نقد و بررسی کتاب 'خلوص': سفید ، مرد ، طبقه متوسط ​​تحصیل کرده

رمان جدید جاناتان فرانزن به دلیل محافظه کاری و تمایل وی به جدی گرفتن خود ، کور شده است.

جاناتان فرانزن ، نقد کتاب جاناتان فرانزن ، کتاب جاناتان فرانزن ، کتاب جدید جاناتان فرانزن ، خلوص ، بررسی کتاب خلوص ، بررسی کتاب جاناتان فرانزن جدید ، اخبار هند ، بررسی کتابجاناتان فرانزن

عنوان: خلوص
نویسنده: جاناتان فرانزن
ناشر: املاک چهارم
صفحات: 576
قیمت: 555 روپیه



جاناتان فرانزن یک پدیده فرهنگی آمریکایی است. قبل از رسیدن به این همه جا - جلد معروف مجله تایم در سال 2010 ، قبل از انتشار آخرین رمان وی ، آزادی را به عنوان رمان نویس بزرگ آمریکایی برگزید - مقاله ای نوشت که در آن از بی ربطی فرهنگی آنچه او به عنوان رمان اجتماعی سنتی توصیف کرد ، سوگوار شد. a la Dickens یا Stendhal. آنچه او در عزاداری دور و دور خود خدمت می کرد ، واقعاً عزادار بود ، لغزش بی ربطی به رمان های مورد علاقه اش و شاید در نوع خود-نویسندگان سفیدپوست ، مرد ، تحصیل کرده و متوسط. دو رمان اول او ، حتی اگر نظرات محترمانه باشد ، با آنچه او اعتقاد داشت بی تفاوتی بی مورد ، یعنی فروش متوسط ​​، روبرو شده است. با این حال ، نگرانی او برای چشم اندازهایش ، برای جمعیت فرهنگی گسترده و تماشاگران گسترده ای که او مشتاق بود ، بی جا بود. اصلاحات ، سومین رمان او ، برنده جوایز شد و آنقدر مورد توجه قرار گرفت که اپرا وینفری آن را برای باشگاه کتاب خود در زمان انتشار انتخاب کرد ، واقعیتی که فرانزن را جدی نگرفت و به خبرنگاران گفت که چنین تأییدی با موقعیت هنری بالای او مطابقت ندارد. به عنوان رمان نویس ادبی



اسامی و تصاویر ساکولنت ها

زمانی که فرانزن آزادی را نوشت و زمان او را روی جلد گذاشت ، از نظر تجاری به اندازه کافی آگاه بود تا با اپرا آشتی کند. او آنقدر به آزادی علاقه مند شده بود ، آنقدر شگفت انگیز و بسیار مورد بازبینی قرار گرفته بود ، که چند نویسنده ناراضی در توییتر از خود می پرسیدند آیا سفیدی ، مردانگی و طبقه متوسط ​​او (همان چیزهایی که او در زمان رمان نویس مجاهد مشکوک بود) توطئه شده برای سرقت از حق خود) در ریشه همه بچه گانه ، توجه بیش از حد بود. پاسخ این بود که نویسندگانی مانند جنیفر واینر و جودی پیکولت ، فرانسفروودیست های ارشد ، به سادگی به اندازه کافی خوب نیستند ، به اندازه کافی جدی نیستند و آنقدر ادبی نیستند که بتوانند در همان گفتگو با فرانزن صحبت کنند. بار دیگر ، فرانتسن به عنوان یک سنگر آمریکایی با ارزش های ادبی سنتی ، نخبگان شناخته شد. او نقشی را دریافت کرد که مدتها بود برایش تلاش می کرد - چهره عمومی ادبیات. او در مقام جدید خود ، مقالاتی طولانی در روزنامه گاردین می نویسد و اینترنت و رسانه های اجتماعی را محکوم می کند.



خلوص ، رمان جدید فرانزن ، با سجده های تمام عیار منتقدان در روزنامه های شهری کلان شهر مانند آزادی مواجه شده است ، همان مقایسه های بیش از حد با تولستوی و دیکنز. البته فرانزن با نام بردن از شخصیت اصلی کتاب Pip کمک می کند. نام او 'پاکی' است ، اولین انتظارات بزرگی که بر روی شانه ها قرار گرفته است و در بسیاری از رمان به یک احساس تحقیرآمیز و محافظت کننده از خود تبدیل شده است. پیپ ذکری است از چوبها ، از کوههای کالیفرنیا ، که توسط مادری نامتعادل و غیر عادی که از پدر پیپ پنهان شده است و او از گفتن یک کلمه امتناع می کند ، بزرگ شده است. فرانزن به شیوه ای آشنا برای خوانندگانی که کتاب اصلاحات را خوانده اند یا از طریق آزادی به فروش رسیده اند ، پیپ را ترک می کند تا به زندگی طولانی خود بپردازد ، به مسائل بزرگ مانند ایده آلیسم جوانی ، ضرورت اسرار ، آلمان شرقی ، ویکی لیکس ، آینده روزنامه نگاری. ، عشق و وظیفه ، خشونت و ازدواج ؛ هیچ کس هرگز فرانزن را متهم نمی کند که برای گفتن کافی ندارد.

