آناپورنا دیوی ترجیح داد از چشم انداز دور بماند. آناپورنا دیوی ، نوازنده مشهور روز شنبه در 91 سالگی درگذشت. از فرزندان Maihar gharana ، چندین داستان درباره عظمت وی به عنوان یک نوازنده ، خلق و خوی او و شیوه تدریس منحصر به فرد او وجود دارد. او که گوشه گیر بود ، موسیقی خود را مانند یک سادیکا تمرین می کرد ، زندگی خود را وقف آموزه های موسیقی پدرش کرد و دانش خود را به برخی از دانش آموزان ، از جمله پاندیت هریپراساد چوراسیا ، نیتیاناند هالدی پور و باسانت کبرا ، و دیگران منتقل کرد. دختر استاد علاءالدین خان ، خواهر استاد علی اکبر خان و همسر اول پتی رووی شانکار ، او تصمیم گرفت که دور از چشم انداز باقی بماند. او به ندرت در ملاء عام اجرا می کرد ، هرگز به طور رسمی ضبط نمی شد ، به جوایز اهمیت نمی داد و مصاحبه نمی کرد. ما با کسانی که او را می شناسند و کسانی که او را می شناسند صحبت کردیم.
شوبندرا رائو ،
نوازنده سیتار ، Maihar Gharana و Pt Ravi Shankar شاگرد.
او چنان معمایی بود که تعداد کمی از افراد به شخص واقعی دسترسی داشتند. تعداد کمی از مردم واقعاً او را می شناختند. بنابراین بسیاری از چیزهایی که گفته و نوشته می شود حدس و گمان است. او یکی از فوق العاده ترین نوازندگان بود - شنیدن تعداد انگشت شماری ضبط و آنچه نسل قدیمی تر به ما گفته اند. برای او موسیقی یک مسیر معنوی بود نه سرگرمی. فقط برای سرگرمی روح خودش بود. او مدتی در ملاء عام بازی کرد. او با گوروجی من (شانکار) ازدواج کرده بود ، اما گمانه زنی هایی وجود دارد که او بهتر از گوروجی بود. ما چه کسی هستیم که او را 80 درصد بابا و علی اکبر خان سحاب 60 درصد قضاوت کنیم. من سالها با گوروجی زندگی کردم و او هرگز چیزی علیه او نگفت و ما هیچ حرفی از او نشنیدیم. من در سن 12 سالگی او را ملاقات کردم و پدرم NR Rama Rao ، که او بسیار او را دوست داشت ، مرا به دیدن او برده بود. من نیز به نام پسرش شوبهندرا نامگذاری شده ام. پدرم همیشه می گفت که غریزه مادری قوی دارد. وقتی ملاقات کردیم ، به او گفتم از پاندیتجی درس می آموزم و او گفت: 'او اقیانوس بزرگی است ، به همان اندازه از او بگیر'. باسانت کبرجی را آنجا دیدم ، سر به زیر ، در حال تمرین دو چلان در یامان. این یک گیلمیت (آهسته) بود ، و گاهی اوقات او را تصحیح می کرد. هنوز آن ترکیب را به خاطر دارم. مرگ او پایان یک دوران است. من تعجب می کنم که آیا او تغییر می کرد و موسیقی او در سالهای بعد همچنان پابرجا بود. به یک معنا ، حفظ معما نیز خوب است زیرا در این صورت هر روز ارزیابی نمی شوید. این یک ضرر بزرگ برای همه ما ، به ویژه برای Maihar gharana است. ستون سوم (دو مورد دیگر علی اکبر خان و شانکار) نیز از بین رفته است.
آناپورنا دوی با پاندیت راوی شانکار ؛ پاندیت تجندرا ماجومدار ، بازیکن سرود ، مهیار غارانا
من دوبار با پیشیما (آناپورنا دوی) ملاقات کردم ، و این تنها به دلیل استاد راهنمای من ، استاد علی اکبر خان سحاب امکان پذیر بود ، که من را با خود همراه کرد. متأسفانه ، من هرگز این شانس را نداشتم که به اجرای او گوش دهم ، اگرچه چند ضبط از او دارم که یافتن آنها نیز بسیار نادر است. ممکن است او در ملاء عام اجراهای زیادی نداشته باشد ، اما به نظر من ، این موسیقی که از طریق آموزش به دانش آموزان برای موسیقی انجام داد ، عالی بود. برخی از بهترین نوازندگان ما شاگردان وی بوده اند ، مانند نیخیل بانرجی ، پرادیپ باروت و البته هریپرساد چوراسیا. او متعلق به نسل گوروهایی بود که دارای هاله خاصی از دانش بودند. متأسفانه با مرگ او ، آن نسل مرد. او هرگز سعی نکرد تا در مرکز توجه قرار گیرد ، اما هنوز بسیار مورد احترام بود زیرا استعداد او خارق العاده بود. خیلی ها بازی او را به طور زنده نشنیده اند ، اما کسانی که شنیده اند ، هنوز در مورد آن صحبت می کنند. حتی وقتی به قطعات ضبط شده گوش می دهید ، باورش سخت است که کسی بتواند با چنین سرعتی سوربهار را اجرا کند. ما آخرین نسل گوروها را از دست دادیم ، که همه ما زیر چتر آنها شکوفا شدیم.
گیاه مادر یک میلیون نوزاد
راجندرا پراسانا ، نوازنده و نوازنده شهنا ، باناراس غارانا
من هرگز این شانس را نداشتم که او را ملاقات کنم. ناراحت کننده است که اکثر ما فرصتی برای شنیدن اجرای او پیدا نکردیم ، اما خدمات بزرگ او به موسیقی از طریق انتقال دانش او بود. میراث او و میهن غاران توسط همه دانش آموزانی که خوش شانس بودند که توسط او آموزش داده شوند زنده نگه داشته می شود.
میتا پاندیت ، خواننده ، گوالیور غارانا
آناپورناجی یک سادیکا بود که کاملاً از زندگی عمومی دور بود. او علاقه ای به دنیا نداشت ، او فقط برای خدا و خودش آواز می خواند. او خود را در آموزه های پدر غرق کرد. دوستداران موسیقی مدام می خواستند او را بشنوند اما نتوانستند. اکنون به واسطه شاگردان او است که ما می توانیم برخی از موسیقی او را بشنویم.
Pt Hariprasad Chaurasia در مراسم تشییع جنازه اش. Basant Kabra ، بازیکن سارود و شاگرد Annapurna Devi
در مورد یادگیری من با Annapurna ma چیزی بسیار سیستماتیک وجود داشت. او می گوید که اگر کسی روش آموزش و تمرین در ریاض را تمرین کند ، هنرمندی مهم خواهد شد. او سالها فقط به من یامان آموخت. او از من می خواهد که مدتی از مغز خودم استفاده نکنم و دقیقاً همانطور که او می گوید را انجام دهم و بعداً ، هنگامی که من نحوه حرکت راگا را درک کردم ، او می پرسید ، به نظر شما چه چیزی می توان به این اضافه کرد. اما تأیید لازم بود. او می گفت 'راگ خراب نا هو جای'. با وجود همه چیزهایی که برای خلق و خوی او گفته شد ، او بسیار دوست داشتنی بود. من مثل پسرش آنجا زندگی می کردم. آخرین باری که او را ملاقات کردم به مناسبت گورو پورنیما در آگوست امسال بود. او روی ویلچر بود اما به من گفت سارودم را بگیر و یامان بازی کن. او کمی آواز خواند و به من گفت که درس او را دنبال کنم. فکر نمی کنم معلم بهتری وجود داشته باشد.
با ورودی های Pooja Pillai