ویژه کریسمس: پدران ، دختران و خرچنگ های حیوان خانگی

در کریسمس ، یک دختر سپاسگزار به پدرش که تمام آشپزی را در خانه انجام می داد ادای احترام می کند.

Christmas-foodie3_759والدین نویسنده در آشپزخانه.

بندرا در دهه 1980 مکان متفاوتی بود. زمانی بود که می توانستیم درب ورودی را بدون قفل بگذاریم ، زمانی که همه بچه های محله بعد از مدرسه برای بازی با هم ملاقات می کردند و هیچ فضایی برای تردد آزاد و آزاد وجود نداشت. و سپس حدود ساعت 8 شب ، همه به خانه می رفتیم ، کاملاً خرج شده ، آماده شام ​​با خانواده بودیم. از جلوی در می گذرم ، بینی من در انتظار چروک بود و سعی می کردم حدس بزنم چه ترکیب خوشمزه ای از ادویه جات ترشی جات و سبزیجات آن شب سرو می شود. یک نگاه تند به آشپزخانه می تواند پففرت پر شده از ماسالا ، سوسیس گوآنی (مورد علاقه من قبل از گیاه خواری) ، پالاک پانیر ، سورپوتل ، خوک شیرخوار (در زمان کریسمس) یا کافه مرغ را تأیید کند. سرآشپز خانواده ام ، که کاری را هم می زد و پودر فلفل قرمز اضافه می کرد ، به من روی می آورد و می پرسد: 'گرسنه ای؟' بشقاب در دست ، پوزخندی می زدم و جواب می دادم: 'همیشه ، بابا!'



پدرم آنتونی جوزف پریرا ، که در حال بزرگ شدن بود ، 99 درصد آشپزی را انجام می داد. حدس می زنم داشتن پدری که تمام آشپزی را انجام می داد کمی عجیب بود. من می دانستم که این یک قاعده نیست اما برای ما طبیعی است. فقط منطقی بود که شخصی که بهترین غذا را می پزد ، مسئول تغذیه ما باشد. و پدرم فقط یک آشپز خوب نبود ، او در بین دوستان و خانواده بزرگ من یک افسانه بود. آیا پدر شما به زودی کاری خرچنگ درست می کند؟ بهترین دوست من پریا می پرسد ، سعی می کند بی صدا به نظر برسد ، اما به طرز بدبختی شکست می خورد. برای نهار چه داری؟ همکلاسی هایم بی سر و صدا می پرسیدند و به جعبه تیفین من نگاه می کردند. پدر شما فوق العاده است! هر بار که من برای کار با بخش بزرگی از باقی مانده از جشن کریسمس خانوادگی حاضر می شدم ، کار می کردند.



کاکتوس با لامپ قرمز در بالا

پدر خود در زمانی که او یک پسر جوان بود درگذشت ، به این معنی که تونی ، که کوچکترین فرزند از بین چهار خواهر و برادر بود ، در ده سالگی مجبور شد به آشپزخانه برود تا در آماده سازی غذا به مادرش کمک کند. مادربزرگم ماریا یک آشپز عالی بود ، از آن دسته افرادی که هرگز نیازی به مشورت با دستور غذا نداشتند (این غذاها برای آماتورها بود!) ، و او ثابت کرد که یک شاگرد عالی است. مادربزرگ و بابا صبح آشپزی می کردند و سه جعبه ناهار برای خواهرانش پر می کردند و از ملات و گوشت برای خرد کردن ادویه استفاده می کردند. آنها کاری کشک ، خلال سیب زمینی ، بمبیل شور شور و سرخ میگو را آماده می کردند. او همه چیزهایی را که برای حرفه ای شدن در آشپزخانه خود به آن نیاز دارد به او آموخت - مهارت هایی که برای مادرم از آشپزی بیزار است.



اینطور نیست که مادرم نتواند اصول اولیه را اداره کند - او می تواند یک دال مناسب تهیه کند ، مرغ بریانش با فلفل قرمز مرطوب و طعم دار است ، و او هنوز هم بهترین تخم مرغ های کوبیده ای را که من تا به حال مزه کرده ام می سازد. مادرم می تواند آشپزی کند ، اما فقط از آشپزی متنفر است. وقتی پدر سرکار بود ، بیشتر با منوی غذاهای آماده غذا آشنا بود تا سبزیجات فصل. و بنابراین ، او وظایف دیگری مانند رسیدگی به امور مالی ، مراقبت از خانه و کمک به ما را در انجام تکالیف روزانه انجام داد.

Christmas-foodie2_759



مامان همچنین آشپز تعیین شده بود - مشتی سیر و زنجبیل را خرد کرد ، گوشت چرخ کرده و سبزیجات را به شکل توپ های آماده برای ماهیتابه درآورد ، مطمئن شد که تابه بزرگ با دسته قرمز آماده استفاده بود و بعد از آن شستشو شد. ما اغلب صدای پدر را می شنویم ، 'برن! من به گشنیز بیشتری احتیاج دارم. برن! آیا می توانید سیب زمینی ها را بشویید و برش دهید؟ برن! برن! '



آشپز باهوش بودن بدون اشکال به وجود نمی آید. اگر به رستوران برویم ، احتمال زیادی وجود دارد که غذا برای پدرم ناامید کننده باشد. او به منو و قیمت ها نگاه می کند و زیر لب می گوید: من می توانستم این را با صد روپیه تهیه کنم و روغن کمتری داشته باشد. در دفاع از او ، این همه درست است. تونی اغلب از کیفیت پایین مواد اولیه ای که امروزه در صنایع غذایی استفاده می شود وحشت می کند. در بیشتر موارد ، او آشپزی می کند و غذای سالم می خورد ، اما دسرها همیشه نقطه ضعف او بوده اند. و غذای میخانه بریتانیایی هنگام تعطیلات. من شایعاتی در مورد سفارش و لذت بردن از گوشت استیک و پای گوشتی ، یا کوبیدن و پوره شدن با یک یا دو پیمانه کیک کم رنگ شنیده ام.