دیگر شخصیت های محوری که اغلب به طرزی دور از ذهن متصل می شوند عبارتند از: مادر پاکی ، پنه لوپه تایلر. آندریاس ولف ، بنیانگذار جولیان آسانژ ، شبیه به پروژه نور خورشید ویکی لیکس ، واقع در دره ای بهشتی بولیوی که وقف خود برای سفیدکردن اسرار در زیر نور شدید خورشید به کوچه های تاریک و غم انگیز گذشته اش نمی رسد. همچنین تام آبرانت وجود دارد که وب سایتی را که روزنامه نگاری تحقیقی منتشر می کند ، اداره می کند ، داستانهایی که توسط روزنامه نگاران چرم کفش قدیمی مانند دوست دخترش لیلا هلو ، که برنده جایزه فریبنده کمی پولیتزر است ، تهیه شده ، مورد تحقیق و گزارش قرار می گیرند. بسیاری از روایت ها نیز توسط والدین وولف ، دستگاه های عالی رتبه در برلین شرقی ، توسط مادر آلبرانی شرقی و پدر مهربان آمریکایی آمریکایی ابرانت ، و همسر سابق ابرانت ، وارثی که در چهره پدر میلیاردر خود تف می کند ، گرفته شده است. بخش ازدواج عذاب آور آبرانت بر خلاف بقیه رمان ، به زبان اول شخص ، با صدای ابرانت نوشته شده است ، ترفندی که فرانزن در آزادی در قسمتی که به عنوان خاطرات یک شخصیت اصلی نوشته شده است در آزادی امتحان کرد. این کار در خلوص بهتر کار می کند ، روایتی تلخ و خنده دار از ازدواج با زنی که آنقدر محکم است که او فقط در سه روز خاص در ماه رابطه جنسی خواهد داشت ، زنی که هنرهای رادیکال انجام می دهد و هشت سال صرف ساخت فیلم های مختلف بر روی قسمت های بدن خود می کند. اما هرگز از ناف خود فراتر نمی رود ، زنی که ساعت ها وقت خود را صرف بحث درباره تصادفی ترین کوچکترین تصورات می کند. این بخشی است که نشان می دهد چرا فرانتسن نویسنده ای است که زنان زیادی را عصبانی می کند.



آلته رز از انواع شارون

من از خلوص نقل قول نمی کنم زیرا فرانتسن با عجله نوشتن یک رمان بی حد و حصر ، پرولیکس و ناخواسته را انتخاب کرده است ، هر جمله ای که ظاهراً توسط یک کاردک ساخته شده است. این کتاب از طریق طرح ، با توانایی فرانتسن در خواندن تصادفات پوچ ، ملودرام ، خسته کننده داستانهای فرعی مختلف ، پیش می رود. این مهارت و انرژی روایی بدون شک نیاز دارد ، اما خواننده ای که فرانزن را فقط با شهرت می شناسد ، ممکن است تعجب کند که چرا این کشیش هنر ، با جدیت ، رمانی را تا این حد بدون هنر یا جدیت نوشته است. همانطور که در آزادی ، فرانزن نمایش مقابله با مسائل روز را نشان می دهد ، اما بینش های او تا حد زیادی مبهم است. حتی به عنوان فردی که پروفایل فیس بوک ندارد و توییت نمی گذارد ، من چشم خود را به هشدارهای تئاتری فرانزن در مورد اینترنت تمامیت خواه می بینم ، ویکی لیکس در مقایسه با آلمان شرقی از نظر اشتازی.



فرانزن در بهترین حالت خود ، در گرم ترین و مضحک ترین حالت خود ، هنگام نوشتن درباره دروغ هایی که به خود می گوییم ، درباره توهمات خود و تلاش های رقت انگیز اما دلخراش ما برای انجام کار درست توسط افرادی که دوست داریم ، می پردازد. او ناظر حاد و همیشه مجذوب گناه ، اضطراب و میل طبقه متوسط ​​آمریکایی است. با این حال ، من پاسخی ندارم که چرا تأسیسات ادبی انگلیسی-آمریکایی اینقدر در بوق زدن عظمت او سرمایه گذاری کرده است. شاید ، به این دلیل است که فرانزن تمام همدلی خود ، تمام انسانیت بسیار مفتخر خود ، گرمای نویسنده خود را برای افرادی دقیقاً مانند خود ، مردان میانسال که تمایل به نوشتن و ویرایش نقد کتاب و اداره انتشارات دارند ، نجات می دهد. در رمانهای فوق العاده محافظه کارانه فرانتسن به هر چیزی جدید یا تهدیدی برای وضع موجود منصرف می شود. یک شخصیت ، یک روزنامه نگار سخت کوش و تحسین برانگیز ، وحشت زده فریاد می زند ، در حالی که سعی می کند توضیح دهد که امثال ویکی لیکس گروههای وحشی و غیرمتمدن آنارشیست هستند نه نهادهای بزرگسال ، که جولیان آسانژ آنقدر کور و ناشنوا در برابر عملکردهای اساسی اجتماعی است که با دستانش غذا می خورد نباید نویسنده و شخصیت را با هم قاطی کرد ، اما من اعتراف می کنم که فرانزن را در آن کلمات ، در تواضع بی دقتی آنها می بینم.

انواع گل با نام و تصویر

شاید فرانتسن رمان نویس بزرگ آمریکایی باشد ، اما اگر چنین باشد ، بهترین نویسندگان آمریکایی برای تلویزیون می نویسند.



نویسنده منتقد اهل دهلی است.