'هیچکس با یکسان بودن دنیا را تغییر نداد'

رقصنده و طراح رقص Kalpana Raghuraman در مورد رقص هندی، موسیقی هلندی، فردی و گروهی

موسیقی رقص رقص Kalpana Raghuramکالپانا راغورام

کالپانا راگورامان در اوایل کودکی اهمیت پل ها را به عنوان استعاره آموخت. پدر و مادرش قبل از تولد او از تامیل نادو به هلند مهاجرت کرده بودند و از مادرش شارادا راگورامان بود که کالپانا بهاراتانتیام را به ارث برد، یک فرم رقص معبدی که برای منظره هلند عجیب و جدید بود. چالش این بود که این دو را ملاقات کنیم. یافتن مکانی برای رقص هندی در هلند کار آسانی نبوده است. از آنجایی که مردم در مورد رقص کلاسیک هندی نمی دانند، من سخت تلاش کرده ام تا بینندگان آگاهی ایجاد کنم. کالپانا، که به عنوان بخشی از مطالعات خود در انسان شناسی فرهنگی، در مورد پویایی در حال تغییر در انتقال دانش در مورد Bharatanatyam تحقیق کرده است، می گوید: من تورهای خود را ایجاد کردم و از نوازندگان هندی دعوت کردم که بیایند و به مخاطبان درباره رقص کلاسیک هندی آموزش دهند. پس از ایجاد مکانی در هلند به عنوان اولین رقصنده حرفه ای Bharatanatyam، علاقه بیشتری به ایجاد صدای رقص خودم پیدا کردم. در حال حاضر، او در حال تور هند است و قطعه‌ای به نام Simeon ارائه خواهد کرد که در آن Bharatanatyam و جنبش‌های معاصر به موسیقی کلاسیک هلندی توسط استاد Simeon ten Holt پاسخ می‌دهند. سیمئون دارای اجراهای زنده توسط کوارتت Matangi از هلند و رقصندگان گروه Kalpana، KalpanArts است و توسط Hamsadhwani، یک سازمان غیرانتفاعی فرهنگی مستقر در چنای، و IGL به دهلی آورده شده است. گزیده ای از مصاحبه با کالپانا:



خود و جامعه
مفهوم سیمئون درباره فرد و جامعه است. چگونه می توان با انتظارات، فشارها و خواسته های جامعه کنار آمد؟ چگونه یک فرد در دنیایی که از شما می‌خواهد چشم‌انداز و ارزش‌هایش را رها کنید، حفظ می‌کند؟ و تا چه حد برای دنبال کردن گروه برنامه ریزی شده ایم؟ ما به قدری با خلبان خودکار زندگی می‌کنیم که آتش درونمان را فرسوده می‌کند و از خود بی‌خود می‌مانیم.



شنیدن سیمئون
سیمئون ده هولت آهنگساز معروفی در هلند بود که به خاطر اثرش کانتو اوستیناتو معروف بود. من اولین بار در اواخر نوجوانی آن را شنیدم و آن را دوست داشتم. ماهیت تکراری و مینیمالیستی آن واقعاً شما را جذب می کند. در آن زمان من از قبل کنجکاو بودم که ساختن یک رقص برای آن چگونه خواهد بود. این واقعیت که کانتو اوستیناتو یکی از پر اجراترین آثار هولت است، تأثیری بر من ندارد. برای من، ترکیب قدرت خاص خود را دارد و من روش خود را برای توسعه آن دارم که به رسمیت آن مربوط نیست.



پیدا کردن جای او
با توجه به اینکه صحنه رقص معاصر هلند به خوبی توسعه یافته است و زیبایی شناسی غیرغربی جایی در صحنه رقص معاصر ندارد، برای توسعه صدای رقص خودم سفر بسیار زیادی بوده است. پس از کار بر روی پروژه های کوچکتر، من بخشی از یک خانه تولید رقص شدم که از من حمایت کرد تا خودم را توسعه دهم و این باعث ایجاد فرصت های زیادی شد. اکنون، من شرکت رقص خود را دارم، Kalpana Arts Reiminaged، که اولین شرکت رقص معاصر هندی است که بخشی از صحنه جریان اصلی هلند است. این فوق‌العاده هیجان‌انگیز است و سیمئون بسیار خوب عمل کرده است. ما سالن‌های شلوغی داشته‌ایم و واقعاً تماشاگران را در تمام طول مسیر حرکت داده‌ایم. ما کنجکاو هستیم که ببینیم مخاطب هندی چه حسی نسبت به این اثر خواهد داشت.

موسیقی رقص رقص Kalpana Raghuramصحنه ای از کار او سیمئون

امضای او
من از عناصر و تکنیک های فرم ها استفاده می کنم و آنها را به گونه ای توسعه می دهم که انرژی، تصویر یا احساس مورد نظر من را ایجاد کنند. پس محتوا غالب است و فرم رقص ابزاری است، روشی برای بیان این محتوا. من علاقه مندم که هنر چگونه می تواند دغدغه های اجتماعی را بیان کند یا منعکس کند، همانطور که علاقه مند به توانمند ساختن مردم برای پیروی از بینش خود و توسعه پتانسیل زندگی خود هستم. یک هنرمند آنجا نیست تا وضعیت موجود را حفظ کند، او آنجاست تا چیزی متفاوت را نشان دهد، چیزی که هنوز کسی ندیده است. اگر در این روند مردم آنچه را که نشان داده می شود دوست ندارند، این حق خوبی است. اما، اگر نگران این باشیم، بازنده خواهیم شد، زیرا اجازه نخواهیم داد دید ما از این واقعیت فراتر رود. هیچکس با یکسان بودن دنیا را تغییر نداد.



غذاهای مختلف در سراسر جهان

ایده های اخیر
در یک کار اخیر، Rebels’ Cross، من در مورد قدرت متفاوت بودن صحبت می کنم، و اینکه این شورشیان جهان هستند که می توانند همه ما را برای ایجاد مسیر و زندگی خود الهام بخشند. اثر دیگر، ساتیاگراها، بخشی از یک پروژه بزرگتر است - اپرای فیلیپ گلس. این در مورد آسیب پذیری و حضور است که کاتالیزور قوی تری برای تغییر نسبت به مقاومت است. اثر بعدی که در حال آماده سازی هستم Superhuman: Our Inner Darkness است که به جنبه تاریک ابرقهرمان و این سوال وجودی می پردازد که چه چیزی خوب است، چه چیزی بد است و قاضی آن کیست؟