شاعری که در موقعیت ممتازی قرار دارد و به دنبال امتیاز است ، باید در مقابل این کار کند تا شفقت را به ترحم و همدلی را به متانت تبدیل نکند. کتاب- جانور قلب: اشعار جدید و منتخب
نویسنده- سلیم پیرادینا
نشر: سکه مس
صفحات: 184
بهترین شعر سلیم پیرادینا دارای شعور اجتماعی قوی است که گاه با تصاویری که به کار او قدرت می بخشد ، جنگ می دهد. شاعری که در موقعیت ممتازی قرار دارد و به دنبال امتیاز است ، باید در مقابل این کار کند تا شفقت را به ترحم و همدلی را به متانت تبدیل نکند. پیرادینا هرگز به شیوه آسان دیگر نمی نشیند ، اما چشم بر نمی دارد. این احساس عدم وابستگی تنها بخشی از داشتن هویت خط خطی نیست. به عنوان مثال ، من ادعا می کنم که همه در هند دارای هویت خط خطی هستند ، که در خطوط آهن خون کاست ، خطوط سخت کلاس ، خطوط نقشه بردار روی نقشه ها می گذرد. سلیم پیرادینا مدتها قبل از ترک هند و حرکت به کانادا روی یک خط فاصله قرار گرفته بود.
خط فاصله فضای بسیار کمی به شما ارائه می دهد ، اما شاعران هرگز به فضای زیادی احتیاج ندارند. انجام می دهند. فضایی که آنها درخواست می کنند داخلی است. اول ، آنها به خود فضای داخلی عظیمی می دهند و Peraradina's از بندرا به کانادا می رود. تقاضای بعدی فضایی است که باید در سر خود برای شعر ، هدیه فضا برای خواننده ، ایجاد کنید. پیرادینا به عنوان شاعر-پیامبر در شعری-'چیز واقعی'-در مورد فرهنگ عامه نوشت-پیش از آنکه بدانیم فرهنگ عامیانه داریم: عدم تحمل را در نظر بگیرید/ یادگیری آن آسان است/ و اگر در خطوط مناسب توسعه یابد ، باورکردن باورنکردنی/ آسان ...
ما معتقدیم. این شاعری است که به موقع با ما صحبت می کند. او فضای خود را در ذهن من دارد و کارهای اولیه اش هنوز در آنجا رشد می کند و با خواندن دوباره این اشعار معنی تازه ای پیدا می کند. من نیز از زمانی که اولین حمله را خواندم ، تغییر کرده ام ، بنابراین شعر پیرادینا در ذهن من نیز تغییر کرده است.
اما Peeradina جدیدی نیز در اینجا کار می کند و من مطمئن نیستم که به این کار راه پیدا کرده ام. 'نوحه دختر' از شما می خواهد که روز عادی را در نظر بگیرید و جادوی خود را بر روی آن اعمال کنید. شما باید مادر بیمار ، سقف ترک خورده ، جامعه مسکن بی سر و صدا ، خواستگارانی را که برای زن در اواسط سی سالگی برنمی گردند و به آنها زندگی می دهید ، ببرید. تعبیر جدید پیرادینا عمداً درجه صفر است. می خواستم احساس این زن را داشته باشم. من نمی توانستم. او پیشنهاد خرید نداد افتادم توی تابه خطوط آغازین 'Tavva' را دنبال کنید:
در قالب فعلی من ، ده اینچ قطر دارم ، با یک ملایم/ منحنی از انتها به انتها. من پسر عموهایی دارم که بزرگتر هستند و می آیند/ با دسته چوبی. وسایلی که در رستوران ها و غرفه های فست فود استفاده می شود می تواند سه فوت عرض داشته باشد و عموماً کف آن تخت باشد.
از این لحن محاوره ای قاطع چه می توان استفاده کرد؟ خواندن یک شعر به معنای تغییر نگرش شما به جهان است. حالا چگونه به یک تووا نگاه می کنید؟ آیا به این خط فکر می کنید:
انواع مختلف خرچنگ برای خوردن
… من می توانم پنکیک ، omlettes ، dosas ، crepes ،/ Chappatis ، ماهی سرخ کرده و بسیاری دیگر را ورق بزنم.
'خیلی بیشتر'؟ 'خیلی بیشتر' در این شعر چه می کند؟ چگونه به چیز دیگری اضافه می کند؟ پاسخ معمول ریتم های شعر است. سعی کردم آن سطور را با صدای بلند بخوانم تا ریتم ها را صدا کنم. من شکست خوردم. حتما من هستم.
'در ستایش خرمالو' را خواندم. پیریدینا در این مورد چیزی نمی گوید و شعر روی موز هیچ اثری روی میوه نمی گذارد. آنها به عنوان شعر در حال رژه رفتن هستند. من اکنون آموخته ام که صبر کنم تا خرمالوها برسند ، چگونه موز سرخ کنند و سیب پخته شده ممکن است در دست من بشکند.
یک شعر عالی در 'درس' وجود دارد ، شعری که نشانه خود را از بازنمایی ، از عدم محتمل بودن جهان که ما در آن زندگی می کنیم ، می گیرد ، از عدم امکان اینکه بتوانیم همه آن را بگیریم و به کاغذ بسپاریم. این شعر لحن دستورالعمل ها را می گیرد ، زمین ، ماه ، خورشید ، سیارات را ترسیم می کند ، 'لکه ای برای نشان دادن راه شیری'.
اما هنوز کارتان تمام نشده است. این ورق را تا کنید/ برای کبوتر اریگامی و این پرنده پیام رسان را به آسمان رها کنید. به سرعت به نقطه ای ناپدید می شود/ در میان میلیاردها موجود دیگر بال دار پرواز می کند/ هر کدام جهان خاص خود را حمل می کنند.
من بالاخره در خانه هستم. یکی دیگر از شعرهای پیرادینا در سرم پیچید.