
دیوالی بازگشت رام به آیودیا را نشان می دهد ، پیروز از نبرد با روان. امسال در آستانه جشنواره ، نسخه های زیادی از حماسه را مشاهده می کنیم که فرهنگ ، هنر و سیاست ما را شکل داده است. این یک سنت فوق العاده متفاوت است ، از عقل گرایی جین رامایانا گرفته تا طنز ماپیلا رامایانام. این یک ایده آل سیاسی و یک تجربه عمیقاً شخصی است. این داستان بزرگ است که شامل بسیاری از روایت های هند است.
روزی روزگاری ، پادشاهی به نام شرنیکا وجود داشت که به تازگی به دین جینیسم گرویده بود. او در مورد آنچه در مورد رامایانا آموخته بود دچار تردید شد و از این رو ، به دنبال معلم جین ، گوتاما بود. برای مثال ، شرنیکا می خواست بداند که چگونه موجودات پست مانند میمون ها می توانند پلی روی اقیانوس بسازند و پادشاه قدرتمند راخشا مانند روان را سرنگون کنند؟ چگونه ممکن است کومبکارنا تا شش ماه از سال بخوابد و از خواب بیدار نشود ، اگرچه فیلها مجبور شده اند از روی او عبور کنند و روغن جوش در گوش او ریخته شده و بوق های جنگی در اطراف او به صدا در آمده است؟
همه اینها بیش از حد خارق العاده و غیر منطقی به نظر می رسید. گوتاما به او اطمینان داد که حق با اوست و این جزئیات خارق العاده دروغ و زینتی است که توسط شاعران و احمق های اشتباه فکر می شود. او سپس به روایت آنچه که به گفته خودش داستان واقعی اتفاقات رامایانا بود پرداخت و بسیاری از اغراق ها را تصحیح کرد. به عنوان مثال ، او می گوید ، وانارا به معنای واقعی کلمه میمون نیستند. آنها نیمه خدا هستند به نام vidyadharas ، که در شهر کیشکندی ساکن هستند و وانارا نامیده می شوند زیرا استاندارد و سپرها و تاج آنها تصویر یک میمون است ، حیوانی که معمولاً در آن قسمتها یافت می شود.
این داستان در بخش آغازین Paumachariyam (Prakrit for Padmacharitam) نوشته شده توسط Vimalasuri یافت می شود. اگرچه تاریخ مشخص نیست ، تخمین زده می شود که ویمالاسوری در یا قبل از قرن پنجم میلادی زندگی می کرده است. Paumachariyam تنها یکی از سنت های قدیمی Ramakatha در بین جین ها است ، اگرچه قدیمی ترین و شناخته شده ترین است.
دکتر اوا دی کلرک ، کارشناس جینیسم که در دانشگاه گنت بلژیک تدریس می کند ، می گوید: موضوع داستان رام در بین جین ها بسیار محبوب بود. ده ها متن موجود است که توسط نویسندگان جین از سراسر هند ، به زبان سانسکریت ، پراکریت و آپابهرامشا ، اما همچنین به چندین زبان محلی مانند کانادایی ، گجراتی و هندی سروده شده است. داستان جین رام همچنین به عنوان قسمت هایی در کتاب های داستان جین ، مانند بریهاتکاتاکوشا ، و در شرح کامل تاریخ سنتی جین ، جین ماهاپوراناس بیان می شود.
این نویسندگان قدیمی جین داستان رام را بسیار متفاوت بیان کردند. نکته ای که آنها را از هندوها متمایز کرد ، اصرار آنها بر اجتناب از عناصر معجزه آسای داستان بود ، مانند نام واناراس که در Paumachariyam توضیح داده شده است. مثال دیگر این است که هیچ پیام الهی در تولد رام و برادرانش دخالت نداشت. طبق متون جین ، آنها به روش عادی متولد شدند.
این امر به این دلیل است که ، همانطور که AK Ramanujan در مقاله خود سیصد رامایانا: پنج مثال و سه اندیشه در ترجمه می گوید ، جین ها خود را عقل گرای می دانستند ، برخلاف هندوها که به گفته آنها ، به خیال پردازی ها و آیین های گزاف و اغلب تشنه به خون اختصاص داده شده اند. به نه اینکه این امر کاملاً درست باشد ؛ دکتر دی کلرک خاطرنشان می کند ، برخی از عناصر 'فوق العاده' در نسخه های Jain نیز وجود دارد. شاید ارتش راما از طریق بزرگراهی که توسط میمون ها ساخته شده بود به لانکا نرفته باشد. در اینجا آنها با ارابه های آسمانی از طریق اقیانوس پرواز می کنند.
