رهبر گروه: گرگ ها نر آلفا هستند به تمام معنا

همه تصمیمات اصلی گروه - چه موقع برای شکار کردن ، چه موقع حرکت کردن ، چه زمانی استراحت کردن و غیره توسط Missus گرفته می شود - او نمایش را اجرا می کند.

گرگ ها نر آلفا هستند به تمام معنا ، اما این زنان هستند که نمایش را اداره می کنندگرگ ها نر آلفا هستند به تمام معنا ، اما این زنان هستند که نمایش را اداره می کنند

نام بدی بر سگ بگذارید و او را آویزان کنید! این یک ضرب المثل قدیمی است و نام سگ تقریباً در سراسر جهان (تا همین اواخر) گرگ بوده است. شاید هیچ گوشت خوار دیگری به اندازه گرگ به طرز بی رحمانه و بی رحمانه ای شکار نشده بود - و از آن می ترسید. حتی در حال حاضر ، هنگام تصور آن چشم های درخشان ، آن راه رفتن خستگی ناپذیر ، کت خاکستری و دم ضخیم ، هوش خاردار که می گوید ، هر چه هست بیا ، من می توانم پوست خود را از وحشت احساس کنید. و مهمتر از همه ، این غرش در حالی است که سرانجام شما را به گوشه می رساند و آن نیش های وحشتناک دو اینچی را که با آنها مطمئناً شما را از بدن جدا کرده و می بلعد ، دور می کند. شبها بدتر است ، وقتی دسته ها سر خود را به سمت ماه کامل بلند می کنند و بلند و بلند زوزه می کشند. (برای روشن شدن کمی ، یک حذف خنده دار روی گرگ ها وجود دارد که مدتها پیش خوانده ام: نیش خانواده ، توسط لیزا ویلیامز. افسوس ، اخیراً نتوانسته ام آن را ردیابی کنم).

به خاطر داشته باشید ، هرگز فراموش نکنید که تنها 0.2 درصد تفاوت ژنتیکی بین این حیوان کابوس و کرکی گرانبها یا اسفونی یا براونی یا تامی شما وجود دارد ، و اکنون به آرامی برای بیسکویت دیگری به شما تظاهر می کنند و دمش به شدت تکان می خورد. بوکسور من ، Chops ، سرش را بلند می کرد و زوزه می کشید - وقتی فلوت را شنید! گرگ ها و سگ های خانگی تقریباً 15000 سال پیش راه خود را طی کردند و اولین پرونده های فسیلی از گوشتخواران حدود 38 تا 56 میلیون سال پیش بر می گردد. گرگ ها تقریباً در همه جای نیمکره شمالی یافت می شوند ، اما ما در ریشه کن کردن آنها آنقدر موفق بوده ایم که اکنون در حال تصرف یک سوم قلمرو اصلی خود هستند.



در انگلستان ، آنها در زمان فرمانروایی هنری هفتم کاملاً از بین رفتند و هنوز برنگشته اند. ما تقریباً در پاک کردن آنها در هند نیز بسیار موفق بوده ایم (سیاست از بین بردن انگلیس شروع شد) - تقریباً 3000 نفر در شبه جزیره هند باقی مانده اند (در گجرات ، راجستان ، مادیا پرادش ، اوتار پرادش ، هاریانا ، ماهاراشترا ، کارناتاکا و آندرا پرادش) و شاید فقط 350 یا بیشتر (از زیرگونه های مختلف فوق) گرگ هیمالیا در هیماچال پرادش ، جامو ، کشمیر و سیکیم. پوشش معدنی SPG به آنها داده شده است (تحت برنامه 1 قانون حفاظت از حیات وحش 1972) ، اما بیشتر آنها در خارج از مناطق حفاظت شده یافت می شوند که ایجاد امنیت پایدار در آنها مشکل ساز است.



جنایت اصلی آنها علیه بشریت علاوه بر ترساندن شلوار ، کشتار دام و در هند قطعاً پرورش کودکان است. بین سالهای 1980 تا 1986 ، 122 کودک در هزاربیغ ، ظاهراً توسط گرگها کشته شدند ، و در سال 1996 ، یک گرگ مجرد 76 حمله به کودکان را انجام داد که 50 مورد از آنها مرگبار بود.

