سارالا دیوی ، گاهی اوقات به عنوان سارالا دیوی چادورانی نیز نامیده می شود ، یک پسوند افتخاری به نام او در آن زمان اضافه شد. (منبع عکس: موزه رابیندرا براتی در جوراسانکو) مردان خانواده تاگور در کلکته ، به ویژه بزرگترین نام آن رابیندرانات تاگور ، به دلیل نقش خود در جنبش آزادی و مشارکت در زمینه های هنر ، علم و ادبیات به خوبی مستند شده اند. با این حال ، روایات هرگز به زنان خانه دار جای مناسب نمی دهند. خواهر زاده رابیندرانات تاگور ، سرالا دیوی ، یکی از این نام ها است.
شناسایی او صرفاً به عنوان خواهرزاده تاگور به منزله نفی دستاوردهای خود و کاهش شیوه های بیشماری است که او نه تنها برای استقلال از حاکمیت انگلیس بلکه برای حقوق زنان نیز مبارزه کرده است.
سارالا دیوی ، که گاهی اوقات به عنوان Sarala Devi Chaudhurani نیز نامیده می شود ، یک پسوند افتخاری که در آن زمان به نام او اضافه شد ، در سپتامبر 1872 از سوارناکوماری دوی ، خواهر بزرگتر تاگور و جاناکینات قوشال ، یکی از اعضای بنیانگذار کنگره ملی هند متولد شد. به سارالا دیوی اولین بار پس از رفتن پدرش به خارج از کشور برای تحصیل حقوق در پنج سالگی همراه با خواهر و برادرش در جوراسانکو ، خانه اجدادی تاگورس در کلکته شمالی ، زندگی کرد. او بخش مهمی از زندگی خود را در خانه ماند.
با توجه به بایگانی موزه رابیندره براتی در جوراسانکو ، در دسترس قرار گرفته است indianexpress.com ، سارالا دیوی بیشتر وقت خود را در منطقه ای که به عنوان بخش آندرمهال عمارت بزرگ معروف است گذراند - بخشی از خانه که دختران و زنان جوان خانواده تاگور بیشتر وقت خود را در طول روز در آنجا گذراندند. چیدمان خانه ها ، به ویژه خانه های متعلق به افراد ثروتمند ، به بخشهایی تقسیم می شد که زنان بیشتر در فضاهای داخلی نگهداری می کردند ، در حالی که مردان اتاقهایی در حومه بیرونی اشغال می کردند.
در این عکس که از تراس جوراسانکو گرفته شده است ، قسمت آندرمهال تاکوربری قابل مشاهده است. این بخش از خانه جایی بود که دختران و زنان جوان خانواده تاگور بیشتر روز خود را در آنجا سپری می کردند. (منبع عکس: موزه رابیندرا براتی در جوراسانکو) خانواده تاگور جایی بود که محیط برای یادگیری و آموزش حتی برای زنان مناسب بود. کودکان چند سال قبل از انتقال به م institutionsسسات آموزشی رسمی در شهر ، در خانه آموزش دیدند. مانند دیگر کودکان خانواده ، سرال دیوی ابتدا در هفت و نیم سالگی به مدرسه بتونه رفت.
یک دانش آموز خوب ، ویژگی های شخصیتی که باعث می شود سارالا دیوی از بقیه در خانواده تاگور متمایز شود ، در اوایل زندگی او مشهود شد. در سال 1886 ، او امتحانات ورودی خود را گذراند ، معادل امروزی آن اگر با هم برگزار شوند ، ترکیبی از امتحانات کلاس X و XII خواهد بود. او اولین زن در خانواده تاگور بود که در این معاینات نشست و سپس قبول شد. اگرچه زنان تاگور تحصیل کرده بودند ، اما هیچ کدام از آنها ، به جز سرالا دیوی ، این دستاورد را ندارند.
بخوانید | پریتیلاتا واددار ، 21 ساله ای که مردن را ترجیح داد تا توسط انگلیسی ها گرفتار شود
انواع گیاهان خانگی یوکا
سوابق مکتوب در موزه رابیندره براتی در جوراسانکو نشان می دهد که در مقطعی از دوران دانشجویی خود ، او همچنین به مطالعه علم پرداخته و به همراه برادرانش ، در کلاس هایی که توسط پزشک مشهور ماهندرالال سرکار ، که در مشهور شناخته می شد ، در انجمن علوم شرکت می کرد ، شرکت می کرد. به خاطر درمان سوامی ویوکاناند
وی تحصیلات عالی خود را در کالج بتونه تحت دانشگاه کلکته گذراند و در 1890 در 1890 با افتخار به زبان انگلیسی گذراند و اولین زنی بود که در دانشگاه کلکته به بالاترین نمرات دست یافت و مدال طلا پادموتی سوارناپودوک را دریافت کرد. در زمان فارغ التحصیلی از دانشگاه کلکته ، وی هفتمین دانشجوی زن بود که از دانشگاه فارغ التحصیل شد.
در خانواده تاگور ، سارالا دیوی زن اول بود. برای اولین بار ، او اولین کسی بود که به دنبال فرصت های شغلی رفت. مدتی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه کلکته در سال 1890 ، سرالا دیوی به میسور سفر کرد و به عنوان دستیار سرپرست در مدرسه دخترانه ماهارانی شروع به کار کرد. اما اطلاعات زیادی در مورد زمان حضور وی در موسسه در دسترس نیست.
