ماریان و لئونارد: Words of Love مرز بین هنرمند و موزه را دوباره تنظیم می کند

در ماریان و لئونارد: واژه های عشق-یک مستند عمیقاً صمیمی و افشاگرانه درباره این زوج-نیک برومفیلد یک رابطه ده ساله را ترسیم می کند که یک عمر طول کشید

ماریان و لئونارد: کلمات عشق در Netflix پخش می شود.

خیلی طولانی ، ماریان - قصیده دردناک لئونارد کوهن به موز خود ماریان ایلن - نوحه ای است که به عنوان یک آهنگ عاشقانه لباس پوشیده است. این سرودترین سرود تجزیه است که درخواست خروج او و حیرت از ترک شدن را در بر می گیرد. این هر آهنگ کوهن است. در طول مدت زمان اجرا ، خواننده طول عمر رابطه خود را با صمیمیت دوست داشتنی دنبال می کند و هر لحظه مشترک را با محبت ، از جمله خداحافظی مانند دلیل اتفاقی ، اما پیام همه چیز است ، مانند این که آنها باید از یکدیگر جدا شوند تا دوباره ملاقات کنند ، می خوانند. مثل اینکه فقط در صورت جدایی دوباره می توانند ملاقات کنند. در سفر نیک برومفیلد-یک مستند عمیقاً صمیمی و افشاگرانه درباره این زوج-او این رابطه یک دهه ای را که یک عمر به طول انجامید ترسیم می کند.



ماریان و لئونارد: کلمات عشق با پایان شروع می شود: ماریان در سال 2016 در بستر مرگ است و کوهن نامه ای برای ابراز عشق و سپاسگزاری بی پایان به او می فرستد. به دنبال آن تصاویری از عملکرد وی در Isle of Wight در سال 1970 آمده است. این خواننده مانند یک عاشق بی حوصله که مشتاق گفتن داستان خود است ، تاریخچه پشت آن را به خاطر می آورد. خیلی طولانی ، ماریان به جمعیت ؛ با در نظر داشتن شریک قبلی خود ، آهنگسازی کرد. چشمان او خالی به نظر می رسند اما بیقراری به نظر نمی رسد مثل اینکه مطمئن است او آنجاست. همانطور که مستند نمایان می شود ، نیاز به احضار او در هنگام عبور و اطمینان او از حضور او در دریایی از غریبه ها متناسب است.



این زوج در دهه 60 در هیدرا ملاقات کردند ، هر دو از گذشته خود فراری بودند. او از اسلو نقل مکان کرده بود و در یک ازدواج ناخوشایند با نویسنده نروژی اکسل جنسن گیر کرده بود. او از مونترال آمده بود تا به دنبال حرفه ای در زمینه نویسندگی باشد. جزیره بت پرست یونان آنها را به خود جذب کرد و به هر دو کمک کرد تا از یک مکان خانه بسازند. عصر افراط و تفریط ، ازدواج های آشکار و مواد مخدر بود. بهشتی برای روحهای الهام گرفته کوهن زیر آفتاب می نشیند و می نویسد در حالی که ماریان به او تمایل دارد. بعد از کتابش بازندگان زیبا نتوانست منتقدان را تحت تأثیر قرار دهد ، کوهن مأیوس شده برای دیدار با جودی کالینز به نیویورک سفر کرد و در آنجا آواز خواند سوزان ، آهنگی که به یک نسل کامل می آموزد که با فوریت یک شخص عاشق یک نام شوند. کوهن با کشف خود به عنوان خواننده ، اقامت بیشتر و بیشتری را در نیویورک آغاز کرد و اگرچه او به ماریان و پسرش اکسل (خانه ای که من به زن و پسرش احتیاج دارم خانه داشت) تماس گرفت ، اما اوضاع هرگز یکسان نبود.



روایت از اینجا معمولی است. کوهن به سرعت تبدیل به یکی از متمایزترین خوانندگان زمان خود می شود ، شاعری برای زنان شبه افسرده دوران خود ، همانطور که آهنگساز جان لیسائور می گوید ، حضور ماریان را در زندگی خود کاهش داد. این داستان هر هنرمند و موزه آنهاست ، نمونه ای غم انگیز از هنرهای بزرگ که بر عصای فشار احساسی ایستاده است. اما برومفیلد اصرار دارد که در مورد آنها متفاوت بود.

کوهن با صدای بلند می گوید: بخش بزرگی از زندگی من در حال فرار بود (برومفیلد به طور گسترده از ضبط مصاحبه خود با DA Pennebaker استفاده می کند ، صدای ساده خواننده مانند یک شعار جذاب است). هیچ چیز نمی توانست جلوی او را بگیرد. حتی وقتی همه چیز خوب بود ، هرگز برای او به اندازه کافی خوب نبود. این نارضایتی دائمی ، یک انگیزه هنری محجبه برای جلب تجربه و تقویت تخصص آنها ، به او گذرا کرد و او را فریبنده و دست نیافتنی کرد. این همان چیزی است که او را از مونترال ، هیدرا و بعداً از ماریان رانده است. در نقطه ای ، آویوا لیتون ، همسر سابق ایروینگ لیتون ، شاعر کانادایی می گوید: شاعران شوهر بزرگی نیستند. شما نمی توانید صاحب آنها شوید او معتقد بود که کوهن به بیماری مشابهی مبتلا بود. او می تواند زنان را از راه دور دوست داشته باشد ، به آنها احساس خوبی بدهد ، اما خود را در اختیار آنها قرار نمی دهد. او نمی توانست خود را واگذار کند ،



اما این یک داستان عاشقانه بود. برومفیلد ، دوست ماریان تا انتها ، به این زوج نگاه می کند که می توانستند از چه راهی برخوردار باشند ، روایت را با خاطره ای از آنها روایت می کند و آن را با تصاویر و فیلم های آرشیوی کمیاب هر دو با هم تکمیل می کند. او این مستند را برای تقلید از شباهت رابطه طراحی می کند ، زمان بندی ها را تار می کند و برابری را در بدبختی های نابرابر آنها برجسته می کند. اگر آنها از الگوی موزه هنرمند استفاده نمی کنند به این دلیل است که ناتوانی ناتوان کننده عاشق بودن متقابل به نظر می رسد.