اوه بله ، آنها هزینه های زیادی برای این جنایات پرداخته اند. به طور معمول ، گرگ ها هیچ اشتهائی برای کودکان یا انسان ها ندارند ، اما هنگامی که دائماً از قلمرو خود خارج می شوند و از طعمه طبیعی خود محروم می شوند ، می توانند سرکش شوند. طعمه طبیعی شامل گوزن ، پستانداران کوچک ، جوندگان و خزندگان است. گرگهای خاکستری در آمریکای شمالی ممکن است به دنبال کاریبو و گوزن ماهی بروند. در اینجا ، دام-بز ، گوسفند و گاو ، اهلی شده و در هنر حفاظت از خود گنگ شده اند و در موارد نادر ، کودکان ، به معنای واقعی کلمه ، گوشت آسان و جایگزین های طبیعی هستند.



و با این حال ، این جد عظیم الجثه برده برنده فلافی آنقدرها که فکر می کنند فاسد نیست. گرگها تک همسر و خانواده نگر هستند و در بسته های خانوادگی حدود ده حیوان زندگی می کنند که شامل پدر بزرگ ، مادرساله ، توله سگهای بزرگسال و باچاها است. همچنین شناخته شده است که آنها از توله های بی سرپرست یا از دست رفته استفاده می کنند - ظاهراً این امر همه پرستاری نامیده می شود. آنها بسیار سرزمینی هستند و با جنگیدن (در صورت نیاز تا سرحد مرگ) ، زوزه کشیدن و عطر زدن از اموال خود دفاع خواهند کرد. توله سگ ها سالی یک بار متولد می شوند و در نهایت هنگامی که احساس می کنند به دنبال ثروت خود هستند ، خانه را ترک می کنند. آنها حس بویایی خوب ، شنوایی عالی و استقامت تمام نشدنی دارند که با آن طعمه خود را ردیابی کرده و از بین می برند.

کاترپیلار مو قهوه ای و سیاه

البته ما از زمانی که در پوشک پوشیده بودیم به ما یاد داده اند که از گرگ ها بد بخوریم (و از آنها بترسیم) ، به لطف سه خوک کوچولو ، کلاه قرمزی و افسانه های ازوپ. خوشبختانه همه نویسندگان اینقدر آنها را تحقیر نکرده اند: داستان رومولوس و رموس (بچه های گرگ موضوعی دیگر است که ما را مجذوب خود می کند) ، موگلی و آکلا خود ما ، نیش سفید جک لندن و البته فانتوم با شیطان معروف او وجود دارد. (طبق یک گزارش ، شما نمی توانید یک توله گرگ را آموزش دهید/رام کنید - حداقل اگر بیش از سه هفته سن داشته باشد). در دهه 60 ، فیلم والت دیزنی ، افسانه لوبو را دیدم که اولین بار من را به این جانوران علاقه مند کرد.

مردان معمولاً دوست دارند خود را نر آلفا در گروه خود بدانند. شما می دانید که با صدای بلند و جنگ طلب ، با هم فریاد می زنید و وزن خود را دور می زنید و به همه اعضای خانواده دستور می دهید که چه چیزی بخورند ، بپوشند ، مثلاً مطالعه کنند ، بخوانند ، انجام دهند و همیشه بیاورند و حمل کنند. حتی روزهای یکشنبه!



خوب ، نر آلفا از گروه گرگ ها (که تصور می کنید پدر همه نرهای آلفا عمومی باشد) به نظر می رسد یک شخص باحال است و چنین ناامنی ها را در خود ندارد. او مجبور نیست چیزی را ثابت کند ؛ او دارای اعتماد به نفس آرام است ، مثال می زند ، از خود مطمئن است و بهترین کار را برای خانواده اش انجام می دهد. بدون پرتاب ظروف به دیوارها - یا به طرف همسر - برای او. او بسته را آرام می کند ، با توله سگ ها بازی می کند ، حتی وانمود می کند که در کشتی با آنها شکست خورده است ، و مراقب افراد ضعیف است.

البته ، یک دلیل بسیار خوب برای این وجود دارد: همه تصمیمات اصلی گروه - چه موقع برای شکار ، چه وقت برای حرکت ، چه زمانی برای استراحت و غیره توسط خانمها گرفته می شود - او نمایش را اجرا می کند. سرخپوستان بومی آمریکا این ویژگی ها را تشخیص داده و گرگ را روح خواهر و برادر خود می نامند زیرا فکر می کردند که آنها و حیوانات بسیار شبیه به هم هستند.

آنها احتمالاً به اندازه گرگ ها معقول و عاقل بودند ، اما برای بقیه ما…



شناسایی درختان بلوط از طریق پوست

رنجیت لال نویسنده ، دوستدار محیط زیست و پرنده نگری است