هنرمندان ویژگی های معمولی را با بافت های رنگارنگ می پیچیدند. یک ماه پیش، یک غرفه چای غیرقابل توصیف در کنار ایستگاه راهآهن در Ujjain به محلی برای کنجکاوی تبدیل شد، نه برای چای فوقالعاده 5 روپیهای آن. این ترکیب کثیف از میلهها، کبابپزها و یک کلبه حلبی توسط انفجارهای رنگی بمباران شد - متر و متر نخ جوت بافته شده آن را با رنگهای پر جنب و جوش پوشانده بود. کوچه پشتی تاریک و مغفول با بافت های پیچیده مشابهی آراسته شده بود.
آیا این رایگان است؟ یکی از رهگذران پرسید. یکی دیگر اشاره کرد که ممکن است آتش بگیرد، که نشان می دهد اجاق گازی که در آن چای معروف دم می شود. اما بمبافکنهای نخ، هنرمندان مقیم دهلی، راهول چوداری و پانکاج ساروژ، به کار خود ادامه دادند و حتی برای مدت کوتاهی از داپلی والهها در محل برگزاری و با چرخاندن نخ بر روی سازهای خود سرگرم شدند. در پایان روز، زمانی که تحول به پایان رسید، صدای تشویق ها بلند شد. به نظر می رسید که نخ هوای آن غرفه چای را تغییر داده است. ساروژ 37 ساله میگوید که این نوع دیگری از مثبت بودن را به همراه داشت.
این صحنه بخشی از فاز اول پروژه Yarn Yatra است، ابتکاری توسط گروه فرهنگی راج مستقر در Panipat، Raj Art Initiative (RAI). پروژه بمباران نخ که در ژانویه تأسیس شد، خود را در فضاهایی که افراد عادی در آن ساکن و رفت و آمد می کنند غوطه ور می کند و از طریق بافته های خود داستانی را روایت می کند. Chaudhary و Saroj با راهنمایی شایلین اسمیت، متصدی و مؤسس RAI مستقر در دهلی، به عنوان بخشی از مرحله اول آن در شش شهر سفر کردند. قرار نبود پروژهای جذاب باشد. اسمیت 36 ساله می گوید، من می خواستم هنرمندان با قطار سفر کنند و با جامعه بافندگان و همچنین مردم اطرافشان تعامل داشته باشند.
این دو هنرمند بدون دستورالعمل به اطراف رفتند - از غرفه چای در Ujjain تا درختی خارج از Bharat Bhavan در بوپال. ساروژ، که بومی فیروزآباد، اوتار پرادش است و به خاطر فرهنگ بافندگی دستبافش شهرت دارد، میگوید: ما میخواستیم نخ به اشیایی متصل شود که میتوان دوباره از آنها استفاده کرد.
پوشش غرفه های چای بخشی مهم از پروژه بود. منبع سرگرمی این بافندگان چیست؟ اسمیت می گوید این چای کی دوکان است. این یک نقطه بحث برای مردم عادی است. مهم نیست که چه کسی هستید، به دنبال چای می روید. ساروژ می گوید، ما فکر می کردیم که این یک مداخله مناسب برای کار ما باشد.
چاودری از روستای نیرالی در ناحیه مدهوبانی شمال بیهار می آید. این مرد 45 ساله که با موسسه ملی طراحی به عنوان دستیار اسناد و تحقیقات همکاری کرده است، می گوید: پدرم برای روستا بافتنی می کرد. سهم او در این پروژه از توانایی او در بافتن با دستانش به جای سوزن یا ماشین است، تکنیکی که به ندرت در هنر دیده می شود. من از آرنجم به عنوان سوزن استفاده می کنم. من نمی توانم سریع ببافم، اما گشاد است، که بافت های مختلفی می دهد. بافندگی یک زبان ریاضی است. دقیق است مردم معمولاً بر اساس الگو می دوزند و به همین دلیل از ماشین و سوزن استفاده می کنند. او اضافه می کند که از دست ها فقط زمانی استفاده می شود که شما در حال آزمایش هستید.
با پایان یافتن مرحله اول پروژه، تیم خود را برای دومین نسخه در ماه نوامبر آماده می کند که به لاکنو، بادوهی، بنارس، کلکته، بولپور، گواهاتی و در نهایت، ماجولی، مرکز بافندگی آسامی می رود. در ماه دسامبر، آنها از دهلی به پانیپات سفر می کنند.