بورولین به بانتول کبیر: چگونه شماره‌های پوجا مجلات کودکان ذائقه ادبی بنگال را شکل داد

pujo sankhya (مسئله puja) یا puja barshiki (سالانه پوجا) بخشی از جهان ذهنی هر طبقه متوسط ​​تحصیل کرده بنگالی را تشکیل می دهد، به ویژه کسانی که کلکته را خانه می نامند، یا زمانی به آن می گفتند.

صفحات پوجا: شماره‌های مجلات کودکان، کیشور بهاراتی (C) و آنانداملا.

اولین مجله بنگلا که شماره ویژه ای را به مناسبت پوجا منتشر کرد، بهاراتی بود که شماره ویژه پوجا خود را در سال 1919 منتشر کرد، در حالی که Anandabazar Patrika یک مکمل پوجا را در سال 1922 منتشر کرد. از آن زمان، تقریباً تمام مجلات بنگالی با ارزش این نام آورده شده اند. از مسائل ویژه پوجا. آنها معمولاً بسیار ضخیم‌تر از مجله‌های معمولی هستند، حاوی چیزی بین سه تا ۱۰ برابر تعداد صفحات هستند و حاوی مجموعه‌ای از مقالات هستند - معمولاً آمیزه‌ای از داستان و غیرداستانی، با کمک‌های لیبرال از شعر، گاهی اوقات با مصور فراوان، و اغلب. حاوی آنچه امروزه به آن رمان گرافیکی یا داستان کوتاه گرافیکی می گویند.



اگر کسی آنانداملا را عمدتاً برای جدیدترین سانیل گانگوپادیای می‌خرید (کاکابابو برای انتخاب، اما تقریباً هر کاری که مرد بزرگ انجام می‌داد) به شوکتارا می‌رفت عمدتاً برای کمیک‌های نارایان دبنات بی‌همتا، خالق جاودانه Bantul the Great و Handa- بوندا. لذت های دیگری هم وجود داشت - فلودای ساتیاجیت ری یا پروفسور شونکو. داستان‌های کوتاه و گاهی طولانی لیلا مجومدار، پرمندرا میترا یا سیرشندو موخوپادحیای. ابیات - گاه کاذب، گاهی نه - نوشته شده توسط برخی از بهترین واژه سازان بنگال، تصاویر فوق العاده خاطره انگیز و البته تبلیغات همه چیز از بستنی کوالیتی (اگر شیر دوست ندارد، در عوض به او کوالیتی بدهید! شعار) به شوینده های سفید کننده تضمینی مانند Det (الان دیگر قابل مشاهده نیست، افسوس) و Surf (اکنون به عنوان پیشرفته و جذاب شکوفا شده است). اگر کرم ضد عفونی کننده شوروبهیتو، بورولین! این خطی است که تقریباً هر بنگالی هم سن و سال من می تواند با صدای جیر جیر درست زمزمه کند، این تا حدی به دلیل تصاویری است که PYT های غربی پر زرق و برق را نشان می دهد که از چیزهای سفید رنگی استفاده می کنند که در هر خانه بنگالی به اندازه چمدان های پیچیده شده در ملحفه های قدیمی است. بالای گودرج المیراها و پرتره ای با قاب احترامی از رابیندرانات تاگور.



مانند چمدان‌ها، بستنی گورودب و کوالی، پوجو سانخیا (مسئله پوجا) یا پوجا بارشیکی (سالانه پوجا) بخشی از جهان ذهنی هر طبقه متوسط ​​تحصیل کرده بنگالی را تشکیل می‌دهد، به‌ویژه کسانی که کلکته را خانه می‌خوانند یا زمانی به آن می‌گویند.



