نوشتن شجاعت نمی برد ، شفا بخش است: لیزا ری

در مصاحبه با indianexpress.com ، لیزا ری در مورد هویت خود به عنوان یک فرد خارجی ، نگرش خود نسبت به سرطان ، چگونگی ایجاد این وضعیت در درون خود و خاطرات خود صحبت می کند.

لیزا ری ، کتاب لی لی ری ، زندگی نامه لیزا ری ، لیزا ری نزدیک به استخوان ، کتاب لی لی ری ، ایندپرس اکسپرس ، اخبار اکسپرس هندلیزا ری خود را به عنوان یک خارجی خارجی توصیف می کند.

لیزا ری ، سوپرمدل سابق و بازمانده از سرطان ، پس از حضورش به عنوان وکیل مجرمان ماهر در فیلم مهیج تعلیق ، به یک نام خانوادگی در هند تبدیل شد. کسور ، روبروی آفتاب شیوداسانی. در طول سالها ، با فیلمهایی مانند اب ، من نمی توانم مستقیم فکر کنم ، و هالیوود/بالیوود ، او مهارت خود را به عنوان یک بازیگر ثابت کرده است. با وجود دستاوردهای خود ، ری در خاطرات خود تصمیم می گیرد که خود را شناسایی کند 'نزدیک استخوان' به عنوان یک خارجی



ری که در تورنتو بزرگ شده و پدرش بنگالی و مادری لهستانی است ، ادعا می کند که او یک 'بیگانه' طبیعی بوده است و شاید این به او کمک کرده است که در مورد مبارزات و موفقیت خود با عینیتی خاص بنویسد. او در خاطرات خود مبارزه خود با سرطان را برجسته می کند ، اما با اشتیاق یکسان از مبارزه خود با اختلال خوردن ، روابط ناموفق و ناتوانی در تعلق خاطر صحبت می کند.



گزیده ای:

در خاطرات شما نزدیک استخوان ، شما سرطان را با محبت مشخص درمان می کنید. یک خط وجود دارد ، پس از سالها شناور شدن در باد مانند برگ ، آمدن و رفتن ، من آماده ریشه دار شدن هستم ، شما بعد از تشخیص بنویسید. چگونه توانستید در حین انجام این پروسه ، تمام شجاعت را به دست آورید؟



چه اتفاقی می افتد وقتی طبیعت شما را مجبور می کند همه مفروضات متداول در مورد زندگی را به چالش بکشید؟ وقتی مشخصات شغلی شما بیش از آنکه آشکار شود پنهان می شود؟ وقتی شما به عنوان یک فرد درون گرا و یک ناظر طبیعی روزها را جلوی دوربین می گذرانید؟ خوب ، پس شما تبدیل به یک نویسنده مخفی می شوید. برای درک ، پیوند ذهن و قلب خود و فراتر رفتن از خود. در عین حال ، با داستانهای قلبتان صمیمی تر می شوید - امیدوارم با شفقت و اغلب با طنز. نوشتن شجاعت نمی برد ، شفا بخش بوده است.

شما به طرز شگفت انگیزی ، و اگر کسی می تواند اضافه کند ، به طرز وحشیانه ای در مورد زندگی شما صادق بوده اند. خواه در مورد به اشتراک گذاشتن اختلال خوردن یا احساس به دام افتادن به عنوان دیوا در بمبئی صحبت کنید. چنین عینیتی هنگام نوشتن درباره خود نادر است. آیا این یک تلاش آگاهانه بود؟



انواع درخت آلو

بزرگ شدن اصل و نسب بنگالی-لهستانی در تورنتو در دهه 70 ، من را به یک فرد خارجی خارجی تبدیل کرد.



فروش درختان نخل کوتوله

'تو چی هستی؟' یک خودداری مداوم بود. 'من؟ من متفاوت هستم ، با سرکشی کودکانه جواب می دادم. اگرچه سالها طول کشید تا بفهمم که ویژگی منحصر به فرد من چگونه است.

اما قبل از آن ، کجا مرا رها کرد؟ یک موجود خون مخلوط ، با توانایی تجسم جهان ها و هویت های متعدد و با اشتیاق گیج کننده به هند ، زمینی که پدرم در اوایل بیست سالگی ترک کرد. خوب ، ظاهراً این به من کمک کرد تا راهی برای زندگی فراتر از عقل ، برای پرسیدن مداوم و جستجوی لذت و آوارگی زندگی دور از محل تولدم ، و همچنین در جستجوی خانه پیدا کنم. ناظر بودن به طور طبیعی به وجود می آید و از آنجا ، این یک گام کوتاه به صراحت و اشتراک است.



این کتاب جدا از ارائه مبارزه شما با سرطان ، به عنوان یک تفسیر عالی در مورد زندگی شما عمل می کند. آیا این شرایط ، در هر مقطعی ، محرکی برای خودنگری است؟



بله ، اما تنها مورد نیست. دیدگاه نوشتاری من امروز از انگیزه ای برای دفاع در برابر ناتوانی روزافزون جهان برای مخفی شدن در زیر سطح ظاهر شده است. شخصاً ، از نقطه نظر-که عموماً به عنوان میانسالی شناخته می شود-می توانم برداشت یک زندگی با گرده افشانی متقابل و هویت سیال را درک کنم. به عنوان فردی که از طریق درد و طنز رشد کرده است ، امروز من تجربیات خود را به عنوان یک بازیگر تصادفی و عدم تعلق خاطر جهانی و در عین حال مفید می دانم.

من همچنین برای احترام به نیروی غیرقابل توقف عشق که انواع مختلفی دارد ، می نویسم: محافظت ، خشم ، لطافت ، جسارت و صمیمیت. هر تجربه ای با آگاهی عمیق تری از تجربه بسیار بشری شکسته شدن ، درک نشدن و آسیب پذیر شدن ، دعوت می شود. از نظر من ، انعطاف پذیری نهایی در آسیب پذیری و توانایی باز شدن کامل برای هر تجربه نهفته است. با رفتن به مرزهای خود ، گسترش یافتن از آنجا ، شکست خوردن ، سقوط ، بلند شدن. با كشف غريزه دفن شده با گوش دادن. و خندیدن.