ظاهر من امشب: (از سمت چپ) رابرت کرنلیوس ، یک خودنگاره از سال 1839 ؛ تصویر روپی کائور که توسط اینستاگرام حذف شد ؛ و یک عکس سلفی از واکر ایوانز. ما در مواقعی زندگی می کنیم که کنترل تعداد عکس های ساخته شده و پاک شده کار بدی نیست - مخصوصاً اگر عکس های سلفی در تلفن های ما باشند. عکاسی از استفاده از دوربین مناسب برای گرفتن عکس از صفحه ، گرفتن فیلم ، ایجاد فیلم های استاپ موشن و حتی عکس از یک عکس فراتر رفته است. آن لحظه محبوب ، بارگذاری و ارزش بارگذاری مجدد ، لحظه تعیین کننده مورد بحث هنری کارتیه برسون عکاس افسانه ای را تغییر داد. عکاسی در تخصیص خود توسط سایر رسانه ها و کاربران ، از ساختار منظم و کلاسیک خود رهایی می یابد. بحث کافی در مورد قدرت عکاسی برای ایجاد تغییر وجود دارد ، درست مانند سانسور مداوم آن - به ویژه برخی از تصاویر که به نوبه خود می توانند بیننده را تحت تأثیر قرار دهند. از بسیاری جهات ، عکاسی اکنون همان چیزی است که به نظر می رسید نمی تواند باشد.
همانطور که اینستاگرام مترادف با عکاسی با تلفن شد ، هر کاربر عکاس شد. این موج دوم دموکراتیزاسیون در عکاسی-اولین مورد اختراع دوربین عکس فوری بود-موقعیت خودنگاره در فضای عمومی را به شکلی که قبلاً دیده نشده است ، فعال کرده است. تصویر از خود در حال حاضر نه فقط نظر شخص در مورد آن لحظه یا آن روز خاص ، بلکه بینشی از ماهیت بی قید و شرط ذهن است.
این بیان از خود چه زمانی به رسانه وارد شد و این برای آینده عکاسی به چه معناست؟ می توان از همان ابتدای راه اندازی پرتره در عکاسی شروع کرد. با اختراع داگرئوتایپ ، پرتره ها به محبوب ترین نوع عکس تبدیل می شوند. در سال 1839 ، روبرت کورنلیوس ، کارگر فلزی مقیم فیلادلفیا و علاقه شدید به عکاسی ، داگروئوتایپی از اولین عکس خودنگاره عکاسی جهان ایجاد کرد-تصویری از مردی جوان با موهای نامرتب و مستقیم به شما نگاه می کند. این با پرتره های داگرئوتایپ سرد ، ژست دار و آینه ای آن زمان متفاوت بود.

حتی عکاس آمریکایی واکر ایوانز ، که بیشتر برای عکاسی از آثار رکود بزرگ شناخته شده است ، یک پرتره ساز پرشور از خود بود. همانطور که او بر روی تصویرسازی واقع بینانه از چیزهای اطراف خود تمرکز می کرد ، او همچنین در حال آزمایش بیان غیر رسمی خود بود. بین سالهای 1927 تا 1929 ، ایوانز وارد یک غرفه عکس شد و سرش را تکان داد ، روی تخت بیمارستان در نیویورک دراز کشید و با روبروی دوربین عکاسی کرد و سپس ، در آنچه که مربوط به خودنگاره ترین عکس از آن زمان است ، ایوانز او را تکان داد. سرش را قوی کرد ، چشمکی زد و دهانش را باز کرد تا بخندد. این سلف پرتره به نماد شخصیت جایگزین او بدل شد تا جایی که موزه هنر متروپولیتن در توصیف آخرین تصویر ایوانز می نویسد: در غیاب دانش قطعی در مورد قصد هنرمند از ساخت این خودنگاره ، شاید بتوان فرض کرد که ایوانز سرعت شاتر دوربین خود را آزمایش می کرد ، خود را به عنوان یک روح لعنتی در جهنم نشان می داد ، یا راهی را برای توصیف رابط نامرئی بین جنون و نبوغ بررسی می کرد.
جان برگر ، منتقد هنری در کتاب خود ، درک یک عکس ، س interestingال جالبی را مطرح کرد: چرا تجربه ای را که ما هر روز بارها تجربه می کنیم - تجربه نگاه کردن به عکس - را در این راه پیچیده کنیم؟ این س todayال امروزه بیش از هر زمان دیگری مطرح می شود. با توجه به این که تعداد بی پایان است ، چه چیزی یکی از سلفی های دیگر را جالب تر می کند؟ حتی هنگام عکاسی از مقاصد گردشگری ، این فضاها فقط زمینه ای برای عکس سلفی شده اند. برای بسیاری ، یک شخص نمی تواند در عکسی که از خود ساخته است تفاوت زیادی با عکس قبلی داشته باشد. بنابراین ، عارضه تعیین کننده باید در دیگری در چارچوب جدا از خود تحت اللفظی باشد ، و آنچه این دیگری ممکن است به خود یا در رابطه با خود نشان دهد.
در مارس سال گذشته ، نویسنده و هنرمند ساکن تورنتو ، روپی کائور ، عکسی از خود را در حالی که در دوران قاعدگی خود بود در تختخواب در اینستاگرام منتشر کرد. او با دوربین رو به رو شد ، چرا که یک لکه خون روی تخت و روی شلوارش دیده می شد. اینستاگرام این تصویر را به عنوان نقض دستورالعمل های جامعه حذف کرد و باعث سرکشی در مورد سانسور چیزی شد که اساساً برای زنان در سراسر جهان یک اتفاق واقعی است. پرتره Kaur کاملاً به عنوان یک سلفی تلقی نمی شد ، اما ممکن است چنین باشد. همانند کرنلیوس و ایوانز ، Kaur خود را در آن روز یا زمان خاص به تصویر کشید. برای او به عنوان عکاس ، او آنچه را مهم می دانست یا شواهدی از حقیقت خود نشان داد. جالب اینجاست که در یک نمایشگاه اخیر در دهلی ، سطح اشیاء: عکاسی در جریان ، چهار هنرمند - سرینیواس کوروگانتی ، ادسون دیاس ، اوزما محسن و سوکانیا قوش - از فرایندهای آنالوگ در عکاسی برای خروج از روایت خطی و نگاه به درون استفاده کردند. دیاس از فرایندهای عکس قرن نوزدهم برای افشای متعدد خود استفاده کرد زیرا خود را به عنوان خالق ، شاهد و موضوع معرفی کرد. آینده خودنگاره ارائه موقعیت هایی برای بیننده است که ممکن است از خود برای کمک به عکس استفاده کند.
به بیان ساده ، عکس های سلفی به جایی نمی رسند. تصویر واحد کلاسیک به تعداد/دنباله ای از تصاویری که خود را نشان می دهند پیوسته در حال افزایش است. وضعیت ذهنی در حال تغییر ما تعیین کننده عکاسی است که ما در نهایت تمرین و مصرف می کنیم. و ، شاید ، آینده عکاسی از آخرین لحظه ما که خود ما را سرپرستی می کند ، جدایی ناپذیر باشد.