در شعرهای ظریفش ، در نوشتن غیرداستانی غیرداستانی اش ، کنداسامی همیشه زنی بوده که در کلمات پناه گرفته است. (عکس: Cedric Gerome) راوی شماره یک که من به عنوان نویسنده آموخته ام: اجازه ندهید مردم شما را از داستان خود حذف کنند ، می گوید راوی ناشناس در رمان جدید مینا کنداسامی وقتی به شما ضربه زدم: یا پرتره ای از نویسنده به عنوان همسر جوان (جوگرناوت )
درست مثل قهرمان جوان کتک خورده اش ، وقتی ازدواجش با شوهرش به شهری جدید می رود و زندگی مشترکی را آغاز می کند ، ازدواجش به یک کابوس تبدیل نمی شود ، این درسی است که کانداسامی نیز باید از راههای سخت بیاموزد. در سال 2011 ، او با مردی که او را دوست داشت ازدواج کرد - او در جریان فعالیت های چپ گرایانه اش با او ملاقات کرده بود و به نظر می رسید او ایده آل های او را به اشتراک می گذارد. اما ، در چهار ماه بعد ، که تحت چرخه ای از تحقیر شدید جسمی و روحی قرار گرفته بود ، این زندگی فکری او بود که عزم راسخ برای نوشتن پایان خود داشت.
تصاویری از انواع درختان کاج
در دومین رمان خود بعد از الهه کولی (2014) ، کنداسامی از خط باریک بین تخیل و تجربه زندگی می کند. در نثر احشایی ، او خود را در مرکز رمان خود قرار می دهد - او هر زنی است که باید با عواقب انتخاب خود کنار بیاید ، کسی که به او گفته می شود به اندازه کافی شایسته نیست ، و ادعای حقوق برابر جنسی او منجر به تجاوز زناشویی ؛ که مورد قضاوت ، شرمساری و اخراج قرار می گیرد.
من فکر می کنم رها کردن بی نام گوینده در قلب رمان قرار داشت - چیزی که من حتی آن را شروع نکرده بودم. به عنوان نویسنده ، من کل کتاب را وقایع نگاری این زن بی نام می دانم که با پاک شدن خودخواهی مبارزه می کند. این بدان معناست که در قلمرویی زندگی می کنید که حتی نام او در آن وجود ندارد. این یک جهان شکسته است - جایی که او برای خودش داستان تعریف می کند ، عاشقان را اختراع می کند ، معتقد است که زندگی او یک فیلم است - در خیال ها زندگی می کند تا خود واقعی خود را بیابد و با واقعیت طوری برخورد می کند که گویی ساختاری تخیلی است تا بتواند کنار بیاید ، زنده بماند و برود. کنداسامی ، 32 ساله ، می گوید: از یک روز به روز دیگر.
با وجود اینکه نثر او درخشان است ، وقتی من تو را زدم چیزی کمتر از یک مشت بد در روده نیست. کنداسامی اعتراف می کند که نوشتن آن کتاب دشواری بود. یکی ، نوشتن من بر اساس تجربه دست اول من از وحشت خشونت زناشویی بود-و این چیزی بود که من به شدت می خواستم فراموشش کنم. بنابراین ، نوشتن آن مانند نجات چیزی از یک خانه در حال سوختن بود - چیزی که می خواهید در واقع آن را خراب کنید. دو ، چگونه می توانید در مورد چیزی که بسیار روزمره است ، بسیار متداول است ، صحبت کنید و آن را به هنر و ادبیات عالی جوش دهید؟ او می گوید
در شعرهای ظریفش ، در نوشتن غیرداستانی غیرداستانی اش ، کنداسامی همیشه زنی بوده که در کلمات پناه گرفته است. همه نوشتن برای من دیوانه کننده ، فوق العاده دشوار است ، به همین دلیل فکر می کنم یک نویسنده هستم. او می گوید زمان زیادی را صرف هر جمله ای می کنم. اما مدتها قبل از اینکه او این کار را روی کاغذ بیاورد ، وقتی من تو را زدم از یک امید ناامیدکننده و یک تعهد خام و تسلیم ناپذیر به هنر خود متولد شد. نکته ای در رمان وجود دارد که راوی می گوید چگونه در مورد نوشتن خشونت حتی در حال وقوع فکر می کند و این چگونه او را امیدوار می کند ، زیرا نوشتن به این معنی است که او قبلاً بر آن غلبه کرده است. از این نظر ، این کتاب حتی در دوران ازدواج نیز از نظر ذهنی نوشته شده است. او می گوید اما نوشتن واقعی در اواخر سال 2012 آغاز شد.
