کتاب جدید سلمان رشدی ، دو سال هشت ماه و بیست و هشت شب. (منبع: توییتر) توسط بریندا بوز
کتاب: دو سال هشت ماه و بیست و هشت شب
نویسنده: سلمان رشدی
ناشران: خانه تصادفی
صفحات: 304 صفحه
قیمت: 1،285 روپیه
دو سال هشت ماه و بیست و هشت شب برابر است با تعداد شب های عربی که طی آن دوشیزه نجیب شهرازاده قصه های صخره ای را برای جلوگیری از سر بریدن خود توسط پادشاهی که از خیانت زنان ناامید شده بود ، کنار می گذارد. از جهاتی - چه خوب و چه بد - این عنوان از رمان جدید رشدی ، به عنوان تجدید نظر کمی گرانبها در هزار و یک شب ، کلید آن است. این رمان اولین داستان داستانی او برای بزرگسالان پس از هفت سال است ، آکروبات های فانتزی و فانتزی را شایسته مردی می داند که از زمانی که نوشتن انگلیسی هندی را حدود 35 سال پیش دوباره ابداع کرده است ، کارهای زیادی برای ادبیات انجام داده است و در عین حال جرقه ای از دژاوو با کمی بی حوصلگی را به دنبال دارد. به
اثر روشدی تا به امروز (این دوازدهمین رمان اوست) و همه جا بیشتر فریبکاری نویسنده در مورد میراث عرب-که هنر حیله گری داستان سرایی را در طول قرن ها پس از در دسترس قرار گرفتن اولین ترجمه اروپایی آن توسط آنتوان گالند در هجدهم-انجام داده است. وظیفه بسته بندی مجدد میراث بسیار چالش برانگیز است. این که سلمان رشدی یکی از بهترین روش هایی است که می تواند بار دیگر با احساس و تشویق به آن بپردازد ، در اینجا تردیدی نیست ، زیرا صفحات به خودی خود می چرخند ، که از انرژی محض ، چرخان ، شاد ، خنده آور نام ها و معانی و کلمات دو زبانه استفاده می کند. رابطه جنسی بی پایان اما مغز شما نیز مطمئناً خودآگاهی اجتناب ناپذیری را نشان می دهد که بارها و بارها در این پیروت ادبی باریک و هوایی زیر 300 صفحه ظاهر می شود.
به هر حال ، رشدی برای شهرآزاد بیگانه نیست. ما می توانیم واقعاً بگوییم که 2.2.28 (همانطور که این رمان نامیده می شود) چیزی را که او برای اولین بار در بچه های نیمه شب از طریق نگرانی روایتگری سلیم سینایی بیان کرده بود به گرد می آورد: اما من امیدی برای نجات زندگی خود ندارم ، و نمی توانم روی آن حساب کنم. داشتن حتی هزار شب و یک شب من باید سریع ، سریعتر از Scheherazade کار کنم ، اگر بخواهم در نهایت به معنی - بله ، معنی - چیزی بپردازم. من اعتراف می کنم: بیش از هر چیز ، از پوچی می ترسم.
این ترسی است که چند برابر شده است - نه فقط پوچ بودن در تلاش برای معنای چیزی - بلکه ترس بسیار واقعی از این که در زمان مقرر برای زندگی انجام شود و زندگی کند تا همه آنچه را که زندگی کرده است بازگو کند. به طریقی کاملاً واقعی ، آخرین جمله سلیم در پایان نیمه شب ، پیش بینی شتاب کلمات و داستانها و زندگی شگفت انگیز و مأیوس کننده ای بود که رشدی در سالهای شطرنجی بعد از آن ملاقات کرد ، از جمله فتوایی که بر سر آیات شیطانی گذاشت. بله ، آنها مرا زیر پا خواهند گذاشت ... همانطور که در زمان مناسب ، پسر مرا که پسر من نیست ، و پسرش را که از او نخواهد بود پایمال خواهند کرد ... تا هزار و یک نسل ، تا هزار و یک نیمه شب هدایای وحشتناک خود را اهدا کرد و هزار و یک کودک جان خود را از دست دادند ... ، سلیم در پایان آن بوکر بوکرز به طرز شگفت انگیزی صدام کرد.
