دریای مرده یکی از شورترین آب های جهان است. (منبع: Thinkstock Images) اگر یک بدنه آبی وجود داشته باشد که برای افرادی که نمی توانند شنا کنند تبعیض قائل نشود، آن دریای مرده است. دریا، که در واقع دریاچه ای است که توسط اردن، اسرائیل و فلسطین احاطه شده است، همه را به راحتی روی سطح خود شناور می کند، بدون ترس از غرق شدن. بنابراین، هنگامی که این غیر شناگر در ساحل شرقی آن در اردن به آبهای دریا قدم گذاشت، با وحشت بود. اما دیدن دیگرانی که در اطراف شناور بودند - برخی روزنامه می خواندند، برخی دیگر روی سطح آب می خوابیدند - مرا تشویق کرد که صاف روی دریا دراز بکشم. نه، من به تنهایی نپاشیدم، بلکه آب به آرامی و آرام پاها و دستها، پشت و سرم را بلند کرد. چشمانم را بستم و هر طور که به نظر می رسید، انگار بهشت بود. تا اینکه یک نفر از آنجا گذشت و ناگهان احساس کردم نمک در زبان و چشمانم فرو میرود. تکان خورده، به سختی به سمت ساحل قدم زدم - دریا مدام تو را بالا می برد - تا کمی آب خنک روی صورتم پاشیده شود.
دریای مرده یکی از شورترین آب های جهان است. شوری 34.2 درصد آن را برای حمایت از جانوران دریایی نامناسب می کند و از این رو نام آن را به خود اختصاص داده است. دلیل دیگری برای مرده بودن دریای مرده وجود دارد. در انتهای دریای مرده، حدود 1004 فوت پایین تر، بقایای شهرهای سدوم و گومورا وجود دارد. طبق کتاب مقدس و قرآن، سدوم و گومورا دو شهر باستانی بودند که همجنس گرایی در آنها رایج بود (کلمه 'سودومی' از 'سودوم' گرفته شده است). یهودیان، مسیحیان و مسلمانان معتقدند خداوند پیامبری به نام لوط را فرستاده بود تا مردم را از همجنس گرایی منصرف کند. اما هنگامی که مردم گوش نکردند، خداوند شهرها را زیر و رو کرد و دستور داد که بارانی از سنگهایی که سخت مانند خاک رس بود ببارد.
چنین داستان های کتاب مقدس در اردن، کشور کوچکی در خاورمیانه که با سوریه، اسرائیل، فلسطین، عراق و عربستان سعودی مرز مشترک دارد، فراوان است. هیئت گردشگری اردن از مردم سراسر جهان، به ویژه مسیحیان، برای گردشگری کتاب مقدس دعوت می کند و آنها را به مکان هایی می برد که پس زمینه بسیاری از داستان های کتاب مقدس را تشکیل می دهند. یکی از این مکان ها کوه نبو است، کوهی خشک که حضرت موسی قبل از مرگ، سرزمین موعود یهودیان را از آنجا مشاهده کرد. روز مه آلودی بود و ما فقط می توانستیم چند کوه بی ثمر را از سایت ببینیم. سرزمین موعود دور از کوه نبو به نظر می رسید، اما تابلویی در سایت نشان می داد که به سختی 25 کیلومتر با آن فاصله دارد. درخت زیتون کاشته شده توسط پاپ ژان پل دوم در سال 2000 و مجسمه مار برنزی موسی توسط هنرمند ایتالیایی جیووانی فانتونی بر روی کوه، نوعی مهر رسمی به اهمیت مذهبی آن می بخشد.
تصاویر را ببینید: کوه نبو، کوهی خشک که از آنجا حضرت موسی قبل از مرگ، سرزمین موعود یهودیان را مشاهده کرد. سرزمین موعود (اسرائیل و فلسطین کنونی) دور از کوه نبو به نظر می رسید، اما تابلویی در سایت نشان می داد که به سختی 25 کیلومتر با آن فاصله دارد. (منبع: ایرنا اکبر)
درخت زیتون کاشته شده توسط پاپ ژان پل دوم هنگام بازدید از کوه نبو در سال 2000. (منبع: ایرنا اکبر)
مجسمه مار برنزی موسی، جووانی فانتونی، هنرمند ایتالیایی در کوه نبو (منبع: ایرنا اکبر) روز بعد، از میان کوههای خشک رانندگی کردیم - راهنمای ما صلاح گفت که تپهها در فصل بارندگی اکتبر تا مارس سبز میشوند و اردن خانه حدود 15 میلیون درخت زیتون است - به موخاور. خوب، در واقع، یک قله کوه که از آنجا مخاور قابل مشاهده است. از آنجا میتوانستیم دو ستون قلعه پادشاه یهودی، هیرودیس کبیر را ببینیم. مخاور داستانی دراماتیک از کتاب مقدس دارد. هرود آنتیپاس، پسر هیرودیس کبیر، همسر خود را طلاق داد تا با هیرودیا، همسر برادرش، ازدواج کند. حضرت یوحنا به این عمل اعتراض کرد و بدین ترتیب هیرودیا را خشمگین کرد. دومی از دخترش سالومنه خواست تا جلوی هیرودیس آنتیپاس برقصد و سپس سر جان را روی یک بشقاب بخواهد. نقشه هرودیا عملی شد و جان در موخاور سر بریده شد.
