خود را نشناسید ، فصل جدیدی بنویسید تا داستان خود را تغییر دهید: لوری گوتلیب

همه ما با داستان هایی در مورد زندگی خود دور می زنیم. داستانها روشی هستند که ما از زندگی خود معنا می دهیم.

به گفته لوری گوتلیب ، روان درمانگر ، داستانها به شما کمک می کنند تا زندگی خود را درک کنید ، اما همچنین می توانند شما را در یک جا گیر کنند. همچنین یک ستون نویس مشاوره ، او چندین ایمیل در مورد مشکلات مردم دریافت می کند. او صحبت های تد خود را با مثال زنی آغاز می کند که در رابطه شوهرش با یک همکار دچار مشکل شد. زن نمی خواست فرزندان خود را در معرض طلاق قرار دهد ، پس چه می تواند بکند؟



نویسنده اظهار داشت: همه ما با داستان هایی درباره زندگی خود گشت می زنیم. چرا انتخاب ها انجام شد ، چرا مسائل اشتباه پیش آمد ، چرا ما با شخصی به گونه ای رفتار کردیم - زیرا بدیهی است که آنها لیاقت آن را داشتند - چرا کسی به گونه ای با ما رفتار کرد - هر چند ، بدیهی است ، ما چنین نکردیم. داستانها روشی هستند که ما از زندگی خود معنا می دهیم.



با این حال ، او می گوید ، این امر با ریسک همراه است ، ما فرض می کنیم شرایط ما داستان های ما را شکل می دهد. اما چیزی که بارها و بارها در کارم پیدا کردم این است که دقیقاً عکس این اتفاق می افتد. روشی که ما زندگی خود را روایت می کنیم ، شکل آنها را شکل می دهد. این خطر داستانهای ماست ، زیرا آنها واقعاً می توانند ما را به هم بریزند ، اما این قدرت آنها نیز هست. زیرا معنای آن این است که اگر بتوانیم داستانهای خود را تغییر دهیم ، می توانیم زندگی خود را نیز تغییر دهیم.



گوتلیب توصیه می کند که فصل جدیدی را بنویسید و وارد ناشناخته ها شوید. این است که به صفحه خالی خیره شوید. … ما در فرهنگ خود درباره شناخت خودمان بسیار صحبت می کنیم. اما بخشی از شناخت خود این است که خود را نمی شناسید. برای کنار گذاشتن یک نسخه داستانی که به خود می گفتید تا بتوانید زندگی خود را بگذرانید ، و نه داستانی را که در مورد زندگی خود به خودتان گفته اید. و این گونه است که ما در اطراف آن میله ها قدم می زنیم.

با بازگشت به نامه ، او کلمه ای را که در دفتر خود چسبیده است - ultracrepidarianism - عادت دادن توصیه یا نظرات خارج از دانش یا شایستگی فرد ارائه می دهد. او اظهار می کند ، من از آن استفاده می کنم زیرا به من یادآوری می کند که من به عنوان یک درمانگر می توانم به مردم کمک کنم تا کارهایی را که می خواهند انجام دهند مشخص کنند ، اما نمی توانم زندگی آنها را برای آنها انتخاب کنم. فقط شما می توانید داستان خود را بنویسید و تنها چیزی که نیاز دارید ابزارهایی است.



او به ما هشدار می دهد که از شاکیان رد کننده کمک جلوگیری کنیم. او می گوید ، آنها افرادی هستند که وقتی می خواهید پیشنهادی را به آنها ارائه دهید ، آنها آن را رد می کنند ، 'بله ، نه ، این هرگز جواب نمی دهد ، زیرا ...' ابزارهای ویرایش خود را بیرون بکشید ، او توصیه می کند و از خود بپرسید: من می خواهم داستان من چگونه باشد؟ و سپس ، برو شاهکار خود را بنویس.