انقلاب هرگز نمی میرد: موزه انقلاب. (منبع: سومان باسروي) آنا النا می گوید وقتی به طبقه دوم کاخ ریاست جمهوری در هاوانا می رویم ، به سوراخ های گلوله در دیوار مرمر نگاه کنید. النا ، راهنمای تور رسمی ما ، سعی می کند توجه ما را به دیوار بزرگ مرمر سفید رو به راه پله جلب کند که به نظر می رسد بیش از دوجین سوراخ گلوله کوچک و کاملاً گرد دارد. من چند تا از آنها را لمس می کنم و انگشت من حدود یک اینچ داخل یکی از آنها می رود. من به بسیاری از موزه های جهان رفته ام اما هرگز سوراخ گلوله ای را مشاهده نکرده ام که روی دیوار ورودی اصلی پاشیده شده و کاملاً حفظ شده و در معرض نمایش گذاشته شده است. وقتی به این حفره های گلوله خیره می شوم ، تصاویر تلویزیونی ترسناک اخیر از چارلستون ، بمبئی ، استانبول ، پاریس ، لاهور ، کابل ، لندن ، دنور و بسیاری از نقاط دیگر در ذهن من نقش می بندد - شما از دیدن آن احساس می کنید وهم آور و ناراحت کننده هستید.
اما این کاملاً متفاوت است ؛ این Museo de la Revolución (موزه انقلاب) در هاوانا ، کوبا است ، و سوراخ های گلوله تاریخی روی دیوار دارای توضیحی است: سوراخ های دیوار هنگام حمله به کاخ ریاست جمهوری در 13 مارس 1957 ایجاد شد. اعضای دایرکتوری انقلابی ، سازمان مسلح فدراسیون دانشجویان دانشگاه ، که هدف آنها اعدام دیکتاتور فولگنسیو باتیستا بود ، حمله را انجام دادند. دانش آموزان با دو اتومبیل و یک کامیون تحویل (که اکنون در خارج از موزه به نمایش گذاشته شده است) رسیدند و در ورودی به سمت نگهبانان آتش گشودند ، از همان پله هایی که رفتیم بالا رفتند و به دفتر باتیستا در طبقه دوم حمله کردند. باتیستا از درب مخفی کنار دفتر کار خود به طبقه سوم فرار کرده بود. پس از چند ساعت درگیری مسلحانه ، تقریباً 40 دانش آموز به همراه چند نگهبان قصر کشته شدند. شما شاهد بقایای سرد آن روز خونین روی دیوارها هستید. در فیلم 2015 ، پاپا: همینگوی در کوبا ، به کارگردانی باب یاری ، صحنه ای از این حمله به کاخ ریاست جمهوری وجود دارد که همینگوی شاهد تیراندازی است ، پشت یک کامیون با روزنامه نگار جوان ، اد مایرز ، با بازی جووانی ریبیسی ، پشت یک کامیون قرار می گیرد.
نشانه های انقلاب در خیابان های هاوانا (منبع: سومان باسروي) این موزه یک ساختمان نئوکلاسیک زرق و برق دار است که در سال 1920 افتتاح شد و توسط دو نفر از معماران کوبا و بلژیک-کارلوس مائوری و پل بلاو-طراحی شده و توسط تیفانی از نیویورک تزئین شده است. با سرعت به سمت اتاقهای مجلل طبقه دوم می رویم. در مرکز طبقه دوم یک تالار مجلل مجلل با لوسترهای تیفانی ، وسایل روشنایی ، آینه ها و سقفی با نقاشی دیواری زیبا قرار دارد. در اتاق بعدی ، که دفتر روسای جمهور است ، راهنمای ما به تلفن طلایی اشاره می کند که روی یک چهارپایه کوچک قرار دارد و توسط باتیستا و سایر روسای جمهور استفاده می شود. چند روز قبل از عزیمت به کوبا ، من فیلم کلاسیک فرانسیس فورد کاپولا به نام The Godfather Part II (1974) را تماشا کرده بودم. در این دنباله ، مایکل کورلئونه به هاوانا سفر می کند تا درباره آینده تجاری خود تحت حفاظت از باتیستا صحبت کند. در یک صحنه ، مایکل در حال ملاقات با چندین شخصیت برجسته و مردان مافیایی است. باتیستا یک قاب چوبی باز می کند و یک تلفن طلایی بیرون می آورد و به مهمانان خود اعلام می کند که این یک هدیه کریسمس از شرکت تلفن و تلگراف آمریکا است. پس از بازگشت به ایالات متحده ، تحقیقاتی انجام دادم و دریافتم که تلفن طلایی نمادی است که نشان دهنده قدرت یا ارتباط با قدرت بالاتر است. تلفن طلایی موزه در مراسم اهدای جایزه در سال 1957 توسط سفیر ایالات متحده آرتور گاردنر به باتیستا اهدا شد. چندین اتاق در طبقه دوم به تاریخ حمله به پادگان مونکادا در سال 1953 اختصاص داده شده است و می توانید آپارتمان نمونه ای را که نقشه حمله در آن طراحی شده بود ، مشاهده کنید و عبایی را که فیدل در دادگاه برای دفاع از خود در آنجا تحویل داده بود ، مشاهده کنید. تاریخ تاریخی سخن من را تبرئه خواهد کرد.
