیف نگاری گاندی وجود دارد ، به معنای دریدا. درست زمانی که گاندی با اطمینان خاطر به وضعیت یک نماد غبار آلوده منتقل می شود ، تا در 2 اکتبر با چرخش چارخا روبرو شود ، یا به عنوان نماد Swachh بهارت ابهیان به عنوان نماد انتخاب شود ، دوباره مانند یک جن چشمک می زند. بطری.
در هند ، به نظر می رسد که هرگاه گاندی-بشری دیگری در اطراف ما وجود داشته باشد ، ما را به طناب گاندی نشان می دهد. وقتی از گاندی تجاوز می کنیم ، گاندی شبح دوباره با ستایش خدا ، تجاوز گاندی به پراگیا تاکور و دیگران در خبرها باز می گردد. به نظر می رسد که گاندی هرگز به طور کامل بی اهمیت نمی شود.
Mohan و Dwivedi یک کار ماهرانه در اجتناب از چنگال دوتایی - hagiography یا vituperation - انجام داده اند ، زیرا بیشتر گاندی و نگارش حسی از نیاز به معنویت بخشیدن به گاندی ناشی می شود. ما باید از خود بپرسیم که آیا این بخشی از گرایش بزرگتر به قالب بندی تفکر هندی به عنوان معنوی است؟
گاندی و فلسفه: درباره سیاست ضد الهیاتی شاج موحان و دیویا دیوییدی بلومزبری دانشگاهی هند 288 صفحه علاوه بر این ، خواندن گاندی و فلسفه باعث می شود خواننده با خود بپرسد که آیا توطئه ای هماهنگ از سوی شرق شناسان غربی و سنت گیران هندی در راه روحانی سازی هند به هر قیمتی وجود دارد و فریم های مرجع مادی گرا ، ملحد و آگنوستیک را از بین می برد یا به حاشیه می برد.
یکی از برداشتهای درخشان از کتاب ، شرح اسکالولوژی در اندیشه گاندی است. بخشهای متعددی از کتاب نشان می دهد که برای گاندی ، داشتن زندگی مطلوب اهیمیایی برابر است با کاهش شدید سرعت. این شامل یک زندگی آهسته و منظم و دور از افراط و تفریط سریع در صنعتگران غربی است.
با تأمل در مورد اسکالولوژی ، بسیاری از نویسندگان از زمان ظلم و ستم ساعت بورژوایی گرفتار مشکالت زمان تک ساله شده اند. مطمئناً ملکه سرخ در فیلم Lewis Carroll's Through the Looking Glass کاریکاتوری درخشان از وسواس سریع در فرهنگ تک رنگ است:
ملکه سریعتر گریه می کرد! سریعتر! و او را همراه خود کشید. آیا تقریباً آنجا هستیم؟ آلیس بالاخره توانست نفس نفس بزند. […] اکنون! اکنون! ملکه فریاد زد: سریعتر! سریعتر! […] آلیس در کمال تعجب دور او را نگاه کرد. چرا ، من معتقدم که ما تمام مدت زیر این درخت بوده ایم! همه چیز مثل قبل است! […] نوع کندی از کشور! گفت ملکه اکنون ، در اینجا ، می بینید ، تمام دویدن هایی که می توانید انجام دهید ، طول می کشد تا در یک مکان ثابت بمانید. اگر می خواهید به جای دیگری برسید ، باید حداقل دو برابر سریعتر بدوید!
در حقیقت ، بسیاری از جنبه های تفکر گاندی با استفاده از روش اسکالولوژی سریع شکل می گیرد ، از جمله رابطه عشق و نفرت او با راه آهن هند ، روستای ایده آل گاندی و تنظیم عملکردهای بدن. این می تواند به این معنی باشد که سرعت را می توان دیو گاندی در نظر گرفت.
به نظر می رسد که موهان و دووییدی پارادوکسی را کشف کرده اند که عمیقا در تفکر گاندی نهفته است. از یک سو ، گاندی ضد مکانیک تلقی می شود. از طرف دیگر ، بدن به نظر می رسد یک ماشین بسیار پیچیده است و داشتن یک زندگی منظم به معنای دانستن نحوه کار با این دستگاه است. به نظر می رسد تعداد کمی از مفسران دیگر با این پارادوکس دست و پنجه نرم کرده اند و خواننده می تواند در مورد ساختارشکنی این دوگانگی ظاهری موضع ضد ماشین گاندی و حمایت او از ماشین با تنظیمات خوب بیندیشد.
عکس انواع زنبور عسل
فلسفه گاندی وارد هیپوفیزیک گاندی می شود که شامل تلفیقی از واقعیت و ارزش ، و باید است. منتقدان قبلی مانند دیوید هیوم و جی جی مور چنین درگیری هایی را یک گناه اصلی تلقی می کردند. با این حال ، بسیاری از فیلسوفان متمایز مانند هگل ، نیچه و وایتهد معتقدند که مفهوم یک داده یا واقعیت عاریه است. حقایق عمیقاً در زمینه های ارزشی نهفته شده اند. متأسفانه ، گاندی و فلسفه موضع نویسندگان را در این مورد روشن نمی کند.
با این حال ، آنها تا حدودی در مورد نژادپرستی گاندی صحبت می کنند - علیه سیاهپوستان آفریقای جنوبی (کافیرها) ، دالیتس و دیگران. چنین موضعی یک چالش واقعی برای کسانی است که گاندی را بنیانگذار جنبش های آزادیبخش در آسیا ، آفریقا ، آمریکای لاتین و ایالات متحده می دانند. نلسون ماندلا و مارتین لوتر کینگ جونیور را نادیده بگیریم که گاندی را یک تأثیر معنوی عمده می دانستند و شاید نژادپرستی خود را نادیده گرفته یا خط بطلان کشیدند.
مسأله کاستيسم با نژادپرستي ارتباط تنگاتنگ دارد. در این کتاب ، موهان و دووییدی استدلال می کنند که گاندی نه تنها از کاست حمایت کرد ، بلکه آن را به عنوان سهم منحصر به فرد هند در جهان تلقی کرد! این با تلاش او برای کاستن از طبقه از طریق عمل تغییر نام افراد دست نخورده به هریجان تطبیق نمی کند. علاوه بر این،
دکتر امبدکار و دیگران ابراز نگرانی کرده اند که حتی با وجود تمام تلاش های گاندی برای سیستم کاست ، او همچنان منتقد بالای کاست حمایت می کند.
یکی از سرگرم کننده ترین قسمت های کتاب به استریتز گاندیان اشاره می کند: گاندی از نقش مناسب و تقویت شده خود به عنوان یک وکیل غربی به ماهاتما پوشیده از لباس پوشیده شده است. اگر تفاوت بین انتقاد ، نقد و نقد و بررسی بیشتر توضیح داده می شد ، کتاب مفید بود. این جنبه به عنوان یک اظهار نظر زودگذر ظاهر می شود.
گاندی و فلسفه همچنین نشان می دهند که گاندی به شیوه خود قهرمان رامراجیا بوده است ، که به نوعی نشان دهنده نوعی هندوتوا نرم است. به عنوان خوانندگان ، ممکن است لازم باشد تفاوتهای مهم بین رامراجیه گاندی را که توسط جهانی گرایی مذهبی او و رامراجیا که هندوتووادی ها از آن حمایت می کنند ، رنگ آمیزی کنیم. گاندی و فلسفه مستحق بحث ، گفتگو و خوانش انتقادی از سوی فیلسوفان حرفه ای و خوانندگان عادی هستند.
عیار در حال بازدید از دانشکده (علوم اجتماعی و انسانی) ، IIT-دهلی است