در این گفتگوی انگیزشی درباره اینکه چگونه رهبران بزرگ الهام بخش عمل هستند ، سیمون سینک می پرسد چرا اپل اینقدر نوآور است؟ چرا مارتین لوتر کینگ رهبری جنبش حقوق مدنی را بر عهده داشت ... چرا او؟ در حالی که از خود می پرسید چگونه می تواند توضیح دهد که چرا دیگران به چیزهایی دست می یابند که با شانس مخالف هستند ، او به کشفی دست یافت که الگویی در پشت موفقیت ظاهری آنها نشان داد.
نویسنده و سخنران انگیزشی در این سخنرانی تد توضیح می دهد که آن را دایره طلایی می نامند ، همانطور که معلوم است ، همه رهبران و سازمان های بزرگ الهام بخش در جهان ، چه اپل ، چه مارتین لوتر کینگ و چه برادران رایت ، همه فکر می کنند ، عمل می کنند. و دقیقاً به همان روش ارتباط برقرار کنید و کاملاً برعکس دیگران است. تنها کاری که من انجام دادم کدگذاری آن بود و احتمالاً ساده ترین ایده جهان است. من آن را دایره طلایی می نامم.
همه رهبران الهام گرفته از درون به بیرون فکر می کنند. آنها هدف مشخصی دارند. او می گوید: وقتی می توانیم از درون به بیرون ارتباط برقرار کنیم ، ما مستقیماً با قسمتی از مغز صحبت می کنیم که رفتار را کنترل می کند ، و سپس به مردم اجازه می دهیم تا با چیزهای ملموسی که می گوییم و انجام می دهیم ، آن را منطقی کنند. تصمیمات روده از اینجا نشأت می گیرد. گاهی اوقات می توانید همه حقایق و ارقام را به کسی بدهید و آنها می گویند ، 'من می دانم که همه حقایق و جزئیات چه می گویند ، اما این درست نیست'. چرا ما باید از آن فعل استفاده کنیم ، 'درست' نیست؟ زیرا بخشی از مغز که تصمیم گیری را کنترل می کند ، زبان را کنترل نمی کند.
او می افزاید ، من از این که آن را به شما بگویم متنفرم ، این قسمت های دیگر بدن نیستند که رفتار شما را کنترل می کنند. همه اینها در مغز لیمبیک شما اتفاق می افتد ، بخشی از مغز که تصمیم گیری را کنترل می کند و نه زبان.
وی با مثال زدن از دکتر مارتین لوتر کینگ گفت ، دکتر کینگ معتقد بود که دو نوع قانون در این دنیا وجود دارد: آنهایی که توسط یک مقام برتر وضع شده اند و آنهایی که توسط مردان وضع شده اند. و تا زمانی که تمام قوانینی که توسط مردان وضع شده با قوانین وضع شده توسط مقامات بالاتر مطابقت نداشته باشد ، در جهانی عادلانه زندگی نخواهیم کرد. به طور اتفاقی اتفاق افتاد که جنبش حقوق مدنی بهترین چیزی بود که به او کمک کرد تا هدف خود را زنده کند. ما نه برای او بلکه برای خودمان دنبال کردیم. به هر حال ، او سخنرانی 'من یک رویا دارم' را ارائه داد ، نه سخنرانی 'من یک برنامه دارم'.
او نتیجه می گیرد ، چه افراد باشند یا سازمان ، ما از کسانی که رهبری می کنند پیروی می کنیم ، نه به این دلیل که مجبور هستیم ، بلکه به این دلیل که می خواهیم. ما از کسانی که رهبری می کنند پیروی می کنیم ، نه برای آنها ، بلکه برای خودمان. و این کسانی هستند که با 'چرا' شروع می کنند که توانایی الهام بخشیدن به اطرافیان خود یا یافتن دیگران را دارند.