به خوبی شناخته شده است که سفر روحانی راماکریشنا به وضعیت ویژنانا، یعنی شناخت صمیمی از خدا به عنوان آنانت رسید. مسیرهای بی نهایت به سوی واقعیت نامتناهی: سری راماکریشنا و فلسفه متقابل فرهنگی دین
به گزارش ماهاراج
انتشارات دانشگاه آکسفورد
350 صفحه
850 روپیه
مسیرهای بی نهایت به واقعیت بی نهایت اثری راهگشاست. این یک بازسازی زیرکانه فلسفی، از لحاظ متنی دقیق و تخیلی ظریف از آموزه های راماکریشنا پارامهانسا است. به راحتی می توان راماکریشنا را به یک عارف تقلیل داد که تجربه اش انسان را در سکوت شکاکیت غافلگیر می کند. به همین سادگی می توان آموزه های شفاهی او را به یک تمرین آموزشی تقلیل داد، که بیشتر به تربیت فکر می کند تا انسجام فکری. آیون ماهاراج در حالی که تجربه راماکریشنا را محوری برای درک او میداند، او را فیلسوفی با عمق و ثبات غیرعادی نیز میداند. دوم، کتاب او با سختگیری استدلالی قابل تحسین، بسیاری از نکاتی را که مشخصه مطالعات اخیر در مورد راماکریشنا بوده است، از بین می برد. و در انجام این کار، ایون مهاراج موضع تفسیری بسیار متمایزی را اتخاذ می کند. به خوبی شناخته شده است که سفر روحانی راماکریشنا به وضعیت ویژنانا، یعنی شناخت صمیمی از خدا به عنوان آنانت رسید.
راماکریشنا از دو جهت مورد انتقاد قرار گرفته است. هر یک از فلاسفه استدلال کرده اند که نمی توانند درک کنند که چگونه تجربیات می توانند همزمان شخصی و غیرشخصی، درونی و متعالی باشند. آنها این ادعاهای فلسفی را به یک التقاط یا تلفیق کلی تقلیل داده اند، که بیشتر نشان دهنده همدردی های سخاوتمندانه راماکریشنا است تا یک دکترین منسجم. یا آنها استدلال کرده اند که دکترین معروف او در مورد کثرت گرایی دینی در نهایت یک ساختار سلسله مراتبی است که در اقتدار ودانتا به اوج خود می رسد.
گل ها روی گیاهان آبی رشد می کنند
ایون ماهاراج، که هم راهب منصوب شده و هم فیلسوفی تربیت شده در برکلی است، کار باشکوهی در دفاع از راماکریشنا در برابر اتهام التقاط بیمشخص از یک سو، یا سلسله مراتب پنهان از سوی دیگر انجام میدهد. او با دقت نظر راماکریشنا را حول چهار ستون بازسازی می کند: ماهیت لایتناهی خداوند، ماهیت پلورالیسم دینی، معرفت شناسی تجربه عرفانی و مسئله شر. در هر یک از این چهار حوزه، ماهاراج هم یک تز تفسیری اصلی را پیش میبرد و هم راماکریشنا را با فلسفه تطبیقی و عمل دینی وارد گفتوگو میکند.
گیاهان رایج در بیابان
ادعاهای متمایز ماهاراج چیست؟ در مورد نامتناهی الهی، او استدلال می کند که راماکریشنا موضعی متمایز از ساناکرا و رامانوجان دارد و به فیلسوف قرن هفدهم، ویشواناتا چاکراوارتین، که متن اصلی برای او آیه 1.2.11 از باگاواتا پورانا (اکنون) است، نزدیکتر است. در ترجمهای جدید توسط بیبک دبروی قابل انکار موجود است) که در آن واقعیت را میتوان به صورت برهمانا، پاراماتما و باگوان تجربه کرد. تنها پیچشی که راماکریشنا می دهد این است که هیچ نظم هستی شناختی این تجربیات در یک سلسله مراتب وجود ندارد. بر خلاف بسیاری از مفسران معاصر، ماهاراج در مورد ناپیوستگی های راماکریشنا و پیشینیانش اغراق نمی کند.
فصل مربوط به ماهیت پلورالیسم دینی فوق العاده ظریف است. ادعای اصلی آن دو چیز است: ادیان مختلف مسیرهای متفاوتی برای رسیدن به یک تجربه رستگارانه هستند. می توان برای این ادعا استدلال کرد، بدون اینکه ادعای دیگری داشته باشیم که این دلالت بر یکسان بودن همه ادیان دارد. ماهاراج از راماکریشنا در برابر این اتهام دفاع می کند که در نهایت موقعیت راماکریشنا به برتری ودانتا ختم می شود. این اتهام مبتنی بر تلفیق متاتز راماکریشنا در مورد کثرت گرایی مذهبی با ادعاهای او درباره ودانتا است. اگرچه او این را کاملاً به صراحت نمی گوید، اما ماهاراج همچنین مدعی است که یک تجربه نجات بخشی یک هدف مشترک برای همه ادیان است. شرط قابل فهم بودن آنهاست، اما این به معنای یکسان بودن آنها نیست.
ماهاراج سپس از ارزش معرفتی تجربه عرفانی، و روایت راماکریشنا از تنوع آن در سنت های مختلف دفاع می کند. این فصل پدیدارشناسی ظریفی از انواع مختلف تجربه و رابطه مفهومی آنها با یکدیگر ارائه می دهد. همچنین با جزئیات زیادی حالات مختلف وجود را روشن می کند، از نیرویکالپا سامادی گرفته تا حالت باواموخا: حالتی که در آن یک فرد ماهر پس از حالت نیرویکالپا سامادی به سطح تجربی باز می گردد. در این حالت - حالت یک ویگیانی واقعی - هم می توان تجربه بی شکلی نیرویکالپا سامادی و هم تجربه ارتباط با خدای شخصی را داشت. بخش پایانی به مشکل آزاردهنده شر می پردازد، جایی که ماهاراج شرح راماکریشنا از شر را از نظر قدیس سازی توضیح می دهد. این از جهاتی کمترین رضایت بخش را در میان فصول دارد، نه به دلیل محدودیت های تحلیل مهاراج، بلکه به دلیل مشکلات ذاتی در ارائه پاسخ به مسئله تئودیسه. به نظر می رسد هر پاسخی دیدگاه کسانی را که در رنج هستند نادیده می گیرد. در مورد دین، ادعای ویتگنشتاین که نمیتوان درباره آن صحبت کرد، باید سکوت کرد، احتمالاً پاسخ مناسبتری به مسئله شر است تا تجربه عرفان.
خواندن واقعیت نامتناهی لذت بخش است: واضح، در دسترس، منصفانه و دقیق. جذابیت های فلسفی آن با موسیقیایی در مورد تجربه تکمیل می شود. در اینجا راماکریشنا در مورد جنبه معرفتی بی نهایت الهی صحبت می کند: هیچ کس نمی تواند با گفتن 'خدا این است، نه بیشتر' برای خدا حدی قائل شود (به بنگالی Tahar iti kara jai na).
گل های بنفش که شبیه اسطوخودوس هستند
هیچ IT برای واقعیت بی نهایت وجود ندارد. همچنین یادآور پرباری، احساس سبکی، روشنایی، طلبگی و سخاوت است که در قلب یک دینداری اصیل قرار دارد. حیف است که جهان جویندگان بی نهایت مانند راماکریشنا جای خود را به جویندگان قدرت داده اند که خود را به عنوان نایب الاهی در می آورند.
پراتاپ بانو مهتا معاون دانشگاه آشوکا، سونیپات است