پرواز مرغ دریایی

تئاتر استودیو چخوف، مستقر در ملک آنتون چخوف در مسکو، تماشاگران را از طریق یکی از آثار کلاسیک نمایشنامه‌نویس روسی می‌برد.

نمایش مرغ دریایی، تئاتر در دهلی، آنتون چخوف، نمایش روسی در دهلی، ولادیمیر بایچر، نمایشنامه های آنتون چخوف، مرغ دریایی چخوف، تولید روسی در دهلی، بهارات رنگ ماهوتساو، مدرسه ملی نمایش، NSD، بوریس تریگورین، کنستانتین ترپلیوف، تئاتر در دهلیصحنه ای از نمایشنامه

مرغ دریایی نوشته آنتون چخوف داستان زنی است که مردی را دوست دارد و زنی دیگر عاشق همان مرد و مردی که عاشق زن و غیره است. این نمایشنامه همچنین سفری عمیقاً صمیمی به روح خود چخوف است. ولادیمیر بایچر، مدیر تئاتر استودیو چخوف، گروهی مستقر در املاک نمایشنامه‌نویس روسی، می‌گوید که تضاد بین نویسندگان بوریس تریگورین و کنستانتین ترپلیوف فقط یک درگیری بین کلاسیک‌نویس و یک پیشگام نیست، بلکه مبارزه خود چخوف است. متن کلاسیک را نوشت اجرای خیره کننده بازیگران بی نقص، نمایشنامه چخوف را زنده کرد. چایکا (مرغ دریایی چخوف) در چمن باز و فضای سرپوشیده مدرسه ملی نمایش در طول Bharat Rang Mahotsav. پس از جمع آوری حیرت زده تماشاگران، بایچر در مورد چندین لایه تولید صحبت کرد.



گزیده ای از مصاحبه:



وقتی نمایشی را که برای یک سالن ساخته شده است به مکان دیگری می آورید، چه تکنیک هایی را به کار می گیرید؟



این نمایش در سرزمین چخوف زندگی می کند که ملک موزه آنتون چخوف در روستای ملیخوو در منطقه مسکو است. از دیدگاه من، املاک مینیاتوری از تنظیمات است که داستان مرغ دریایی در آن اتفاق می افتد. یک دریاچه، یک نقطه پزشکی، یک زمین کروکت، جاده های خاص و اسب وجود دارد. از همه این فضاها در اجرا استفاده می شود. برای دهلی شکل متفاوتی برای نمایش ایجاد کردیم. گفتیم که آخرین عمل در جای دیگری خواهد بود.

ما تصمیم گرفتیم که از پلان آینه استفاده کنیم - بنابراین تماشاگران در یک طرف می نشینند و در اولین اقدام به طرف مقابل نگاه می کنند و سپس بلند می شوند و در طرف دیگر می نشینند و به سمت جایی که قبلاً نشسته بودند نگاه می کنند. جای آدم ها و بازیگران عوض می شود. ما مطمئن نبودیم که کار کند اما کار کرد.



چقدر برای مخاطب مهم است که قبل از حضور در یک اجرا، متن را بدانند، مخصوصاً در هند که عمدتاً به زبان روسی اجرا می کردید؟



اشکال سیاه پوسته سخت کوچک

به نظر من اگر داستان را بدانند بهتر است. این یک سوال از زمینه است. در روسیه مرغ دریایی مانند انجیل تئاتر است و همه افرادی که به تئاتر می روند کم و بیش این نمایش را می شناسند.

در دهلی، افراد کمی این داستان را می دانند. مهم این بود که آنها داستان را بفهمند و بعد بفهمند که ما چگونه این داستان را تعریف می کنیم. دوبار تکان دهنده است اجرا را از قسمتی شروع می کنیم که ماشا تئاتر را خراب می کند زیرا زن دیگری نقشی را که او می خواست بازی می کند. این یک نشانه بود، زیرا ما تصمیم گرفتیم که بازی ما با یک صحنه مبارزه بسیار قوی شروع شود.



ماشا حسود است. او کارگردان را دوست دارد اما تئاتر او را نابود خواهد کرد. این اغلب در مورد یک زن اتفاق می افتد، باور کنید.



زن مردی را دوست دارد، اما می تواند همه چیز را نابود کند، به خصوص به این دلیل که او را دوست دارد. بنابراین، ما با یک شوک شروع می کنیم.

نمایش مرغ دریایی، تئاتر در دهلی، آنتون چخوف، نمایش روسی در دهلی، ولادیمیر بایچر، نمایشنامه های آنتون چخوف، مرغ دریایی چخوف، تولید روسی در دهلی، بهارات رنگ ماهوتساو، مدرسه ملی نمایش، NSD، بوریس تریگورین، کنستانتین ترپلیوف، تئاتر در دهلیکارگردان ولادیمیر بایچر.

نکته قابل توجه اجرا سطح بالای بازیگری بود که از رئالیستی به فانتزی رسید. چگونه سبک بازیگری نمایش را ایجاد کردید؟



مشکل اصلی پیدا کردن تمرکز بود. ما همه اجراها را در یک اتاق، یک جعبه سیاه انجام دادیم. ما خیلی واقع بینانه قدم به قدم روی تمام صحنه ها رفتیم. سپس، مناظر را از طراح گرفتیم. سپس، ما شروع به تغییر بازیگری و تغییر سبک کردیم، زیرا در هوای آزاد به صدای متفاوتی نیاز داشتیم که بتواند به دوردست ها برسد.



برای انجام این کار، باید اصول عاطفی بیشتری داشتیم. در اولین اقدام، آرکادینا به طور ناگهانی شروع به بازی صحنه ای از هملت می کند، زیرا او یک بازیگر است و ما تصمیم گرفتیم این کار را با یک اثر بسیار تئاتری انجام دهیم. بلافاصله پس از آن، آنها به عملکرد واقعی باز می گردند. این دامنه مدام در حال افزایش و کاهش است.

آخرین نمایشی که مخاطب را از چمن‌های باز به فضای بسته‌ای که فضای موزه‌ای دارد، می‌برد، چه اهمیتی داشت؟



چه نوع درخت میوه ای دارم

پرده چهارم به داخل ساختمان تغییر می کند و چارچوب زمانی - برخلاف فضای دو ساله در متن چخوف - به 120 سال بعد می رسد. دوران مدرن واقعیت کاملاً متفاوتی دارد. بیرون سبزه بود، کالسکه ای واقعی با اسب ها، احساسات و عواطف واقعی و در داخل، صفحه تلویزیون و دیوارها و فرش هایی داریم که مانند پرده های سبزی هستند که روی آن فیلم می گیرند.



این نشان می دهد که ما زندگی نمی کنیم. ما می خواهیم مردم زندگی کنند اما نمی کنند. آنها ابزارهای خود را دارند. شخصیت‌ها آدم‌های دیوانه‌ای هستند، مثل اعدادی که فریاد می‌زنند بی‌جان.