روهینگیاها: در نسل کشی پنهان میانمار هفته گذشته ، آتش سوزی یک شهرک پناهجویان روهینگیایی در دهلی را ویران کرد و وسایل ناچیز مردم ساکن در آنجا ، کارت های پناهندگان و پول آنها را از بین برد. هیچ انسانی جان خود را از دست نداد و خانواده ها به اردوگاه موقت در همین نزدیکی منتقل شدند. پلیس در حال بررسی چگونگی شروع آتش سوزی است. سه روز پیش یک نگهبان در اردوگاه گزارش کار خود را متوقف کرد. در جامو ، وکلای هندو در اعتراض به دستگیری هم دینان خود به دلیل تجاوز و قتل یک کودک هشت ساله در کاتوا ، سعی کردند داستان هایی را مبنی بر اینکه مهاجران غیرقانونی روهینگیا عاملان واقعی هستند ، پخش کنند و زمزمه های تیره ای در مورد شهرک های روهینگیایی وجود دارد. در اطراف اردوگاه ارتش سانجوان سیاستمداران ارشد در مرکز در مورد اخراج پناهندگان به صورت ماهیچه ای صحبت می کنند.
دو کتاب اخیر - دشمن میانمار ، از روزنامه نگار فرانسیس وید ، و روهینگیا - در قتل عام پنهان میانمار ، توسط آزیم ابراهیم ، دانشگاهی و نیکوکار بریتانیایی ، باید به هند - و هندی ها - برای درک بهتر روهینگیاها و بحران آنها کمک کند. هر دو به عمق تاریخ و سیاست فعلی میانمار وارد می شوند تا نشان دهند که چگونه یک کشور می تواند به طور عمدی چیزی ابتدایی مانند شهروندی را به هم بزند و بیش از یک میلیون نفر را بی تابعیت کند.
ابراهیم استدلال می کند که این پاکسازی قومی است و مسئولان با نگرش نرم جهان نسبت به آنگ سان سوچی برنده نوبل تشویق و دلگرم می شوند. در نسخه قبلی ، نویسنده گفته بود که کشور در آستانه نسل کشی است.
عکس و نام حشرات خانه
آثار ابراهیم ابراهیمی که بسیار مشروح و ارجاع داده شده است ، اولین جمعیت شناخته شده آراکان را هندوها و هندوآریایی ها توصیف می کند ، با ورود اسلام به قرن 7. اراکان-استان راخین میانمار ، که دارای مرز مشترک با بنگلادش کنونی است-یک پادشاهی مستقل بود که با مناطق غرب آن ارتباط نزدیک داشت ، زیرا کوههای شرق آن را قطع کرده بود. در حدود سال 1000 بعد از میلاد بوداییان وارد آراکان شدند و از قرن 13 تا 18 زمانی که آراکان بین فرمانروایان برمه ای و منطقه ای حرکت کرد ، خبر دادند. فتح اراکان توسط انگلیس در سال 1826 در نهایت منجر به سلطه کامل بریتانیا بر برمه تا سال 1886 شد.
دشمن میانمار: ناسیونالیسم بودایی و خشونت ضد مسلمانان کسانی که هنگام تصاحب بریتانیایی ها در اراکان زندگی می کردند ، در مرکز فرمول های شهروندی محروم میانمار و آزار و اذیت روهینگیا قرار داشت. ابراهیم استدلال می کند که اگرچه روهینگیایی ها قبل از قرن 19 در اراکان بودند ، اما بحث اولیه در آنجا مهم نیست زیرا هیچ کشوری نمی تواند متولدین سرزمین خود را پس بگیرد. اما رد ابطال تاریخ مهم است.
بی اعتنایی بریتانیایی ها به روحانیت بودایی ، که مشروعیت حاکمان قبلی را به همراه داشت و سیاست استعماری وارد کردن سرخپوستان برای کار در برمه ، در ظهور ناسیونالیسم قومی برمن مثر بود. اقلیت ها ، از جمله روهینگیایی ها ، طرفدار انگلیس بودند. در جنگ جهانی دوم ، روهینگیا در کنار ژاپنی ها که از برمن پشتیبانی می کردند ، در کنار انگلیسی ها قرار گرفت. در زمان استقلال هند ، روهینگیا می خواست راخین را با پاکستان شرقی ادغام کند ، خواسته ای که در زمان استقلال برمه در سال 1948 دوباره مطرح شد. نقش ارتش استقلال برمه (BIA) ، که درست قبل از ژاپن کنار رفت. جنگ پایان یافت و برای استقلال با انگلیسی ها مذاکره شد و جایگاه ارتش را در برمه پس از استعمار تقویت کرد. در زمان ژنرال آنگ سان ، سکولارها در BIA ادعا کردند که برمه باید یک ملت فراگیر باشد ، اما پس از مرگ او چند ماه قبل از استقلال ، دیدگاه باریک تری از برمه به عنوان یک کشور برمه ای به دست آمد و پس از کودتای نظامی 1962 جا افتاد. اما تا آن زمان ، روهینگیاها هنوز یک گروه قومی بومی محسوب می شدند.
