دایا پراساد گورونگ (R) و همسرش هوسوبا گورونگ، در Khilang، روستایی داخلی در رشته کوه آناپورنا نپال. (عکس: پوجا چودری) در حالی که ممکن است برای شما مانند هر جنگل دیگری به نظر برسد، برای ما مقدس است. دایا پراساد گورونگ توضیح داد که ما به آن احترام می گذاریم و به آن احترام می گذاریم، در حالی که من در خانه اش در نپال نشسته بودم و به او گوش می کردم. رشته کوه آناپورنا نپال، متعلق به یکی از بسیاری از جوامع ساکن هیمالیا است که ارتباط نزدیکی با محیط زیست دارد.
برای کسانی که نمی دانند، هیمالیا یکی از متنوع ترین مناطق جهان است. بیشتر جوامعی که در اینجا زندگی میکنند به طبیعت احترام میگذارند و مخزنی از داستانهای شفاهی، افسانهها و اسطورهها حول این رابطه ذاتی ساخته شدهاند. همزیستی برای آنها آسان می شود و با روایت های قدیمی شان که برخی از آن ها آنقدر قدیمی هستند که حتی مردم محلی زمان پیدایش آن را نمی دانند، بیشتر تقویت می شود.
در حالی که برخی از فولکلورها دارای مفاهیم مذهبی هستند، برخی دیگر بر اساس اعتقادات، و پیوندهای فرهنگی و سنتی قوی هستند. خواه آروناچال پرادش در هند باشد، مردم محلی رشته کوه آناپورنا نپال یا بوتان، جوامع در کل یک همسویی طبیعی قوی نسبت به محیط خود نشان می دهند.
برای مردم در Khilang، منطقه جنگلی مشرف به روستا مقدس است. این مکان که عموماً به عنوان 'Kuliphi' شناخته می شود، در اطراف 'Thanku asthan' متمرکز است - مکانی مقدس که نمادی از محل سکونت خدای آنها 'Thanku' است. مردم محلی معتقدند که 'آستان' حدود 500 سال پیش از مکانی به نام 'کومو' در هیمالیا به مکان فعلی خود آورده شده است. در حال حاضر منابع آن در حد دانش و توانایی حفظ و نگهداری می شود. داستان جنگل مذهبی باجرا براهی نیز مشابه است که در نزدیکی محدوده شهر لاتیتپور و در چند کیلومتری شهر کاتماندو قرار دارد.
جاده ای که کمتر سفر کرده است: در مسیر سیکلز در نپال، روستای گورونگ در ارتفاع 2000 متری، همچنین بخشی از منطقه حفاظت شده آناپورنا. (عکس: پوجا چودری) معبد قرن شانزدهمی باجرا براهی توسط جنگل برگریز سبز و انبوه به مساحت تقریبی 19 هکتار احاطه شده است. این معبد توسط شاه شری نیواس مالا از پاتان در سال 1666 پس از میلاد به احترام الهه باجرا براهی، که اعتقاد بر این است که خدای نگهبان دره است، ساخته شد. این تکه جنگلی توسط جوامع محلی محافظت می شود و توسط کمیته ای به نام Jyotidaya Sangh نگهداری می شود.
دیرنگ کافی است واقع در منطقه غربی کامنگ در غرب آروناچال پرادش در هند، روایتی قدیمی از ممنوعیت قربانی کردن حیوانات در این منطقه را از طریق چالش جالبی که بین رئیس کشیش مردمی که دنبال میکردند را به تصویر میکشد. خوب دین و یک لاما بودایی لوپون رینپوچه که از تبت بازدید می کنند.
در حالی که قربانی کردن حیوانات یکی از آیین های مهم این کشور بود خوب لوپون رینپوچه از قتل هیچ موجودی حمایت می کرد. این به زودی منجر به چالشی شد که هر دو با آن موافقت کردند - ابتدا رسیدن به کوه دزانگتو پری بود. سر کشیش خوب این چالش را از دست داد و در نتیجه، قول داد که هرگز هیچ حیوانی را در طول اجرای مراسم مذهبی خود قربانی نکند، به ویژه در هنگام پرستش کوه های مقدس خود - 'Bangle' و 'Dunphu'. پس از آن، تا به امروز نه تنها قربانی کردن حیوانات در این منطقه ممنوع است، بلکه کشتار حیوانات در روستا برای مصرف خوراکی نیز ممنوع است. نه چندان دور از دیرنگ باستی، دره زیبای سنگتی وجود دارد که در آن می توان روایات شفاهی را به وفور یافت. احساسات مشابه در کوه های بوتان نیز طنین انداز است.
Taktshang Goemba، همچنین به عنوان صومعه آشیانه ببر در بوتان شناخته می شود. (عکس: گتی ایماژ) یک رشته مشترک که این مکان ها را صرف نظر از مرزهای محلی و ملی آنها به هم متصل می کند، این واقعیت است که آنها از جنگل های حیاط خلوت خود و در نتیجه تنوع زیستی محافظت می کنند. هیچ منبعی از جنگل های مقدس برای استفاده شخصی یا اجتماعی توسط مردم محلی خارج نمی شود. این درک وجود دارد که در نخلستان های مقدس نباید قطع درختان یا قطع شاخه ها وجود داشته باشد. چنین اقداماتی باعث تقویت اکوسیستم و ایجاد پناهگاه مهمی برای تنوع زیستی می شود. به نظر می رسد محلی های ساکن در این مناطق بیشتر به دلیل «هستی» به حفظ محیط زیست خود علاقه مند هستند تا ارزش اقتصادی یا علمی آن.
در زمانی که شیوههای حفاظتی مبتنی بر علم رایج است، احیای مجدد پیوندهای فرهنگی گذشته ما با محیط طبیعی مهم است تا زبان مشترکی بین جوامع محلی و حافظان محیط زیست امروزی ایجاد شود. توسعه چنین زبانی می تواند کانال هایی را برای برقراری تعادل بسیار مورد نیاز بین مردم، محیط، علم و فرهنگ باز کند.
کاترپیلار سبز با خوشه های زرد و آبی
در میان بسیاری از ابتکارات حفاظتی که میتوان انجام داد، مستندسازی و حفظ روایتهای شفاهی که مردم را با محیط زیست مرتبط میکند، یک گام حیاتی است. با این حال، یک چالش بزرگ در حفظ آنها، کمبود روزافزون داستان نویسان در منطقه است. با تغییر نظام های ارزشی و تغییر به سمت جامعه فردگرا، این روایت ها ممکن است به زودی به گذشته تبدیل شوند. اما چیزی که اکثر آنها نمیدانند این است که گسترش این عمل نه تنها به حفظ فرهنگ ما کمک میکند، بلکه همسویی طبیعی مردم را با محیط زیست تقویت میکند.