نویسنده انجم حسن روزانه هزاران نفر سفری را انجام می دهند که هند معاصر را تعریف کرده است ، از شهر کوچک به شهر بزرگ ، از موفسیل تا کلان شهر. مهاجرت ها بر رشد اقتصادی و تغییرات اجتماعی می افزاید ، اما مدرنیته جدیدی را نیز به وجود می آورد. داستان داستانی انجم حسن در این محدوده شهر زندگی می کند. شخصیت های او افرادی هستند که در شنای شهر بزرگ ناراحت هستند ، که اغلب بین نوستالژی و کشف خود گرفتار هستند. شخصیتی در رمان جدیدش ، The Cosmopolitans ، می گوید که یک هندی مدرن بودن کار سختی است. او بافت این تجربه شهری را - که امروزه بسیار عادی به نظر می رسد - کاوش می کند و آن را از نو می سازد. آیا این جایی نیست که داستان های مدرن شروع می شوند - با فردی متضاد در پس زمینه تاریک شهری؟ و نه تنها زمینه به معنای دیکنزی ، بلکه چیزی است که شما مستقیماً با آن درگیر می شوید - که شما را مجذوب و دفع می کند. بسیاری از رمان نویسان آمریکایی که من آنها را تحسین می کنم ، مانند سائول بلو یا اسکات فیتزجرالد ، این احساس فوق العاده را نسبت به شهر دارند ، مانند نویسندگانی كه جدیدتر آمریكایی یا بخشی از آمریكایی خوانده ام مانند جونوت دیاز یا اچ ام نقوی. نویسنده یکساله مستقر در بنگلور در یک مصاحبه ایمیلی.
در حالی که اولین رمان او ، دیوانه در سر من ، یک داستان غنایی و همه جانبه از زندگی در شیلونگ از طریق سه شخصیت بود ، دومین Neti او ، Neti در مورد سوفی ، یک زن جوان در بنگلور بود ، که در شهر زادگاهی که ترک کرده است آرامش ندارد. نه پشت سرش ، نه شهر بزرگی که در آن خود را بی سر و سامان می بیند. هنگامی که او شروع به فکر کردن در مورد شیوه های مختلف مدرن بودن امروزه در هند کرد ، افراد کاسموپولیتیز از بین رفتند. برخی از آنها قدیمی هستند ، اما هنوز وجود دارند ، حتی اگر به صورت حاشیه ای ، مانند حالت ایجاد نهرووی ملت یا نوعی معماری معمولی و مدرنیستی. بقیه ، مانند هنرهای تجربی معاصر ، ارزش بیشتری دارند. او می گوید تلاش من در این رمان این بود که برخی از این جهان بینی های مختلف را در گفتگو با یکدیگر مطرح کنم.
این گفتگو از طریق Qayenaat ، قهرمان The Cosmopolitans ، دختر یک پدر مهندس که در معابد نهرو هند مدرن کار می کرد ، اتفاق می افتد. Qayenaat شخصیتی است که به ندرت در صفحات داستانهای هندی انگلیسی یافت می شود: او 53 ساله است و یک زن است ، اما از نظر خانوادگی و خانوادگی تحت تأثیر قرار نمی گیرد ، ازدواجش مدتهاست به پایان رسیده است ، اما به سختی از آن عذاب می کشد. او برای خود یک زندگی غیر معمول ، خارج از تعهدات شبکه 9 تا 5 ساخته است. او یک راسیکا است ، عاشق هنر ، با زندگی درونی غنی و عصبانی شدن در رها شدن از دنیایی که با پول کار می کند.
حسن اشاره می کند که شخصیت های او همیشه غیر متعارف بوده اند. آنها به شدت تندرو نیستند. آنها افرادی از طبقه متوسط هستند که زندگی نسبتاً بدی دارند. در عین حال ، همه آنها دارای نوعی پیشینه هستند. آنها تا حدی در مورد این که از کجا آمده اند اختلاف نظر دارند و تا حدی خوشحال هستند که از آن خارج می شوند. انرژی آنها آنقدر در تلاش برای مبارزه با ازدواج منظم یا شوهر ستمگر صرف نمی شود که به نظر می رسد داستان انگلیسی طبقه متوسط را به انگلیسی تعریف می کند. از این نظر ، قاینات در حال حاضر آزاد شده است ، او همیشه تصمیم گرفته است که می خواهد با زندگی خود چه کند. برای او س theال این است: چگونه از آزادی برای معنا بخشیدن به زندگی خود استفاده می کند؟
اگر طبقه بندی Qayenaat به دسته ها دشوار باشد ، The Cosmopolitans در خلاصه نویسی مقاومت می کند. این درباره نحوه برخورد هنر با جهان بزرگتر - پول ، حرص ، خشونت ، فقر و همچنین آزادی بیان ، مصرف گرایی ، خشونت دولتی و درگیری های اجتماعی است. اما مهارت حسن در ایجاد چیزی صمیمی ، شخصی و خنده دار با ایده هایی است که با نوشتن صوتی صفحات اپد در خانه به نظر می رسد. گاهی اوقات این سوالات بسیار آکادمیک می شوند و من می خواستم آن را در سطح شخصی و ملموس قرار دهم. [برای مثال ،] نهروانی مطمئناً یکی از جالب ترین روش های مدرن بودن است. اما این فقط در مورد ساخت سدها یا سوسیالیسم نیست ، بلکه به معنای خانه ای است که پدر قاینات ساخته است ، نحوه تعامل با همسایگان ، نحوه مذاکره با شهرها در هر بار انتقال ، همه این موارد بخشی است از دیدگاه نهروانی او می گوید برای من شعری وجود دارد ، در این شیوه زندگی موجود و مذاکره کننده.
