کتاب جدید گوتام باتیا نگاهی ظریف به پالمپسستی دارد که ما دهلی را به آن می‌دانیم.

نویسنده صدایی به شلوغی و شلوغی زندگی روزمره در شهر و همچنین شخصیت‌های متمایز ساکن در آن مانند سیاستمداران، بوروکرات‌ها، کارگران، سازندگان، ثروتمندان و فقرا می‌دهد.

دروازه هند در جهان های دیگر (عکس با حسن نیت ارائه می شود: Niyogi Books)

شهر هذیان: سیاست و غرور در شهری هند
گوتام باتیا
کتاب های نیوگی
312 صفحه
995 روپیه



شهر هذیان گوتام باتیا کتابی است که باید برای همه کسانی که با شهر پرجنب‌وجوش، فرهنگی و تاریخی دهلی نو ارتباط دارند، بخوانند. آنجولی الا منون، هنرمند برجسته و دیوارنگار، آن را به زیبایی خلاصه می‌کند: شهر دلیری اثری خارق‌العاده است که به طور کلی یک ژانر ادبی و هنری جدید را ایجاد می‌کند. این کتاب ویژگی‌های متنوع نویسنده‌اش، گوتام باتیا چندوجهی را در بر می‌گیرد که طرفدار پرکار بسیاری از رشته‌ها است. او در عین حال واژه‌ساز، معمار، مجسمه‌ساز، کاریکاتوریست، نقاش فوق‌العاده‌ای است، اما مهم‌تر از همه منتقدی روشن‌فکر از دوران ما و به‌ویژه ماتریکس شهری رو به رشد که هند مدرن است.





کتاب مملو از حقایق تاریخی است، این کتاب شوخ، طعنه آمیز، زبانی و به طور کلی طنزآمیز است. باتیا جوهر شهر را با حکایات ساده، نقشه های معماری و توصیف مشاهدات روزانه به تصویر می کشد و مواردی را که اغلب مورد توجه خواننده قرار نمی گیرد، به مخاطب جلب می کند. خیابان‌های پست دهلی توسط دو گروه متفاوت تحت تعقیب قرار گرفته است - یک طبقه زیر زمینی کشاورزی که بین لوله‌های فاضلاب و انبوه زاغه‌ها و پل هوایی‌ها حرکت می‌کنند، و یک اشراف فوری که سوار بر BMW و جگوار بین مراکز خرید و باشگاه‌های تنیس می‌شوند و همیشه در ترافیک بین گاوها گیر کرده‌اند. گاری های شتر. او می نویسد که عجله برای ریشه کن کردن تاریخ در سینه هر دو رشد می کند.

نویسنده صدایی به شلوغی و شلوغی زندگی روزمره در شهر و همچنین شخصیت‌های متمایز ساکن در آن مانند سیاستمداران، بوروکرات‌ها، کارگران، سازندگان، ثروتمندان و فقرا می‌دهد. او با این کار، روایت‌های تراژدی، ناامیدی شهری و میل شخصی را با هم ترکیب می‌کند تا واقعیت این شهر و مردمش را ارائه دهد. او با توضیحی در مورد زندگی شهری از طریق توصیف غیرمعمول دهلی نو - دهلی شروع می کند. پیر و در حال مرگ، اما هر روز در پوستی جدید دوباره متولد می شود. زنی پیر و چروکیده که ناخن هایش را رنگ می کند. این شهر بزرگ که من آن را خانه می نامم نه متعلق به تاریخ است و نه به تخیل. در عوض با ابعاد توصیف شده است. یک روز یک شهر کوچک، سپس یک حومه، در نهایت یک شهر بزرگ. او سپس بین گذشته، حال و آینده در نوسان است تا پایتخت چندوجهی را کشف و معنا کند، و در عین حال خواننده را با شوخ طبعی خود تحریک می کند.



باتیا نویسنده یک سه گانه معماری است - باروک پنجابی (1994)، فضاهای خاموش (1994) و رویاهای مالاریا (1996) - که بسیاری از جنبه های اجتماعی، فرهنگی و مردم شناسی معماری را با تمرکز بر میراث معماری هند منتقل می کند. قالب این کتاب نیز متفاوت است. در ساختارها یا ژانرها محدود نمی شود. نه میز قهوه است و نه داستانی. بخشی از خاطره، بخشی تاریخ هنر، بخشی فرهنگ بصری، کتاب واقعاً تعریف را به چالش می کشد. چیزی که منعکس می کند شخصیت شهر است. از دریچه معاصر دیده می شود، خود نسبتاً هذیان آور است.



فهرست مطالب، لحن و بافت کتاب را نشان می دهد که به جای خطی، ریزومی/جانبی/افقی است. به عنوان مثال، سرفصل های فصل، مانند «مردم، مردم، مردم»، «زندگی مصرفی»، «ما و آنها»، «فقط با دعوت»، «گتو، هیچ چیز به جایی نمی رسد»، «فاحشه خانه استقبال کننده»، «ناامید» خوش بینی»، و غیره، درک تجربی تری از کتاب و شهر ارائه می دهد - بیشتر در ماهیت مانیفست معمار در دهه 1920. بهاتیا برداشت خود را از این کتاب خاص در سطرهای آغازین مقدمه خود شرح می دهد و به آرامی خواننده را راهنمایی می کند تا مانیفست شخصی خود از شهر دهلی را باز کند.

او داستان معماری را به ترتیب و رویکرد فریم به فریم فیلمسازی پیوند می زند. بنابراین، میزانسن او نیز کاملاً غیرعادی است. کتاب او یک خوانش ساده از شهر نیست. این بسیار لایه لایه و ظریف است، مانند پالمپسستی که ما شهر دهلی را به آن می دانیم.



دهلی موزه نویسندگان و عکاسان بوده است. تعدادی کتاب درباره پایتخت نوشته شده است - دهلی خوشوانت سینگ (1990)، روایت های تخیلی ویلیام دالریمپل از دهلی در شهر جین ها (1993)، JP Losty's Delhi: Red Fort to Raisina (2012) که شامل مقالاتی از سلمان است. خورشید، راتیش ناندا و مالویکا سینگ در حال جشن گرفتن تاریخ شهر، و شهر نورانی و بادی مالویکا سینگ دائمی. با چندین طرح، کارتون، نقاشی و همچنین یادداشت‌های دست‌نویسی که وارد هنر کتاب‌سازی شده‌اند، شهر دلیری از هم جداست.



با این حال، در نگاه اول، این کتاب به نظر می رسد محتوای سنگین است، شاید به دلیل فونت و طراحی فشرده. طرح شلوغ از طعنه متفکرانه، شوخ و خشک نویسنده می کاهد. یک مثال در صفحات 192-193 است که در آن سه نوع مختلف فونت در اندازه ها و ساختارهای مختلف با یکدیگر قرار گرفته اند. حالت آسانی برای برقراری ارتباط با خواننده نیست. باید به تکثیرهای عکاسی کتاب نیز توجه دقیقی می شد که می توانست از ویرایش و تصحیح رنگ بهره مند شود.

آلکا پانده مورخ هنر و کیوریتور است