دارمای نویسنده

برای UR Ananthamurthy ، زبان سانسکریت و bhasha ، شهر و کشور ، باستانی و مدرن ، واقعیتهای همزمان بودند.

Ananthamurthy (راست) دریافت جایزه Jnanpith در سال 1995.Ananthamurthy (راست) دریافت جایزه Jnanpith در سال 1995.

نویسنده: وینای لال



یکی از داستانهای زیادی که بر اساس داستانهای سانسکریت ساخته شده بود و UR Ananthamurthy می گفت داستان گاوی به نام پونیاکوتی بود که برای چریدن به جنگل در کشور به نام کارناتاکا رفته بود. یک روز عصر ، هنگامی که گاوهای دیگر به خانه باز می گشتند ، پونیاکوتی در منطقه ای علفی پیچید که به هر حال قلمرو ببر ، آربوتا بود. در حالی که آربوتا در حال نزدیک شدن به گاو بود ، پونیاکوتی درخواست کرد که اجازه داده شود گوساله خود را تغذیه کند و برگردد تا شام او شود. اگر ببر گرسنه بود ، گوساله اش نیز گرسنه بود. و ببر باید در دارما به اندازه کافی آگاه باشد تا بداند وعده ای که به این ترتیب داده می شود نقض نمی شود. ببر تسلیم شد: پونیاکوتی به خانه رسید ، به کوچولویش غذا داد ، از او خداحافظی کرد و سپس خود را پیش آربوتا معرفی کرد. آربوتا که از وفاداری پانیاکوتی به حقیقت و توانایی او برای فداکاری شگفت زده شده بود ، ناگهان تغییر عقیده داد و شروع به توبه کرد - یا در اصل زبان سانسکریت چنین می گوید. آنانتامورتی با بیان این داستان مشهور چند سال پیش در مقاله ای با عنوان بزرگ شدن در کارناتاکا ، گفت: گوشتخوار بودن دارمای ببر است. با تغییر نظر او نمی تواند گیاه خوار شود. او چاره ای جز مرگ ندارد. برخلاف داستان سرای سانسکریت ، شاعر کانادایی آربوتا را به مرگ رساند: شاعر کانادایی قانع کننده تر است. با تغییر نظر ، ببر فقط می تواند بمیرد. به همان اندازه مطلق است.



چه نوع کاترپیلار سیاه و مبهم است

بسیاری از موضوعات اصلی که در آثار ادبی و جهان بینی یک نویسنده و منتقد با استعداد فوق العاده شکل گرفته اند ، در تفسیر دلسوزانه آنانتامورتی در مورد آواز گاو قرار گرفته اند. مرگ او یک هفته پیش ، کانادا را از بزرگترین صدا ، هند از یک مرد فوق العاده و شایسته و نویسنده ای انعطاف پذیر ، و جهان ، که متأسفانه از او بسیار کم می شناخت ، از قصه گو و روشنفکری که ثروت اندیشه و بازی قدرتمند او با ایده ها برخوردار است ، سلب کرده است. بسیاری را که خود را سبک جهانی می دانند شرمنده است. مطالب زیادی درباره شیوه ای نوشته شده است که در آن آنانتامورتی ، برخلاف دیگر نویسندگان و اندیشمندان حساس در هند (و دیگر مناطق جنوبی جهان) ، در مورد تنش بین سنت و مدرنیته بین جهانی و محلی مذاکره نکرده است. اما ، همانطور که از خوانش گذرا و انتقادی و داستانی او آشکار است ، آنانتامورتی نیز در طول زندگی خود با تنش بین سانسکریت و باشاها ، مارگا و دسی و آنچه او حیاط جلویی و حیاط خلوت نامید درگیر بود. به آنانتامورتی دارای مدرک دکتری در ادبیات انگلیسی بود ، در تعدادی از موسسات انگلیسی تدریس می کرد و در خانه با آثار برجسته ادبیات غربی در خانه بود. و با این حال ، او عمیقا ریشه در سنت های ادبی سانسکریت و کانادا داشت.



در خواندن Ananthamurthy ، آگاهی قریب به اتفاق ، واقعاً فروتنانه ، از غوطه ور شدن عمیق او در یک سنت 1000 ساله است که از پامپا ، ماهادویاکا و علامه پرابو از طریق شاعر و آهنگساز دوران ویجایاناگار پورانداراداسا به معاصرانش کی شیواراما کشیده شده است. کارانت ، ماستی ونکاتشا آینگار ، DR Bendre ، Kuvempu و Gopalakrishna Adiga. از این نظر ، مانند دیگر جنبه ها ، آنانتامورتی نیز در دنیایی زندگی می کرد که همزمان بودن باستان ، بدوی ، قرون وسطایی و مدرن همیشه نه تنها در ساختارهای اجتماعی بلکه اغلب در یک آگاهی واحد وجود داشت. تردید وجود دارد که کسی از مشهورترین نویسندگان ما که به عنوان نمایندگان برجسته رمان انگلیسی یا چیزی که می توان آن را غیر داستانی جهانی نامید ، نامی برای خود دست و پا کرده باشد ، حتی از نظر علمی که آنانتامورتی از شاه های هندی داشته است ، بسیار نزدیک باشد. او در مقاله خود ، به سوی مفهوم یک ملت جدید ، یکی از 'نظریه های حیوانات خانگی' خود را ارائه داد - در هند ، هرچه سواد بیشتری داشته باشد ، زبان های کمتری نیز می داند. در شهر کوچکی که من از آنجا آمده ام ، Ananthamurthy نوشت ، کسی که ممکن است سواد چندانی نداشته باشد به زبانهای تامیل ، تلوگو ، مالایالام ، کمی هندی و برخی انگلیسی صحبت می کند. این افراد هستند که هند را در کنار هم نگه داشته اند ، نه فقط کسانی که ممکن است فقط یک زبان بدانند.