ویژگی جذاب نسخه های جین رامایانا ، رفتار با روان است. همانطور که دکتر کومارپال دسای ، یکی از محققان برجسته جین و متولی موسسه جینولوژی در احمدآباد ، می گوید ، در جین رامایانا ، روان به عنوان یک پادشاه بزرگ و نجیب ، و به عنوان فردی آموخته و فداکار جینیسم معرفی می شود. به در واقع ، او حتی یک راکشا نیست آنطور که در بین مردم درک می شود. مانند هانومان و دیگر واناراها ، او نیز یک ویدیادار است ، فقط او به نسب راکشا تعلق دارد. جین رامایانا در واقع بسیار دلسوز روان هستند ، حتی او را به عنوان یک شخصیت محکوم و تراژیک معرفی می کنند که دارای یک نقص کشنده است: شهوت.
در حالی که مطالعاتی در مورد موضوع جین رامایاناس انجام شده است ، دکتر دسای ابراز تاسف می کند که تقریباً کافی نیست. او می گوید ، در کانون جین ، رامایانا احتمالاً به اندازه متون دیگر اهمیت ندارد. حتی در جامعه نیز چندان شناخته شده نیست ، فقط چند معلم جین گاهی اوقات بر اساس آن موعظه می کنند. با این وجود ، او احساس می کند که از مطالعه این نسخه ها می توان به دست آورد ، به ویژه اینکه چگونه از آنها به عنوان وسیله ای برای جهان بینی جین استفاده شد.
طبق تاریخ سنتی جین ، انواع مختلفی از سالکاپوروساها (افراد برجسته یا افراد شایسته) وجود داشت ، از جمله جیناها یا تیرتانکاراها ، که ایمان جین و چاکراوارتین ها یا امپراتورهای قهرمان را تبلیغ می کردند. Baladevas ، Vasudevas و Prativasudevas از جمله دیگر سالکاپوروساها بودند که Ram (پادما) نامیده می شد ، Lakshman و روان به ترتیب Baladeva ، Vasudeva و Prativasudeva بودند. این قهرمانان در هر عصری متولد می شوند ، و واسودوا و پراتیکاسودوا قرار است با یکدیگر بجنگند. بنابراین ، در نسخه جین ، این رام نیست که روان را می کشد - این لاکشمن است که این کار را می کند.
این جزئیات مهم است زیرا منظور این است که رام را به عنوان قهرمان ایده آل جین معرفی کند ، که خشونت را رها کرده است و در پایان عمر خود ، یک درمانگر جین می شود و به روشنگری می رسد. او روح تکامل یافته ای است که شور و اشتیاق خود را در آخرین تولدش فتح کرده است. از طرف دیگر لاکشمن و روان به جهنم می روند. آنها تا زمانی که تولد و مرگ های بیشتری نداشته باشند به آزادی نمی رسند. این تغییرات در داستان والمیکی برای نشان دادن اصل جین در کارما ضروری بود: اگر زندگی م pمنانه ای مانند رام داشته باشید ، در زندگی بعدی خود پاداش بهتری خواهید داشت و به آرامی به سوی روشنگری حرکت خواهید کرد و اگر مرتکب گناهان شوید ، به جهنم خواهد رفت و در کالچاکرا - چرخه زندگی و مرگ - گرفتار خواهد ماند.
دکتر دسایی می گوید داستانهای عادی همیشه متقابل هستند. این واقعیت برای ما مهم است که از وجود این نوع رامایانا در درون جینیسم قدردانی کنیم. این در حال حاضر اهمیت بیشتری پیدا می کند ، هنگامی که ایده ای یکدست درباره هندوئیسم - ایده ای که شامل فلسفه های مختلف مستقل بودایی و جین است - ارائه می شود ، ارائه می شود. با به رسمیت شناختن Jain Ramayanas و با مطالعه و مطالعه آنها ، ما همچنین غنای سیستم های فلسفی هند را به رسمیت می شناسیم و برای روایت های جایگزین جا باز می کنیم.
*این داستان در ابتدا با عنوان بسیاری از زندگی ، بسیاری از استادان منتشر شد
برای خواندن به زبان هندی ، اینجا کلیک کنید