خرد كردن طرف مقابل به طرز عقلاني عقلاني نيست - مخصوصاً اگر او قبلاً به پايين افتاده باشد. (منبع: Thinkstock Images) وقتی با فردی زندگی می کنید که احساس می کند پیچ خوردگی همیشه شکسته است ، سردرد همیشه تومور است ، سرفه همیشه نشانه بیماری سل و غیره و غیره چیست؟
به این می گویند زندگی با یک هیپوکندری ، که نه تنها خود را دیوانه می کند ، بلکه شریک زندگی را نیز از دیوار بالا می برد.
مورد آرتی و سوشیل را در نظر بگیرید. وقتی ازدواج کردند آرتی نمی دانست سوشیل چقدر فردی وسواس به سلامتی است. در حالی که او در ابتدا آن را رد می کرد ، مجبور شد توجه کند که متوجه شد از رفتار او ناراضی است.
در ابتدا درک آن برای من دشوار بود زیرا هرگز چنین نبوده ام. من بزرگ شده ام که از خودم مراقبت می کنم و همه چیز را معمولی درمان می کنم-از آسپرین برای سردرد استفاده می کنم ، از یخ یا یک مسکن برای کشش عضلات استفاده می کنم و زیاد در مورد آن سر و صدا ندارم. برای من چیزهای جدی تری وجود داشت که باید نگرانشان بود. اما وقتی من به آنچه او احساس می کند 'مسائل بهداشتی تهدید کننده زندگی' هستند توجه زیادی نمی کنم ، او واقعاً ناراحت می شود و مرا بی احساس می نامد. من ابتدا خندیدم و متوجه شدم که او کاملاً جدی است. او می گوید من نمی دانم در مورد اینهمه سر و صدا او چه کنم.
کارشناسان می گویند اگرچه ممکن است دو نفر با هم متفاوت باشند ، اما اگر نحوه واکنش آنها به موقعیت ها و اوضاع بسیار متفاوت باشد ، احتمالاً مشکلاتی به وجود می آید ، زیرا بسیاری عدم جدی بودن شریک خود را به عنوان عدم نگرانی درک می کنند.
هر بار که من درباره بیماری خود به او می گفتم او فقط آنطور که من تصور می کردم آن را کنار می گذاشت. این به من احساس احمق بودن می داد. منظورم این است که می دانم اگر مشکلی در من وجود داشته باشد به کمک نیاز دارم. سوشیل می گوید ، اما اگر او فکر نمی کند ، متاسفم که می گویم فکر نمی کنم او احساس زیادی نسبت به من داشته باشد.
مشاوران همچنین می گویند زندگی با یک فرد هیپوکندری می تواند برای طرف مقابل بسیار استرس زا باشد ، که مجبور است در کنار هم بازی کند و همه ناله ها را با پوزخند تحمل کند. این اتفاقی است که در مورد رئا و آریان افتاد. هر بار که آریان بیمار می شد ، با لپ تاپ خود می نشست و به دنبال تمام علائم ، درمان ها و آزمایشات مورد نیاز در مورد پرونده می گشت.
رئا می گوید: من از این که نه تنها در مورد بیماری او بشنوم بلکه از شنیدن همه جزئیات ناخوشایند در مورد این بیماری نیز خسته و خسته شده بودم.
با این حال مشاوران می گویند که هیپوکندری بیماری است که بسیاری از افراد از آن رنج می برند. برخی همه اطلاعات مربوط به بیماری تخیلی را جستجو می کنند ، برخی با پزشک پس از پزشک مشورت می کنند و برخی دیگر راه دیگری را پیش می گیرند و از مراجعه به پزشک امتناع می کنند - بدون ترس از ناشناخته ای بدون مصرف هیچ دارویی ، در بلاتکلیفی زندگی می کنند. مشاوران همچنین می گویند که این امر می تواند برای شریک زندگی بسیار استرس زا باشد و در صورت عدم برخورد صحیح ، می تواند بین شرکا اختلاف ایجاد کند. آنها پیشنهاد می کنند با آرامش این کار را انجام دهید تا شریک زندگی شما را بیگانه نکند.
همه ستون های دو تا تانگو را اینجا بخوانید.
این همان کاری است که آشوک با همسرش میرا انجام داد. هر بار که او تپش قلب می کرد ، دچار وحشت می شد و می گفت فشار خون او بالا می رود و ممکن است او یک بیماری قلبی جدی داشته باشد. بی نهایت مزاحمم شد اما من آرامش خود را حفظ کردم و برای او یک دستگاه BP در خانه گرفتم. او گفت که او واقعاً هیجان زده و خوشحال شد که من اهمیت می دهم.
چیزی که به او کمک می کرد این بود که هر بار که احساس ناراحتی می کرد فشار خون خود را روی دستگاه چک می کرد و وقتی پارامترهای طبیعی را نشان می داد ، آرام می شد. فهمیدم که این بهترین و تنها راه برخورد با او بود. او آنقدر در مورد سلامتی او حساس بود که هرگونه پاسخ دیگری اشتباه تصور می شد. من فقط تصمیم گرفتم برای آرامش او بازی کنم - و او می گوید.
کارشناسان همچنین می گویند اگر فردی با یک شریک هیپوکندری زندگی می کند ، بهتر است به تصویر بزرگتر نگاه کرده و مطابق آن عمل کند. خرد كردن طرف مقابل به طرز عقلاني عقلاني نيست - مخصوصاً اگر او قبلاً به پايين افتاده باشد. کمی حمایت ، نگرانی و توجه می تواند به فرد در زندگی با چنین شریکی کمک کند. اگر شریک زندگی را دوست دارید و می خواهید رابطه را به نتیجه برسانید ، کمی شوخ طبعی و همدلی می تواند همان چیزی باشد که پزشک دستور داده است.
برای اطلاع از اخبار ، ما را دنبال کنید فیس بوک ، توییتر ، + Google & اینستاگرام