در مورد تعداد کمی از رمانهای هندی به اندازه سمسکارای آنانتهامورتی بحث شده است. تعداد کمی از آنها ، به ویژه در هند ، افرادی خلاق هستند که تحت مراقبت نهادها و موسسات فکری قرار گرفته اند و از آنها کاسته نشده است. آنانتامورتی نه تنها نویسنده ای مشهور بود ، بلکه فردی بود که در راس نهادهای مهم - دانشگاه مهاتما گاندی ، کوتایام ، و موسسه فیلم و تلویزیون هند ، پونا - ایستاد و آنها را تقویت کرد. او به عنوان رئیس Sahitya Akademi تلاش کرد تا اطمینان حاصل کند که همه زبانهای تحت صلاحیت آکادمی از برابری برخوردارند. علاوه بر این ، وی با غلبه بر آکادمی برای رد توصیه کمیته هکسار مبنی بر انتصاب رئیس آکادمی توسط دولت به توصیه کمیته جستجو ، از استقلال این موسسه اطمینان حاصل کرد. کسانی که با صحنه ادبی ، هنری و فکری هند که بسیار فراتر از کلانشهرها و حتی مراکز استان ها است ، آشنا هستند ، به احتمال زیاد از آنانتامورتی به عنوان مربی اصلی یک آزمایش منحصر به فرد که دهه ها در هگگودو ، منطقه شیموگا اجرا شده است ، یاد می کنند. در اینجا ، در میان مزارع آرکانوت ، سازمان فرهنگی نیناسام دانش آموزان ، کارگران و روستاییان را برای یک دوره سالانه یک هفته ای جذب می کند تا درباره ادبیات ، فیلم ، موسیقی ، فلسفه و علم بحث کند. Ananthamurthy بدون شک این تجمع را هر ساله برپا می کرد ، جوانان را پرورش می داد و مکالمات روح دار را در طول شب تسهیل می کرد.



گیاهانی که شبیه درختان خرما هستند

بنابراین ، آنانتامورتی را می توان برای چیزهای مختلف به خاطر سپرد ، اما این مقوله هایی است که او از طریق آنها کار کرده است که سهم خود را در ادبیات و تفکر هند به عنوان متمایز و ماندگار نشان می دهد. این یک اشتباه فاحش خواهد بود اگر او را صرفاً به عنوان یک نقطه وسط در نظر بگیریم: با برداشتن برگ از گاندی ، آنانتامورتی کاملاً مطمئن بود که تمدن غربی نه تنها برای هند بلکه حتی برای غرب نامناسب است. به عنوان مثال ، سرمایه گذاری ادبی ، احساسی و فکری او در ایده مقدس را در نظر بگیرید ، گرچه این چیزی است که منتقدان هندوتوا او ، که خود را متولی سنت هندو می دانند ، به سختی می توانند درک کنند. او داستان یک نقاش را روایت کرده است که برای مطالعه هنرهای عامیانه در روستاهای شمال هند سفر می کرد. در یکی از این اقامت ها ، او با دهقانی روبرو شد که از او چیزهای گیج کننده ای آموخت: هر تکه سنگی که روی آن کامکوم بگذارند ، برای دهقان خدا شد. آنانتامورتی به خوبی می فهمید که تقریباً همه نقاط هند مقدس هستند: در اینجا سیتا حمام می کرد ، راما بدن خسته خود را در آنجا استراحت می کرد و خدایان آنجا شهد می ریختند. اما او ایده مقدس را بسیار فراتر می برد: مکان ، بشا ، دوران کودکی - همه این مفاهیم ، که به طور مرکزی بخشی از جهان بینی Ananthamurthy است ، حول ایده مقدس و غیرقابل ترجمه می چرخید. همچنین دارمای نویسنده مقدس است که توسط وی در سخنرانی پذیرش جایزه جاننانپیت برهنه شده است: اگر ما با هر کتاب جدیدی که می نویسیم تعدادی از طرفداران خود را از دست ندهیم ، مشکلی برای ما نویسندگان وجود دارد. در غیر این صورت ، ممکن است به این معنی باشد که ما از خود تقلید می کنیم ... ما هرگز نباید ظرفیت گفتن آن چیزهایی را که به آن اعتقاد داریم در زمانی که کاملاً تنها هستیم ، از دست بدهیم.



لال استاد تاریخ در UCLA است