به جای شرم آور، باید اعتراف کنم که نمی دانم دقیقا چه کسی ایده پوجا بارشیکی را مطرح کرده است، اما شک ندارم که این شخص یا افراد به اندازه نوبین جایگاه مهمی در تاریخ اجتماعی و فکری بنگال و بنگال دارند. چاندرا داس (مخترع افسانه‌ای آن یکی دیگر از عناصر اصلی زندگی بنگالی، روزوگولا). برای من، مانند صدها هزار، اگر نگوییم میلیون‌ها نفر دیگر، پوجا سانخیاس و بارشیکی‌ها بخشی از بافت زندگی بنگالی بوده‌اند.

یکی از دارایی‌های باارزش من که به‌طور تصادفی با کتاب‌ها و مجلات قدیمی‌تر و با ارزش‌تر توسط مادربزرگ کتاب‌شناسم نگهداری می‌شود، پوجا بارشیکی آنانداملا در سال 1976 است، با رمان‌های ساتیاجیت ری (شنکور شونیر دوشا)، شانکار (پیکلور کلکته-بهرامان)، Sunil Gangopadhyay (Holdey Barir Rahasya)، Bimal Kar و دیگران، از جمله یک کمیک طولانی از والت دیزنی به نام Daini Paharer Dikey (به سوی کوه جادوگر) با کلمات انگلیسی در حباب های گفتار با Bangla جایگزین شده است.



در میان این همه کف، سرخوش و شادی، کشف آگهی سیاه و سفید اداره تبلیغات و تبلیغات بصری دولت هند (DAVP) در صفحه 258 که با حروف بزرگ اعلام می کند که ملت در حال حرکت است، کمی شوکه کننده است. aaro srinkhalar pothey (در مسیری با نظم و انضباط بیشتر)، فضیلت هایی مانند وقت شناسی و کارآمدی را با بی طنز حساب شده ستایش می کند - و سپس، البته، شخص متوجه می شود که دقیقاً در میانه وضعیت اضطراری است، اگرچه هیچ چیز دیگری در این صفحه 280 پلاس وجود ندارد. مجله هر اشاره ای به این دوره تاریک تاریخ ما می دهد.



کتابی وجود دارد که در انتظار نوشته شدن است در مورد این که چقدر یا چقدر چنین رویدادهای مهم تاریخی در نشریات رایج زمان ما بازنمایی شده است (آیا جنگ بنگلادش و پیامدهای آن به اندازه وضعیت اضطراری در puja barshikis بیان نشد، یا چیزها متفاوت بودند، تعجب می کنم، اما نمی توانم پاسخی پیدا کنم).
با بزرگ شدن، عادات خواندن نیز تغییر کرد، از آنانداملا و شوکتارا به پاتریکا و دش، با یک انحراف ناشناخته از طریق آناندالوک (مجله فیلم و شایعات). و در حالی که برخی از مجلات با محوریت زنان را مطالعه می کردند، برخی دیگر شماره جشنواره The Statesman’s را ترجیح می دادند.

خاطره ای ماندگار منتظر رسیدن پوجا بارشیکی هاست و سپس با خواهر و برادرها و پسرعموهای مختلف دعوا می کنند تا قبل از هر کس دیگری جدیدترین کاکابابو یا بانتول یا هر چیز دیگری را بدست بیاورند. دیگری گذراندن ظهرهای غمگین پس از پوجو با آفتاب در حال کاهش در آسمان، کاهش امید برای ملاقات دوباره با همسایه زیبای خاص (این قبل از عصر تلفن های همراه و واتس اپ بود)، مدرسه یا کالج هنوز چند هفته مانده به بازگشایی - و می توانم مدرسه یا دانشگاه تا به حال درد دل آدم را ترمیم کرده است؟ - با تنها امکان شادی که در کاغذ روزنامه این مجلدات بزرگ و با صحافی بد، در داستان های آنها از همه چیز، از ماجراجویی گرفته تا جانورشناسی رمزی، با عشق، شهوت و حمام ارائه شده است.



نام و عکس گل های نارنجی

سامانتک داس در دانشگاه جادوپور کلکته ادبیات تدریس می کند.