به نظر می رسد که اکنون ، بیش از سه دهه بعد ، رشدی هنوز در جستجوی راه هایی برای رهایی از این پایمال شدن در این داستان نفس گیر و آینده نگرانه در شهر نیویورک است که پس از طوفان ، توسط فرزندان فیلسوف قرن دوازدهم ابن ایجاد شده است. رشد و پرنسس قبیله ماوراءالطبیعه جن ها ، جنینی که به طرز چشمگیری بارور بود و عشق وحشیانه ای را به مرد عالمان عقل خود نشان می داد. نام او ، دونیا ، نشان می داد که جهانی از من سرازیر می شود و کسانی که از من سرچشمه می گیرند در سراسر جهان پخش می شوند ، که اینطور هم شد. در این لقاح متقابل رشد با دنیا ، بچه های بی شماری متولد شدند که به نظر او بهتر است دنیازات نامیده شوند ، زیرا رشدی بودن آنها را با علامتی روی پیشانی خود به تاریخ می فرستد. او به شکست تاریخی خود در نبرد بزرگ زندگی با فارسی زبان غزالی توس اشاره می کند ، که وی کتاب 'عدم انسجام فیلسوفان' را نفی کرده بود. با این حال ، عقل از ایمان و خدا و قرآن غافل شده بود و کتاب خود او در پاسخ به کتاب غزالی به آتش کشیده شد. او همچنان داستانهای دونیا را آنطور که او می خواست ، بیان می کرد ، و او او را ضدشهرازاد می دانست ، زیرا داستانهای او بیشتر از آنکه زندگی آنها را طولانی کند ، زندگی آنها را به خطر انداخته بود. اسطوره پردازی مجدد در رابطه با رشدی به طرز شگفت انگیزی انجام می شود: پیرمرد ابن رشد به افتخار باز می گردد و با محو شدن زندگی او ، دنیا به طرف دیگر می چرخد و از طریق شکافی در جهان به پرستان باز می گردد ، واقعیت دیگر از آنجا که جن ها فقط به صورت دوره ای به آنجا می آیند. مشکل و برکت بشریت
داستان بیش از هشتصد سال بعد در نیویورک معاصر شروع می شود ، جایی که جرونیمو مانزز ، باغبان و بی ایمان ، پس از طوفان بزرگی متوجه می شود که او دیگر روی زمین زیر پای خود راه نمی رود ، اما به آرامی از بالای آن شناور می شود و در آنجا پرنسس دونیا از آنجایی که جن از دنیای بشری است ، احساس می کند با این عضو دنیازات ، قبیله ای که قرن ها پیش با ابن رشد به وجود آورده بود ، در شور و شوق جدیدی شناور است. عصر جدیدی از هزار و یک شب آغاز می شود. پرنسس رعد و برق Dunia از معشوق اولیه خود رشد در یک نبرد همه جانبه با پیروان و رفقای غزالی ، در یک کلیدوسکوپ از تصاویر کلمه ای که در بهترین حالت از تکنیک با شکوه Kodachrome پیشی می گیرد ، انتقام می گیرد. اما همه چیز خوب به پایان نمی رسد ، زیرا با تولد افراد معقول به پایان می رسد. جن های ساخته شده از دود بدون آتش عقب نشینی می کنند. کارخانه های رویایی تعطیل هستند این بهایی است که ما برای صلح ، رفاه ، درک ، خرد ، خوبی و حقیقت می پردازیم ... اما شب ها به طرز مبهمی می گذرند ... زندگی ما خوب است. اما گاهی آرزو می کنیم که رویاها بازگردند. گاهی اوقات ، زیرا ما خود را به طور کامل از شر انحراف خلاص نکرده ایم ، مشتاق کابوس های شبانه هستیم.
آن را رئالیسم جادویی یا فانتزی علمی سوداگرانه بنامید ، رشدی قدیمی نیمه شب و هارون و دریای قصه ها در صفحه 2.8.28 در بسیاری از صفحات نشان داده شده است ، غالباً بسیار جذاب ، زیرا به نظر می رسد داستانهای نبردهای زندگی خود را باریک بیان می کند. مبدل به مجسمه هایی از انسانها با کمک و بدون کمک مخلوقات جن ، محصولات تخیل هنوز بارور و در عین حال مشتاق. در بهترین لحظات ، این یک رشدی زنده است که ما شاهد آن هستیم ، و با لذت شریرانه تصاویر کلمه ای را ایجاد می کند. در دیگران ، ما از حضور در آنجا آگاه هستیم ، آن را بخوانید.
بریندا بوز در مرکز مطالعات انگلیسی ، دانشگاه جواهر لعل نهرو تدریس می کند و از بنیانگذاران MargHumanities است