با بزرگتر شدن ، پدرم اعتراف کرد که از آشپزی زیاد لذت نمی برد و همه ما از این بابت احساس وحشتناکی خواهیم داشت. ما پیشنهاد می کردیم که غذاهای خودمان را تهیه کنیم ، از او می خواهیم که چند روز آینده آشپزی نکند وقتی می بینیم که خسته است ، اما پاسخ او همیشه یکسان بود: 'من فقط یک چیز ساده درست می کنم ،' ده دقیقه طول می کشد. 'و در کمتر از ده دقیقه ، او مقداری ماهی گوج و برنج (مطمئن می شود که همیشه ماهی تازه در فریزر داریم) ، سیب زمینی تفت داده شده با رزماری و آویشن سرو می کند ، یا میگو و قارچ سرخ شده به سبک چینی.



رابطه والدین من مطمئناً غیرمعمول است ، اما به بهترین شکل. من شاهد این بودم که یک مشارکت واقعی چگونه به نظر می رسید. و از سنین کودکی آموختم که مردان واقعی و شایسته هر کاری را که برای خانواده های خود بهترین کار را می کنند انجام می دهند ، به ندرت خود را در اولویت قرار می دهند ، و حوصله هنجارهای قدیمی جامعه را ندارند. اینها همه ویژگی هایی است که من خودم در یک شریک به دنبال آن هستم و بسیاری از دوست پسرهای سابق نتوانسته اند از این استانداردهای (تقریبا غیر ممکن) بالا برخوردار باشند. و اگر یک تاریخ برای اولین بار برای من شام درست می کند ، سخت است که به طور مناسب مشتاق شوم. من در زندگی ام مردی دارم که به طرز شگفت انگیزی آشپزی می کند و این کار را با کمترین هیاهو انجام می دهد.



ای کاش می توانستم بگویم که استعدادهای پدرم را در آشپزخانه به ارث برده ام ، اما این کار را نکردم. من آشپز بدی نیستم ، اما نمی توانم با چیزهایی که در یخچال وجود دارد ، مانند او چیز خارق العاده ای بزنم. من سعی کردم او را تماشا کنم و یاد بگیرم ، اما او همه چیز را در مورد 'یک ذره از این ، یک تکه از آن' می داند. او هر دستور پخت خود را می سازد ، و به اعتراف خودش ، هرگز به یاد نمی آورد که هر بار متفاوت چه کرده است. اما هر ظرف یک موفقیت بی چون و چرا است. سال گذشته برای کریسمس به خانه رفتم و دیدم پدرم انواع مختلف ریزوتو را آزمایش می کند. یک روز ، چون پنیرش تمام شده بود ، تصمیم گرفت به جای آن از برخی ادویه جات تایلندی خود استفاده کند. و ناگهان ، ما برای ناهار ریزوتوی فوق العاده ای با طعم تایلندی داشتیم. اگر در این سالها چیزی از پدرم آموخته ام این است: از آزمایش کردن نترسید ، وقت بگذارید تا کارها را درست انجام دهید و بهتر است قبل از آوردن غذاهای دریایی به خانه و کشتن برخی از اعضای حساس خانواده ، آنها را بکشید. فرصتی برای نامگذاری و دوستی با آنها (من همیشه تو را به یاد خواهم داشت ، لویی. تو یک دوست خرچنگ بزرگ بودی.)

Christmas-foodie1_759پومفرت پر شده با ماسالا فلفل قرمز ، میگو سرخ شده به سبک چینی.

از آشپزخانه تونی: پایا (بره تروترز)



1 دوج تتر ، تمیز شده و به سه قسمت تقسیم می شود.



1 قاشق چایخوری جیره

1 قاشق چایخوری غلاف فلفل



3 تکه بزرگ زنجبیل



50 حبه سیر

2 عدد زردچوبه کوچک

4 عدد فلفل سبز بزرگ

1 دسته گشنیز

2 پیاز بزرگ ، خرد شده

روش

* تاتره ها را کاملاً بشویید و در آب پز به اندازه کافی آب بپوشانید تا آنها را بپوشاند.

* نمک و چند تکه دارچین و میخک را اضافه کنید و به مدت یک ساعت بجوشانید.

* ماسالا را با آسیاب کردن ژیرا ، غلاف فلفل ، زنجبیل ، هلدی ، سیر ، فلفل دلمه ای سبز و ختمیر تهیه کنید تا خمیر خوبی شود.

کاترپیلار با شاخ و دم

* پیازها را تفت دهید و ماسالا را به آن اضافه کنید.

* تروتر را با سهام اضافه کنید. بجوشانید ، سپس حدود 15-20 دقیقه بجوشانید.

* با گوتلی تازه برشته ، پیاز ورقه شده و کمی آهک لذت ببرید.

نویسنده یک متخصص ارتباطات است که در ونکوور کانادا مستقر است.