روایت پیرامون خشونت خانگی در هند بیشتر نادیده گرفتن قهرمانان خود را انتخاب کرده است: قربانیان. در مارس 2016 ، در پاسخ کتبی به Rajya Sabha مبنی بر اینکه آیا دولت قصد دارد تجاوز زناشویی را جرم تلقی کند ، مانکا گاندی ، وزیر توسعه زنان و کودکان ، اشاره کرده بود ، تصور می شود که مفهوم تجاوز زناشویی ، همانطور که در سطح بین المللی درک می شود ، نمی تواند به دلیل عوامل مختلف مانند سطح تحصیلات/بی سوادی ، فقر ، عادات و ارزشهای اجتماعی بی شمار ، باورهای مذهبی ، طرز فکر جامعه برای ازدواج به عنوان یک مراسم مقدس و غیره ، یک سال قبل از آن ، در پارلمان وزیر امور خارجه وقت ، هاربیهای پارتیبهای چائوداری ، در پاسخ به سوالی از کانیموزی نماینده مجلس DMK مبنی بر اینکه آیا دولت لایحه اصلاحی را برای رسیدگی به تجاوز زناشویی ارائه می کند یا خیر. کسانی که این را می گویند در واقع می گویند-تجاوز جنسی مقدس است ، تجاوز مقدس است زیرا شوهر پروردگار شما به شما تجاوز می کند-تنها در صورتی جرم است که یک غریبه با شما این کار را انجام دهد. امیدوارم آنها پوچ بودن حرفهایشان را بشنوند! کنداسامی می گوید.
اگر سوءاستفاده تقلیل دهنده باشد ، آنچه بعد از آن اتفاق می افتد ، کمتر دلهره آور نیست. گاهی شرم کتک زدن نیست ، تجاوز نیست. کنداسامی در رمان خود می نویسد که از شرمساری خواسته می شود در برابر قضاوت بایستد. این ناامید کننده است زیرا همه ، هر بار تقصیر را به گردن زن می اندازند. این بزرگترین داستانی است که در هند وجود دارد: او او را کتک زد. او باید کار اشتباهی انجام داده باشد. به او تجاوز کرد. حتما تقلب کرده سعی کرد او را بکشد. حتماً او را تحریک کرده است. او را کشت. حتماً او را مجنون کرده است. برای هر اتفاق وحشتناکی که توسط زن انجام می شود ، توسط شوهر - روایت در کنترل مردسالاری باقی می ماند: او می گوید تقصیر زن است.
برخلاف بسیاری دیگر ، کنداسامی نیز زنی است که فرار کرده است ، کسی که می تواند به بشکه های بازجویی بی پایان خیره شود و تسلیم نشود. بیوگرافی رسانه های اجتماعی وی مقدمه کوتاهی بر متری اوست: کالی من می کشد. نوارهای Draupadi من. سیتای من روی دامان یک غریبه می رود. همه زنان من جنگ می کنند. آنها بمب های شجاعانه ، پادشاهان را تحقیر می کنند ، خورشید را می گیرند ، به دنبال من می آیند.
من فکر می کنم این وسواس دیوانه وار درباره باکره بودن و نحوه قضاوت زنان بر اساس شرکای جنسی قبلی (گویا خوابیدن تنها با یک نفر تمام زندگی شما ادعای برخی زمینه های اخلاقی بالاتر است) باید ادامه یابد. اگر عشق زندگی خود را پیدا کرده اید و تمام زندگی خود را با او در تعهد مطلق گذرانده اید ، عالی است! کیک بگیرید ، جشن بگیرید. به طرف افرادی که روابط ناموفق داشته اند و ادامه داده اند سنگ نیندازید. او می گوید این تحقیر اجتماعی به این دلیل است که بسیاری از زنان در ازدواج های بد زندگی می کنند زیرا می دانند که اگر از خانه خارج شوند و ادامه دهند ، جامعه سنگ اندازی خود را آغاز می کند.
گلهای آبی روی یک ساقه
در سالهای پس از آن ، کنداسامی کنترل داستان خود را پس گرفت. شعر و نشانه هایی از عشق برآورده شده وجود دارد. او به لندن نقل مکان کرده است تا با شریکش سدریک جروم همراه باشد. در بین جستجوی شغل ، ایده هایی برای کار غیر داستانی دیگر وجود دارد. وقتی در کابوس گرفتار می شوید ، باورش دشوار است ، اما من فکر می کنم در نهایت ، هر قلب شکسته ، هر خیانت شده ای که به دنبال عشق است ، عشق را می یابد. او می گوید من در یک رابطه فوق العاده پرورش دهنده و دلسوز هستم و سدریک در این لحظه برای من جهان را معنی می کند.