ابراهیم و وید متفق القول هستند که گذار به دموکراسی نتوانست بحران روهینگیایی ها را معکوس کند زیرا اتحادیه ملی برای دموکراسی (NLD) ، حزبی از برمن ها و برای برمن ها ، هرگز این مسئله را مهم نمی دانست. در دوران گذار و در زمان کنونی ، موضع گیری برای روهینگیایی ها حتی برای سوچی از نظر سیاسی خطرناک شده است. وید ملاحظه می کند که [تا] سال 2012 ... [هی] هرگز در روایت مبارزه گسترده تر اقلیت های تحت تعقیب در آنجا گنجانده نشده است. آنها نه صدایی داشتند و نه حضوری. به نظر می رسید که آنها ارواح هستند - افرادی که در میانمار زندگی می کردند ، اما اصلاً وجود نداشتند. U Win Htein ، سخنگوی NLD به وید گفت: ما هزاران مشکل داریم و مشکلات مسلمانان یکی از هزار مشکل است. ما با هر یک از آنها مطابق اولویتی که انتخاب می کنیم برخورد می کنیم.
و به نظر می رسید که ارتش در عقب نشینی از قدرت مشعلی را بر روی توده هایی از مردم گذرانده است که سالهای زیادی را در مخالفت با حاکمیت جنبشی آن سپری کرده اند ... با پیشروی گذار ... راهبان و فالوئر پیروان آنها شروع به تبلیغ همان پیام کردند. وحدت ملی-یا یکنواختی قومی-مذهبی-که زندانبانان قدیمی آنها انجام داده بودند. تحت نظر آنها ، میانمار جدید ملتی از یک دین و یک خون خواهد بود. محله های تخریب شده و تفکیک بوداییان و مسلمانان ، از نظر جسمی و روانی ، نتایج فوری این بینش بود.
عنکبوت با شکم بزرگ سفید
راهپیمایی اعتراضی در نزدیکی سفارت میانمار برای محکوم کردن خشونت های جاری علیه مسلمانان روهینگیا در میانمار ، روز چهارشنبه در دهلی نو. (عکس اکسپرس از آمیت مهرا) در جایی که کتاب ابراهیم نگاهی کلان به آزار و اذیت روهینگیا در طول تاریخ میانمار ارائه می دهد ، ویدز یک گزارش تیز با چکمه های روی زمین است ، با جزئیات غنی از راخین و جاهای دیگر ، زیرا او خشونت های 2012-2013 را دنبال می کند و عواقب آن
در حالی که روهینگیایی ها بدترین آسیب دیدگان ناسیونالیسم بودایی-برمانی بوده اند ، اسلام هراسی به سایر مناطق برمه گسترش یافته است ، جایی که مسلمانان کامن و بوداییان قرن ها در صلح و آرامش زندگی می کردند. روایت وید از خشونت های 2013 در میختیلا ، در ماندالای-همانطور که یک روزنامه نگار محلی گفت که گروهی از بودایی ها را ضبط کرد که یک مرد مسلمان را با تلاش برای سر بریدن و سپس زنده زنده سوزاندن او ضبط کرده بود-بسیار سرد کننده است.
آلو چه رنگی است
خشونت به دنبال راهب بودایی U Wirathu ، رئیس گروه افراطی Ma Ba Tha ، که زمانی ادعا می کرد ما از آسمان فرود آمده ایم ... ما افراد درخشان هستیم. یک راهب به وید گفت هیچ چیزی در دین وجود ندارد که خشونت را منطقی کند. اما ، هنگامی که بودیسم در آستانه انقراض است ، احتمالاً می توان از خشونت استفاده كرد. اگر بودیسم وجود نداشته باشد ، خشونت بیشتر خواهد شد و وضعیت حتی بدتر خواهد شد.
یکی از جذاب ترین داستان های وید درباره یک روهینگیایی است که راهی برای زندگی در کشور محل تولد خود پیدا کرد ، حتی به ارتش پیوست ، جایی که در یک واحد ضد روهینگیایی در مرز مستقر شد. او و والدینش بی سر و صدا خود را مسلمان راخین ، گروهی متفاوت ، اعلام کرده بودند و وقتی به ارتش پیوست ، خود را بودایی اعلام کرد. پس از بازنشستگی ، او حتی در بخش امور مذهبی بودایی نیز پست شد و سازماندهی برای تبدیل مسیحیان به بودیسم بود.
ابراهیم می گوید هیچ نیرویی در میانمار نمی تواند مانع از حذف کامل روهینگیایی ها از زندگی مدنی و پاکسازی قومی شود و تنها فشار بین المللی می تواند از این نتیجه جلوگیری کند. وید در راهبی در میختیلا امیدوار است که با تهدیدهای دیگر راهبان بودایی روبرو شد و در مارس 2013 درهای صومعه خود را به روی قربانیان مسلمان باز کرد. هر دو بینش عمیقی از بحران در حال وقوع در محله شرقی هند ، اما در بیشتر جنوب آسیا ، ارائه می دهند. برخی از عناصر آنچه آنها توصیف می کنند ممکن است نگران کننده آشنا به نظر برسند.