برومفیلد می گوید ماریان هرگز از این رابطه بهبود نیافته است ، اگرچه او به اسلو بازگشت ، با شخصی ازدواج کرد ، طلاق گرفت و دوباره با او ازدواج کرد. با این حال ، او هرگز تلخی او را شامل نمی شود. امتناع او نشان دهنده حقیقت رایج است: کینه ، هنگامی که مشترک شکل درد را می گیرد.

دستاورد روایی برومفیلد در این اعتقاد نهفته است که او بر این باور است که ماریان شخصی است که کوهن درباره او نوشته است. (منبع: Netflix.in)

کوهن در مورد عشق نوشت حتی زمانی که این کار را نکرد. کلمات او تصویری از یک مرد ضعیف را نشان می دهد که تحت عشق شکنجه شده و برای آن گرسنه شده است ، از حسادت سوخته و از آن ناراحت شده ، به سرنوشت ملحق شده و از آن رهایی یافته است. عشق هم بیماری است و هم دارو ، سفر و مقصد ، دلیل ترک و علت عقب ماندگی. در کلام او شکافی وجود دارد که نور از آنجا وارد می شود و هر احساس و هر داستان ، هر شادی و هر رنجی را با گرمای احساس روشن می کند. وقتی او می خواند ، حتی سپاس خداوند را به نظر می رسد گریه بی سر و صدا یک مرد عاشق اگر صدای او دارای فداکاری است ، به این دلیل است که ترانه های او دعاهای سرسختانه ای هستند ، در جستجوی نجات و فرار هستند ، شک و تردید ایجاد می کنند ، مانند این که علیه خدایی که تقریباً انسان را رها کرده است ، خشمگین هستند. کوهن در مورد کسی نوشت حتی اگر او ننوشت.



دستاورد روایی برومفیلد در این اعتقاد نهفته است که او با آن بر ماریان تاکید می کند که آن شخص است - نه تنها موز بلکه صدای پشت افکار خواننده ، دوقلو آینه دار ، خویشاوندان نزدیک او ، تنها کسی که او را در هزار بوسه عمیق خواهد گرفت. - حتی اگر کوهن همچنان با زنان دیگر باشد. او می گوید ، ناتوانی او در ترک حتی پس از ترک مدارک برای وی ، من قلبم را به پزشک نشان دادم/ او گفت من فقط باید ترک کنم/ سپس برای خودش نسخه ای نوشت/ و نام شما در آن ذکر شد ؛ او کسی است که او پس از پاره کردن همه کسانی که به دنبال من بودند ، جبران می کند. کسی که در هتل چلسی ملاقات کرد. اگر کوهن زندگی می کرد تا بنویسد ، نوشته های او زندگی او را منعکس می کرد. ترانه های او افکار او را بیان کرد و کلمات او متعلق به ماریان بود. او نمی توانست خود را واگذار کند بنابراین او را با خود برد.



اگر کوهن زندگی می کرد تا بنویسد ، نوشته های او زندگی او را منعکس می کرد. ترانه های او افکار او را بیان کرد و کلمات او متعلق به ماریان بود. (منبع: Netflix.in)

ماریان و لئونارد: کلمات عشق شامل لحظاتی از آخرین تور کوهن (2010-2008) ، اولین سفر او در یک دهه پس از ورشکستگی است. ما شاهد اجرای کوهن ضعیف و ضعیف هستیم خیلی طولانی ، ماریان به چشمانش این بار بسته است انگار می داند ماریان در جمع است. او دستهایش را تکان می دهد و همراهش آواز می خواند. پس از آن ماریان به نامه ای که کوهن ارسال کرده است گوش می دهد ، لحظه ای آنقدر از نظر احساسی احمقانه که احساس می کنید برای دیدن آن احساس امتیاز می کنید. برومفیلد سکانس ابتدایی را با این تنظیم معکوس می کند و گره ای داستانی برای فرار هر دو ایجاد می کند. انجام می دهند. کوهن چهار ماه بعد درگذشت.

کوهن که همواره می ترسید از شخص دیگری فراتر رود ، استثنائی مشهور در این زمینه انجام داد بارانی آبی معروف ، خطاب به معشوق معشوقش ، با تشکر از او برای اینکه زحمت را از چشم او برداشت ، من فکر کردم که برای همیشه آنجاست/ بنابراین من هرگز تلاش نکردم. این یک آهنگ سخاوتمندانه است که به تعریف روش متمایز کوهن علاقه دارد. با ماریان و لئونارد: کلمات عشق ، برومفیلد ، معشوق سابق ماریان ، این لطف را بر می گرداند.



ماریان و لئونارد: کلمات عشق در Netflix پخش می شود