ندای وحشی: ایده هند نوشته های هیو آلن و جیم کوربت را فرا گرفته است

روپا راین لایت کتاب تنهایی ببر (1960) ، کتاب انفرادی هیو آلن ، نویسنده شیکار مورد علاقه دیوید داویدار را دوباره منتشر کرد.

کتاب اصلی



روپا راین لایت کتاب تنهایی ببر (1960) ، کتاب انفرادی هیو آلن ، نویسنده شیکار مورد علاقه دیوید داویدار را دوباره منتشر کرد. زمانی که استقلال نقشه را عوض کرد ، او در حال بهبودی در هند از آسیب جدی سر ، یادگاری از جنگ جهانی دوم بود. او تصمیم گرفت در این سمت بماند. او و خواهرش یک ملک در Mandikhera (امروزه مادیخدا ، در منطقه شیوپوری ، مادیا پرادش) خریدند و بادام زمینی و کنجد کاشتند. دهه 1950 بود ، هنگامی که داشتن اسلحه وظایف خاصی را بر عهده داشت: تیراندازی برای گلدان و از بین بردن آفات کشاورزی و شکارچیان برای ایجاد لوبنسراوم برای دهقانان در حال رشد ، فقرای جدید مستعمره هند.



آلن نویسنده ای جذاب با سبک شخصی آسان است و با مساوی یکسان باعث ایجاد تنش در ردیابی گربه های بزرگ و زیبایی جنگل های مرکزی هند ، زمانی که شکارگاه مورد علاقه مغول ها می شد ، می شود. در حال حاضر که زمین های کشاورزی آنها را تحت تسلط خود درآورده بود ، آنها در زمان او در حال کاهش بودند. آلن همان موضوعی را دارد که جیم کوربت ، محبوب تر است ، اما شاید کار او شدیدتر باشد زیرا او بین دو جلد مطالبی را که کوربت برای پر کردن هشت کتاب استفاده کرده است ، از Man-Eaters of Kumaon (OUP، 1944) تا ببر معبد (OUP ، 1954).



شباهت در کار آنها فقط به دلیل نزدیکی جغرافیایی اجتناب ناپذیر است. کوربت گستره وسیع تری داشت ، از تپه های اوتاراکند ، جایی که در آن متولد شد ، تا موکاما گات در گنگا ، جایی که در راه آهن و به عنوان پیمانکار کار به مدت 12 سال کار کرد ، اما مادیا پرادش دارای مناطق اکولوژیکی مشابه نیز است. و بنابراین ، در حالی که کوربت بی وقفه یک گراز را شکار می کرد که روستاییان آن را پسر شیطان نامیده بودند - و این شانس شیطان را داشت - آلن نوشت که در مخفیگاهی برای یک گراز غیرقابل توقف دراز کشیده بود که بدن او قبلاً شامل دو گلوله او بود.

در مخفیگاه ، او مخوف ترین صدای جنگل تاریک ، لغزش مار را شنید. فقط یک چیز می تواند بدتر باشد - محبوس شدن در اتاقی تاریک با خزنده ای سمی. در زندگی در موکامه گات (هند من ، 1952) ، کوربت درباره حضور در حمام تاریک با مار کبری نوشت. او به طور تصادفی فانوس خود را خاموش کرده بود ، و برای عجله از آب روی آن می پاشید ، و مجبور شد نیم ساعت در تاریکی کامل ، برهنه و کاملاً بی حرکت منتظر بماند تا کارگرانش متوجه شوند که او به کمک نیاز دارد.



آلن نیز مانند کوربت ، محافظه کار در سن شکار و تیراندازی متولد شد. هیجان شکار بعد از اینکه ماشه را کشیدم ، ثانیه بعد از بین رفت. پس از آن ، وقتی به بدن بی جان نگاه می کنم ، عذاب وجدان می آید و گناهکاران فکر می کنند که در آنجا ، اما برای من ، یک حیوان باشکوه وجود دارد. و هر دو کتاب بالاخره درباره هویت هستند. نوشته های کوربت پیوند عمیقی با مردم فقیر و تقریباً ناسیونالیستی هند نشان داد. آلن نیز به مزارع و جنگل های کشوری که تصویب کرده بود وابسته بود و زندگی کشاورز بادام زمینی را بر حوصله روحانیون لندن انتخاب کرد ، که بسیاری از سربازان سرباز پس از هیجان مخرب جنگ جهانی غیرقابل تحمل یافتند. آنها به عنوان نویسندگان شیکار شناخته می شوند ، اما موضوع اصلی آنها ایده هند بود.