زندگی برای این 'دختران گل' کوچک در این ایستگاه مترو ، تخت گل رز نیست

چشمان آنها در لباس سالور-کمیز روشن و موهای بلند بافته شده ، در جستجوی مشتریان به این سو و آن سو تکان می خورند.

مردی جوان در 20 سالگی با سرعت از پله های ایستگاه مترو پایین می رود و چشمانش از ورودی به بیرون می دوید و به دنبال کسی می گردد. اما او در مسیر خود کوتاهی کرده است. یک دختر جوان دسته ای از گل رز را نگه می دارد - برخی مجرد ، برخی به صورت دسته ای - می گویند ، بهایا ، گلاب لو ، آخه گولب لو (لطفاً گل رز بخرید ، یک گل رز زیبا بخرید). دوست دختر هنوز نیامده است و مرد جوان فکر می کند این ممکن است یک سورپرایز خوب باشد. او یکی را می خرد و می رود و دختر کوچک را با یک لبخند روشن و یک اسکناس 10 روپیه ترک می کند. اما ، بیشتر اوقات ، معامله با خوشحالی به پایان نمی رسد ، در واقع هیچ معامله ای وجود ندارد. برای عشق ساده یک دختر ، وسیله دیگری برای زندگی قابل احترام است.



ایستگاه متروی Noida Sector-18 در خط آبی اخیراً به عنوان بخشی از قرارداد 10 ساله با DMRC به ایستگاه مترو Wave تغییر نام داد که به Wave Infrastructure حق تغییر نام و حقوق بازاریابی اختصاص می دهد. برای چهار دختر خردسال که در خروجی شماره 2 گل رز می فروشند ، این پیشرفت به هیچ وجه معنی نداشت. برای آنها ، این ایستگاه همیشه مترو بخش 'attara' خواهد بود.



سالها پس از اینکه ایستگاه مترو برای اولین بار به روی عموم باز شد ، خط ثروتمند ثروتمندان و کسانی که برای رسیدن به هدف تلاش می کنند بسیار واضح تر شده است. مسافرانی که از دروازه شماره 1 خارج می شوند ، دریایی از بشریت آنها را از بین می برد و تلاش می کنند تا در مسیر باریکی که قبلاً توسط دستفروشان نیمه تجاوز شده است ، قدم بگذارند.



بوی ناودان های باز ، تعداد کمی از آنها به خیابان ها سرازیر می شوند و دیدن تپه های کوچک زباله در همه جا پراکنده شده است ، به عنوان نشانه ای برای کسی که در تلاش برای یافتن بازار عطا است. بازار به مارپیچ هایی مانند مارپیچ می رود که ساختمانها ، برای فضا تنگ شده ، یک هزارپا از آجر و ملات را تشکیل می دهند. درست در امتداد جاده ، صداهایی از محیط آشفته بازار بی صدا به نظر می رسد. در اینجا ، جاده ها گسترده تر ، تمیز و دارای خانه ، مارک های برتر لباس ، میخانه ها و رستوران ها در هر دو طرف است. ایستگاه مترو از دید یک فرد خارجی ، ناخواسته بازار کک و مکانهای مجلل را از هم جدا کرده بود.

3559



آن برونته ، شاعر بریتانیایی در 'راه باریک' می نویسد: 'کسی که جرات درک خار را ندارد ، هرگز نباید مشتاق گل رز باشد.' کلمات این شاعر قرن نوزدهم هنوز هم در مورد مادر سه دختر زیر سن قانونی که سعی می کنند از طریق فروش گل رز در متروتر بخش 18 ، زندگی خود را تامین کنند ، صادق است.



وقتی جمعیت در ایستگاه مترو متورم می شود ، سجدا هفت ساله و دو خواهر بزرگترش ، شازیا ، 13 ساله و صحیبا ، 10 ساله ، از تماشاگران ساعات شلوغ داخل دروازه شماره 2 به سمت پله برقی عبور می کنند. در میان دسته ای از سرها که لایه هایی از لباس زمستانی را با پله ها بالا کشیده اند ، به سختی می توان دسته گل رز روشن و شکوفه ای در دستان خود را از دست داد.

خربزه سبز چه نام دارد

خواهران قبل از نزدیک شدن به زوج هایی که از ایستگاه خارج می شوند ، جمعیت را سریع اسکن می کنند. ساحيبا يك مرد را مجذوب خود مي كند و از او درخواست مي كند كه براي عشق بانوي خود گل بخرد و با عقب نشيني مرد ، ثبات او به ثمر مي نشيند. او موفق به فروش چهار گل رز می شود. انگشتان چابک شازیا به خواهرش کمک می کند تا گلها را قبل از تحویل با یک روبان محکم کند.