مخاور، محل سر بریدن جان باپستیست. (یوحنا پیامبری بود که عیسی را تعمید داده بود). موخاور میزبان ویرانه های قلعه پادشاه یهودی، هیرودیس کبیر است. اکنون همانطور که در تصویر مشخص است از قلعه تنها دو ستون باقی مانده است. مخاور داستانی دراماتیک از کتاب مقدس دارد. هرود آنتیپاس، پسر هیرودیس کبیر، همسر خود را طلاق داد تا با هیرودیا، همسر برادرش، ازدواج کند. حضرت یوحنا به این عمل اعتراض کرد و بدین ترتیب هیرودیا را خشمگین کرد. دومی از دخترش سالومنه خواست تا جلوی هیرودیس آنتیپاس برقصد و سپس سر جان را روی یک بشقاب بخواهد. نقشه هرودیا عملی شد و جان در موخاور سر بریده شد. (منبع: ایرنا اکبر) همانطور که ما به داستان های کتاب مقدس مربوط به این سایت ها گوش می دادیم، متوجه نشدیم که اردن یک کشور عمدتا مسلمان است - 92 درصد جمعیت آن سنی هستند (صلاح تاکید کرد که در اینجا حتی یک شیعه وجود ندارد) و شش نفر درصد مسیحی هستند. حضور مسلمانان در همه جا احساس می شود - در اذان مؤذن، و این واقعیت که تقریباً همه زنان روسری به سر می کنند، روسری هایی رنگارنگ که به شیک پوشیده شده روی شلوار جین، پالازو و دامن های بلند. اگرچه بسیاری از مکان های کتاب مقدس در قرآن ذکر شده است، راهنمایان مسلمان فقط جنبه های مسیحی آنها را روایت می کنند. ممکن است یک انگیزه اقتصادی برای این وجود داشته باشد - اگر اردن جنبه های کتاب مقدس را برجسته کند، انتظار گردشگران غربی بیشتری را دارد. اما با این وجود، این یک شاهکار چشمگیر برای کشوری است که برای قرن ها محل جنگ های صلیبی - جنگ های مسیحی و مسلمانان بر سر سرزمین مقدس - و بعدها، یک درگیری تلخ با اسرائیل یهودی که توسط غرب مسیحی حمایت می شد، بود.
فروش لباس های سنتی اردن در مرکز شهر امان (منبع: ایرنا اکبر)
زنان در امان روسریهای رنگارنگ روی شلوار جین، شلوار و دامنهای بلند میپوشند (منبع: ایرنا اکبر) در سال 1994، زمانی که اسرائیل و اردن معاهده صلح امضا کردند، موج تغییر کرد. از آن زمان، اردن مرزهای خود را با اسرائیل به روی باستان شناسان و روحانیون مسیحی باز کرده است. این منجر به کشف مکان دیگری از کتاب مقدس به نام بیتانی فراتر از اردن در سال 1996 شد. این مکان در رودخانه گل آلود و کم عمق اردن است که عیسی مسیح در آن غسل تعمید داده شد. امروزه در این مکان آبی وجود ندارد - رودخانه اردن در آنجا خشک شده است - و آب به طور مصنوعی برای هر مسیحی که بخواهد غسل تعمید بگیرد پمپاژ می شود. پاپ بندیکت شانزدهم در سال 2009 از بتانی دیدن کرد و از آن زمان این سفر بخشی از سفرنامه کتاب مقدس اردن است.
رودخانه گل آلود اردن (منبع: ایرنا اکبر)
محلی در رودخانه اردن که اعتقاد بر این است که عیسی در آن غسل تعمید داده شده است. آب در محل خشک شده است، بنابراین به طور مصنوعی برای هر مسیحی که مایل به تعمید در اینجا است پمپ می شود. (منبع: ایرنا اکبر) اما مکان رقابت دیگری برای غسل تعمید عیسی وجود دارد - قصر آل یهود (قلعه یهودیان) در اسرائیل نام دارد و در سال 2011 به روی عموم باز شد. تنها 90،000، بر اساس وزارت گردشگری هر دو کشور.