این رمان با همه وسعت فکری اش ، یک رمان بسیار خنده دار است ، روی پای خود چابک و سریع است. در حالی که نوشته های حسن غالباً به دلیل غزل شناسی او مشهور است ، او همچنین به پوچی و نگاهی ساردونیک چشم دوخته است که با آن درام و توهمات زندگی را زیر پا می گذارد. بزرگترین نویسندگان هم خنده دار و هم متقاعد کننده هستند و این دو با هم ارتباط تنگاتنگی دارند: RK Narayan همیشه خنده دار است ، سلمان رشدی ، Kiran Nagarkar نیز همینطور. او می گوید بهترین رمان از نظر من بسیار تیزبین است و می داند که یکی از بهترین راه ها برای روایت داستان دیدن شوخ طبعی و شوخ طبعی است. در The Cosmopolitans ، شوخ طبعی نیز راهی است که از درهم ریختگی عبور می کند. چگونه می توانم درباره جامعه معاصر بنویسم بدون این که در حال تجدید نظر در آنچه خواننده از قبل می داند ، باشم؟ این تازگی تا حدی به داستان مردم تبدیل می شود و تا حدی از دیدن کنایه شدید آن است. او می گوید این فضای کنایه آمیز از طنز ناشی می شود - این برای من بسیار مهم است ، این چیزی است که آن را به یک رمان تبدیل کرده است.
حسن 26 ساله بود که در جستجوی شغل از شیلونگ به بنگلور رفت. این شهری است که او با عشق در اولین رمان خود و در خیابان روی تپه ، مجموعه شعری که در سال 2006 منتشر شد ، ایجاد کرد. من در خانواده ای نسبتاً کتابخوان بزرگ شدم ، بنابراین دوست داشتم نویسنده باشم همیشه آنجا بود و چیزی نبود که من آن را بیان کنم او می گوید برای خودم به عنوان یک جاه طلبی خاص ،
او نوشتن را در جوانی آغاز کرد. به خاطر دارم که در هفت سالگی اشعاری سرودم و آنها را به والدینم نشان دادم که تحت تأثیر قرار نگرفتند. آنها همچنین آن را با هیچ استانداردی که باید یک شعر باشد ، در نظر نگرفتند. او می گوید که آنها در مورد آن سر و صدا نکردند. او بعدها به داستان نویسی رسید و شعرهای خود را برای 10 سال منتشر کرد تا اینکه Lunatic on My Head به صفحه ای سرازیر شد و خواستار نوشتن آن شد. در حالی که شیلونگ در آثار قبلی خود تکرار شده است ، چیزی نیست که او آرزو کند کار او را مشخص کند. خوشبختانه ، Cosmopolitans به جایی نزدیک نمی شود! هر چند شیلونگ یک وسواس مداوم است. او می گوید مکانهایی که ما در آنها رشد کرده ایم گاهی اوقات یک ویژگی افسانه ای پیدا می کنند ، و این همان چیزی است که من برای بازگشت به آن تلاش می کنم و سعی می کنم در آن منبع تحقیق کنم.
به عنوان یک نویسنده ، او به طبیعت متنوع شهرها جذب می شود. این یک غریزه است که به من اجازه نمی دهد محیط را بدیهی تلقی کنم ، اما سعی می کنم آن را در صفحه ایجاد کنم. این می تواند به این دلیل باشد که من به راحتی به هیچ مکانی تعلق ندارم ، اما می خواهم فکر کنم که این نیز یک انگیزه نویسنده است. اورهان پاموک بیشتر عمر خود را در استانبول گذرانده است و در عین حال توانسته از آن یک اثر ادبی خارق العاده بسازد ، در مورد او شاید به این دلیل که بومی بسیار ریشه ای بوده است.
با این حال ، در قلب داستان او فردی است که داستانها و جستجوهای او به او اجازه می دهد داستانهایش را در زاویه ای متعارف و متعلق به نیروهای قدرتمند و سنگین شکل دهنده جامعه قرار دهد. بیشتر داستانهای داستانی من درباره این بوده است که آیا این فرد آزادی دارد که تصمیم خود و تصمیمات خود را بگیرد. اگر سیاست وجود دارد ، در آن است - در تجربه فردی و دیدگاه فردی و نیاز به فضا برای آن - به دور از خانواده ، قراردادها ، اخلاق. این برای من مهمترین است ، این همان چیزی است که شخصیت های من در جستجوی آن هستند. او می گوید: همه شخصیت های من باید خود را از طریق رمان بسازند.
مقالات حسن در زمینه ادبیات هند به عنوان منتقد و ویراستار کتابهای کاروان ، با نگاهی بی رحمانه مشخص می شوند و با بینش وحشتناکی در نوشتن و جایگاه آن در فرهنگ معاصر همراه هستند. من بیشتر و بیشتر به آنچه نوشتن هندی چیست ، ساخت آن و آنچه که مردم در حال نوشتن آن هستند ، علاقه مند هستم. من مطمئن هستم که این داستان نویسی من را شکل می دهد ، اما نمی دانم چگونه. من لزوماً نوشته هایم را پس از کسی شکل نمی دهم ، احساس می کنم سعی می کنم مسیر خودم را بسازم. برای من ، همه اینها بخشی از یک پروژه است: خواندن ، نوشتن ، نوشتن در مورد خواندن. همه آنها به هم متصل به نظر می رسند.