2759



در حالی که این دو نفر نزدیک باجه فروش بلیط را هدف قرار می دهند ، ساجدا و پسر عمویش ممتاز در خارج از ایستگاه رفت و آمد می کنند. چشمان آنها در لباس سالور-کمیز روشن و موهای بلند بافته شده ، در جستجوی مشتریان به این سو و آن سو تکان می خورند.

درختان و درختچه های کوچک همیشه سبز

ممتاز با توجه به خروج گروهی از دانشجویان کالج ، با شتاب به دیدار آنها می رود و کیف یک نوجوان را از پشت می کشد. او شش گل رز می فروشد ، هر کدام 20 روپیه ، پیش از آنکه برای تکمیل سهام خود به سمت عمه خود برود.



مادرشان از دور مراقب بچه ها است که روی دسته ها می نشیند و دسته های گل رز جلوی او پخش شده است. او مسئول موجودی و فروش است. او می گوید که بدون تحصیل و منبع درآمد جایگزین در خانواده ، این صاحبیبه و پسر عمویش رانی 12 ساله بودند که ایده تهیه گل از بازار عمده فروشی و فروش آنها در ایستگاه مترو را مطرح کردند.



خانواده بزرگ 20 نفره وی ، همه ساکنان بخش 37 ، گلهای رز را از غازی پور ماندی تهیه می کنند و در گروههای کوچک در نویدا و اطراف آن در ایستگاههای مختلف مترو ، علائم راهنمایی و رانندگی و مراکز خرید پراکنده می شوند.

گل 1759



بسته ای از 20 گل رز بسته به فصل و تقاضا بین 200 تا 350 روپیه هزینه دارد. با نوسان قیمت ، آنها سعی می کنند نرخ های خود را تعدیل کرده و هر گل رز را 10 تا 20 روپیه بفروشند. اما ، وقتی قیمت هر بسته نرم افزاری بیش از 400 روپیه افزایش می یابد ، در حال رفع مشکل هستند. مادر سه فرزند که از ذکر نام خود امتناع کرد ، گفت: این یک قمار بزرگ است ، اما این قمار در سه سال گذشته در حال حاضر جزء اصلی زندگی من شده است.



فروش گل فقط یک منبع درآمد نیست که هر روز غذا برای خانواده او روی میز بگذارد. تصور ازدواج با دو دختر بزرگترش او را مجبور می کند که هر روز از این سختی عبور کند.

گل 3

دو دختر بزرگتر در سن خطرناکی هستند ، بیشتر آنها را نگران می کنم. او می گوید حتی زمانی که آنها سعی می کنند از طریق جمعیت برای فروش گل عبور کنند ، نگران هستم که به آنها دست نزنند یا به طور نامناسبی به آنها دست نزنند. او گفت که پس انداز کردن پول برای ازدواج دختران یک کار عادی است و تنها در صورتی که آنها زود شروع کنند ، می توانند به اندازه کافی قبل از 18 سالگی پس انداز کنند.

تحصیل در خانواده به معنی ترک تحصیل در کلاس اول و رفتن به محل کار است. این پول برای فرستادن آنها به مدرسه کجاست ، اگر ما سه وعده غذایی مربع در روز برای همه مدیریت کنیم ، بیش از حد کافی است. حتی مدارس رایگان دولتی برای کودکان محروم در دسترس آنها نیست.

IMG_5281_E1

هیچ چیز در جهان برای فقرا رایگان نیست و برای همه چیز پول لازم است. آنها مدارک (گواهی تولد) را برای پذیرش خود در مدارس می خواهند. آن اوراق را از کجا تهیه کنم؟ او گفت که همه آنها در خانه ما متولد شده اند.

انواع پوشش زمین پیچک

با نزدیک شدن عصر ، سایه ها کوچکتر می شوند و چراغ ها در داخل Wave One ، یک ساختمان 41 طبقه به زودی افتتاح می شود ، نزدیک ایستگاه مترو. با فروش بیشتر گل رز ، خانواده آماده عزیمت به خانه می شوند. امروز روز خوبی برای تجارت بود. آنها امیدوارند روز ولنتاین فروش آنها را دو برابر کند.

فروش گل در ایستگاه مترو برای مادر و دخترانش چالش برانگیز بوده است. پلیس و مترو گاهی اوقات آنها را به دلیل استخدام خردسالان بدرقه می کنند. مادر از درماندگی می گوید و می گوید این تنها راه آبرومندانه برای امرار معاش است.