ما از طریق مسیری که زمانی مملو از مین های زمینی بود - صلاح به ما گفت که تا سال 1995 پاکسازی شدند - به سمت رودخانه اردن رفتیم. ما در کرانه شرقی آن نشستیم و فقط پنج دقیقه با آن فاصله داشتیم، کرانه غربی آن که در خاک اسرائیل قرار داشت، به ویژه با حضور سربازان اسرائیلی و پرچم اسرائیل مشهود بود. طرف ما جمعیت کمی داشت، در حالی که طرف اسرائیلی مملو از زائرانی بود که در حال غسل تعمید بودند. چرا شکاف؟ صلاح گفت، خوب، متون مذهبی از سایت های ما حمایت می کنند، اما کشور ما فقط منتظر ورود پاپ است تا آنها را تبلیغ کند، در حالی که آنها در تمام طول سال سایت خود را به بازار عرضه می کنند.
تصویری از کرانه باختری که از کرانه شرقی گرفته شده است. کرانه باختری کرانه غربی رود اردن است و در اختیار اسرائیل است. کرانه شرقی کرانه شرقی رود اردن است و در اختیار اردن است. این دو ساحل با یک شنای پنج دقیقه ای در عرض رودخانه از هم جدا می شوند. (منبع: ایرنا اکبر)
سرزمین او در شرق رود اردن (در بالا) زمانی محل جنگ بین اردن و اسرائیل بود. پس از امضای معاهده صلح دو کشور در سال 1994، این منطقه از مین پاکسازی شد و به روی باستان شناسان و گردشگران باز شد. (منبع: ایرنا اکبر) سخنان صلاح درست به نظر می رسد، زیرا ما از اردن دعوت شده بودیم تا همزمان با سفر پاپ فرانسیس به این کشور در 24 مه برگزار شود. در این عرصه جمع شده بود، هرچند که تقریباً پر نبود. بسیاری از جمعیت، معنای سیاسی تری را در دیدار رئیس مذهبی خواندند. سوزان فراج، یک خانهدار اهل اردن، و یک مسیحی، برای مثال، این فرصت را بهعنوان فرصتی میدانستند تا به دنیا بگوید مسلمانان و مسیحیان در اینجا در صلح زندگی میکنند، نه در تضاد. اما برخی مانند نایلا داوود احساس کردند که صلح هنوز در منطقه شکننده است. او گفت که سوریه و عراق هنوز در حال جنگ هستند و همسایه هستند.
صلاح گفت: اردن واحه صلح در منطقه ای است که در غیر این صورت درگیر درگیری است، چیزی که بر جذب توریست آن تأثیر گذاشته است. جنگ سوریه و بهار عربی (اگرچه اردن شاهد چنین انقلابی نبود) جریان گردشگران را تا 10 درصد کاهش داده است. برای اینکه بدانیم اردن کشوری صلحآمیز و بردبار است، فقط باید به هجوم پناهندگان آن نگاه کرد. این کشور از زمان اولین جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948 بهشت پناهندگان فلسطینی بوده است. امروزه مردم فلسطینی الاصل 60 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهند. صلاح نیز شهروند اردنی فلسطینی الاصل است. این کشور همچنین پناهندگانی از عراق و اخیراً سوریه دارد. صلاح از بالای تپه ای در امان - شهر دارای 23 تپه است - اردوگاه آوارگان فلسطینی را به ما نشان داد. این زمین پر از چادر نبود، بلکه خانه های سیمانی مناسب بود. صلاح گفت که کمپ ها مدت ها پیش آنجا بودند، اما این نام همچنان باقی مانده است. پشت اردوگاه آوارگان فلسطینی، روزی میتوانست پرچم اردن را در آسمان در اهتزاز ببیند. او گفت که با 127.5 متر، بلندترین میله پرچم در جهان و پرچم - 40×20 متر - بزرگترین است.
ارگ امان، میزبان ویرانههای امپراتوریهای رومی، بیزانسی و اولیه اسلامی (منبع: ایرنا اکبر) پس از گشت و گذار در تئاتر رومی، ارگ عمان و مسجد اموی - که همگی نشان دهنده تاریخ رومی، بیزانسی و اسلامی عمان است - در مرکز شهر قدم زدیم. اینجاست که اردن خود را از چمدان دین، تاریخ و جنگ رها میکند و در بازارهایش که قلیان، عطار، حجاب، لباسهای رقص شکم و سرامیک میفروشد، در غذاخوریهای کنار جادهاش که مشغول خوردن شاورما، فلافل و کنافه (یک شیرینی شیرین) هستند، زنده میشود. ساخته شده از پنیر، ورمیشل، شربت شکر و آجیل)، در مغازههایی که ترشی زیتون و دانههای قهوه میفروشند، و با صدای آرامبخش موسیقی عربی که همه جا پخش میشود.
در زندگی روزمره شهری است که به نظر می رسد اردن بیشترین آرامش را دارد.