سهیلا کاپور نام او Katharina Minola است ، / Renown’d in Padua for the wolding language. ویلیام شکسپیر اینگونه قهرمان نمایشنامه رام کردن زیرک را معرفی می کند ، نمایشی که منتقدان را در مورد ایده های او درباره مردسالاری و زن ستیزی دچار اختلاف کرده است. هنگامی که سهیلا کاپور ، کارگردان تئاتر ، این بازی را با عنوان آلبلی نااری برای باشگاه سه هنر ، گروه تئاتر قبل از استقلال در دهلی ، اقتباس کرد ، یکی از اولین چیزهایی که او به بازیگر نقش کاترین مینولا گفت ، این بود که او زنی مستقل است. چرا او اینقدر عصبانی است؟ چرا او شبیه یک حقه بازی است؟ زیرا ، در حال حاضر نیز در هند ، وقتی زنی راه خود را نمی گیرد ، اجازه ندارد عصبانیت و سرخوردگی خود را ابراز کند. تصور کنید ، دامادش با لباس دلقک به عروسی می آید و پدرش می گوید: 'kam se kam، who aaya to hai'، می گوید کاپور. وقتی کاپور در مورد نمایش صحبت می کند ، عصبانیت با شور و اشتیاق ترکیب می شود و خاطرات قدیمی به هم می ریزد.
گزیده ای از مصاحبه:
چرا اهلی کردن زیرک؟
آنقدر از نظر سیاسی نادرست است که مرا به چالش کشید. ما تصمیم گرفتیم تصور کنیم که مردی در عصر و دوران کنونی فمینیسم فعال تلاش می کند همسر خود را به تسخیر خود در آورد. آنچه من دریافتم این بود که این نمایش هنوز در هند کنونی طنین انداز است. در نمایش ، پدر عجله دارد تا دختر فوق العاده اش را ازدواج کند. در بریتانیا در قرن 17 ، وقتی از سن 30 سالگی عبور می کنید ، از سن ازدواج عبور می کنید. بزرگترین دستاورد یک زن ، داشتن یک شوهر خوب بود ، بنابراین خانواده های دختر حاضر بودند مهریه خوبی برای به دست آوردن یک مرد خوب ارائه دهند - درست مانند هند امروز. قوانین توسط دادگاه وضع شده است ، اما اگر تغییرات اجتماعی رخ ندهد ، مردم از آنها پیروی نمی کنند و چه کسی آنها را گزارش می کند؟ کشتن ناموس چیست؟ همه چیز در مورد انقیاد زنان است. من به بازیگرانم گفتم اگر شما بعد از سخنرانی پدرسالارانه پتروچیو (قهرمان مرد نمایش) چند ضربه در سالن بزنید ، تعجب نکنید.
چرا نمایش را در دهلی گذاشته اید؟
ما آن را در دهلی و هاریانا قرار دادیم. دهلی شهر مهاجران است و ما رنگ ها و سایه هایی را از افرادی دریافت می کنیم که از مناطق مختلف به دنبال کار می آیند. زبانهای نمایشی عبارتند از هندی ، اردو ، هاریانوی ، بوندلخندی ، مخلوطی از بوجپوری و میتیلی و کمی از پنجابی ، دقیقاً همان چیزی که در این منطقه خواهید شنید.
صحنه هایی از Bebe ka Chamba آیا تا به حال با مردسالاری روبرو شده اید ، با توجه به اینکه سابقه نخبگان شما مقداری عایق بوده است؟
وقتی جوان بودم می خواستم بازیگر شوم. من ظاهر ، استعداد و پیشنهادات را داشتم. خانواده ام خیلی قاطعانه به من گفتند که پسران می توانند این کار را انجام دهند - برادرم ، شکار کاپور ، به طرز چشمگیری وارد این کار شد. همان خانواده (از جمله برادر) هنگامی که من پیشنهادی دریافت کردم ، پای جمعی را گذاشتند ، اگرچه فیلم بزرگ بود و راجش خانا در آن بازی کرد. انصاف کجا بود؟ البته ، من برای خانواده ام احساس ناراحتی می کنم زیرا آنها از نیمکت بازیگران می ترسیدند و از من محافظت می کردند. کسی سعی می کرد مرا بخوابد که برای من غیرقابل تصور بود ، زیرا آن روزها 'دختران خوب' به سختی می توانستند بکارت خود را برای شوهران خود حفظ کنند. این یک تخته سنگ است ، این نیمکت ریخته گری.
به دختران گفته می شود که عزت خانواده را حفظ کنند. آیا زمانی که می خواستید به بالیوود بپیوندید این اتفاق برای شما افتاد؟
پدرم دکتر رئیس جمهور هند و تقریباً تمام کارکنان سفارت در دهلی بود. عموی من ، MN Kapur ، یکی از برترین آموزش دهندگان کشور بود. از نظر مادرم ، من با آناند ها - داو ، چتان و ویجی - که بر بالیوود حکومت می کردند ، خویشاوند هستم. ظلم من را تصور کنید. من مجبور بودم با آن بجنگم تا بله بگویم. شهامت نداشتم این بسیار معمولی برای یک دختر هندی است که به او می گویند: 'خانواده آپنی که عزت کا تومه کوی خیال نهی های؟' و سپس متوجه شدم که مادرم در جوانی می خواهد روزنامه نگاری کند ، اما این کار را متوقف کرد زیرا 'BA کی بعد ، شادی کارنی های '.
بنابراین ، شما روزنامه نگار شدید.
مادرم مرا تشویق کرد. من می خواستم گزارش جنایت را انجام دهم اما در نهایت به من گفتند که به بخش سبک زندگی برو. استدلال ارائه شده این بود که ما نمی توانیم مسئولیت امنیت شما را بر عهده بگیریم. این تفکر من را شکل داده است. یک دوست زن می خواست در مورد ورزش گزارش دهد اما به فیلم رانده شد. چند بار گریه کردم و دندان هایم را فشار دادم. تنها چیزی که باعث ماندگاری من شد تئاتر بود. من بازیگری را ادامه دادم ، اگرچه کارگردانی نکردم. من به IPTA بمبئی پیوستم و با افراد معتبری مانند MS Sathyu و Shabana Azmi کار کردم.
چگونه همه اینها را در نمایش بسته بندی کرده اید؟
احساس می کنم پیام ها با طنز بهتر پیش می روند. من نمی خواهم کاترین یک شخصیت ترحم باشد. من می خواهم مردم بخندند بدون اینکه رها شوند یا شاید متوجه نشوند که اینها حماقت خودشان است. آنها با دختران و خواهران خود اینگونه رفتار می کنند. در پایان یک سرنخ تصویری کوچک وجود دارد که از طریق آن می خواهم مخاطب فکر کند: 'آیا او واقعاً اهلی شده است'؟
تصاویر بوته ها و بوته های منظره
این نمایش امروز ساعت 18:30 در مرکز شری رام دهلی به روی صحنه می رود