کودکان در حال استراحت هستند. (منبع: سومان باسروي) سپس ، به سمت ورودی عقب موزه حرکت می کنیم تا 'گرانما' را که در Memorial Granma Pavillion قرار دارد ، ببینیم. تعداد زیادی گردشگر از سراسر جهان وجود دارد - فرانسوی ، آلمانی ، اسپانیایی و آمریکای لاتین. در میان آنها ، من متوجه یک دختر جوان فرانسوی در حدود چهار یا پنج ساله می شوم که دست پدر و مادرش را گرفته و جلوی ما قدم می زند. والدینش گرانما را به او نشان می دهند ، قایق تفریحی که فیدل و 81 تن از رفقایش از مکزیک به کوبا آمدند ، اکنون در محفظه ای شیشه ای با تهویه مطبوع نمایش داده شده است. از پله های چوبی منتهی به سکویی که محوطه دایره ای را احاطه کرده است ، بالا می رویم. قایق بادبانی نسبتاً کوچک است ، طول آن حدود 13 متر است و راهنمای ما به ما می گوید که باید حدود 10 تا 12 نفر را در خود جای دهد. در اکتبر 1956 با پول جمع آوری شده در ایالات متحده خریداری شد. در شب 25 نوامبر 1956 ، فیدل و رائول کاسترو ، چه گوارا ، کامیلو سینفوئگوس و 78 انقلابی دیگر از جنبش 26 ژوئیه از بندر تاکسپان مکزیک ، وراکروز ، عازم کوبا شدند. پس از یک سفر دریایی بسیار دشوار ، آنها در Playa Las Coloradas در استان Oriente ، که اکنون استان گرانما نامیده می شود ، فرود آمدند. این همان نقطه فرود است که خوزه مارتی 61 سال پیش در آنجا فرود آمده بود تا کوبا را از سلطه استعمار اسپانیا آزاد کند. در مورد این سفر ، چه گوارا بعداً می نویسد: ما به زمین محکمی رسیدیم ، گم شدیم ، مانند بسیاری از سایه ها یا ارواح که در پاسخ به برخی از انگیزه های روانی مبهم راهپیمایی می کردند ، زمین گیر شدیم. ما در طول گذر از دریا هفت روز گرسنگی و بیماری مداوم را پشت سر گذاشته بودیم.
کوبا هر سال در 2 دسامبر فرود گرانما را به عنوان روز نیروهای مسلح کوبا جشن می گیرد. دختر کوچک فرانسوی را می بینم که دست چپش را بالا می برد و به مادربزرگ اشاره می کند و از مادرش می پرسد: Pourquoi le bateau est-il enfermé ici derrière le verre et pas dans l’océan si près؟ (چرا قایق در پشت شیشه محصور شده است و روی اقیانوس نیست؟). یک سوال نسبتاً منطقی مادرش پاسخ می دهد: C’était sa destination. C’était leur destin. (این مقصد بود. سرنوشت آنها بود.)