زمان بازگشت وی از میسور به وضوح مشخص نیست ، اما برخی از گزارش ها حاکی از آن است که او تنها یک سال در مدرسه بوده و پس از آن به کلکته بازگشت. جوراسانکو همچنین محلی بود که چندین روزنامه و ادبیات ملی گرا در آنجا منتشر می شد و یک سرالا دیوی 19 ساله در ویرایش این نشریات شروع به همکاری کرد. او به ویژه برای ویرایش مجله بنگالی به نام Bharati Patrika شهرت داشت.
در حدود سال 1895 ، سارالا دیوی بیشتر درگیر مبارزه آزادی شد و دیدگاه های سیاسی بسیار متفاوتی با دیگر اعضای خانواده تاگور داشت ، جایی که معتقد بود تجاوز و خشونت علیه انگلیسی ها تنها راه حل است. او کتابی با عنوان 'Ahitagnika' برای دانش آموزان مدرسه برای ایجاد آگاهی در مورد مبارزه با آزادی نوشت و همچنین یک گروه انقلابی زیرزمینی راه اندازی کرد. موزه Rabindra Bharati در Jorasanko نامی برای ارائه نام این گروه انقلابی مخفی نداشت ، اما در سوابق آنها آمده است که اعضای گروه از بحث در مورد جزئیات مربوط به آن برای جلوگیری از شناسایی توسط انگلیسی ها و جاسوسان آنها منع شده اند.
به خوبی شناخته شده نیست که همراه با دستاوردهای علمی و ادبی ، سارالا دیوی یک نوازنده با استعداد نیز بود. با توجه به موزه رابیندرا براتی در جوراسانکو ، یادداشت های کلیدی چند آهنگ از رابیندرانات تاگور توسط سرالا دیوی نوشته شده است. این موزه می گوید که بی شک مهمترین سهم وی در موسیقی تاگور می تواند ایجاد آهنگسازی برای وند ماتارام بانکیم چاندرا چاترجی باشد ، آهنگی که بعداً به فریاد اعتراض علیه انگلیسی ها تبدیل شد. سهم سارالا دیوی در آهنگ ملی به نوعی فراموش شده است ، همراه با این واقعیت که چندین آهنگ دیگر که توسط انقلابیون استفاده می شود در اصل توسط او نوشته شده است.
مردان تاگور مرتباً معاصری را دریافت می کردند که در حال جنگ علیه انگلیسی ها بودند ، همچنین در طیف ایدئولوژیکی. سمیر سنگوپتا ، نویسنده در کتاب خود 'Rabindranather Attiyo Sojon' می نویسد که سارالا دیوی فرصت ملاقات و تعامل با چندین رهبر برجسته جنبش آزادی را که از خانه تاگور دیدن کردند ، داشت ، که به شکل گیری افکار و ادراکات وی کمک کرد. طبق یکی از روایات ، سوامی ویوکاناندا از او خواسته است تا به خارج از کشور سفر کند تا از حقوق و آزادی های زنان در شبه قاره دفاع کند. اما مدارک موجود در موزه می گوید که او نتوانسته این کار را انجام دهد زیرا نامزدهای دیگری داشته است. با این حال ، او سفرهای گسترده ای را به تنهایی در سراسر شبه قاره هند ، از جمله در بنگال تقسیم نشده ، انجام داد و آشکارا در کنفرانس های ملی گرا صحبت کرد.
درخت ژاپنی با گل های بنفش
سارالا دیوی یکی از اولین انقلابیونی بود که استفاده از محصولات سوادشی را ترویج کرد و خودش با ارزشهای مرتبط زندگی می کرد. در سال 1904 ، او مغازه ای به نام Lakhir Bhandar در محله Bowbazar کلکته باز کرد که فقط محصولات سوادشی را می فروخت. در سال 1910 ، او 'Bharat Stree Mahamandal' ، سازمان زنان سراسر هند ، یک گروه نیمه انقلابی با شعبه هایی در سراسر شبه قاره هند را در شهرهایی مانند الله آباد ، لاهور ، امریتسار ، دهلی ، کراچی ، حیدرآباد ، کانپور و زادگاهش تأسیس کرد. کلکته ، یکی از اولین در نوع خود.
Jorasanko thakurbari در کلکته. (عکس اکسپرس: نها بانک) سارالا دیوی با تفاوت در آداب و رسوم اجتماعی در زمان خود ، در 33 سالگی ازدواج کرد ، بسیار دیرتر از هم سن و سالانش ، با توجه به اینکه زنان معمولاً در نوجوانی ازدواج می کردند. در حالی که نسخه هایی از داستان وجود دارد که ادعا می کند سرالا دیوی تحت فشار خانواده اش مجبور به ازدواج شد ، محققان موزه رابیندرا براتی در جوراسانکو این ادعاها را نادرست می دانند. در 15 اکتبر 1905 ، او با Rambhaja Dutta Chowdhury در Deogarh ، در Jharkhand کنونی ازدواج کرد.
دوتا چودری ، مردی که از او بزرگتر است ، یک مبارز برجسته آزادی از پنجاب بود و پس از ازدواج با همسرش به لاهور رفت. او به کار انقلابی خود در پنجاب ادامه داد و چندین انجمن و سازمان برای زنان باز کرد. یکی از این انجمن ها خانه ای برای بیوه ها بود ، به نام Widhwa Shilpashram ، که در آن بیوه ها آموزش و مهارت هایی برای کمک به آنها پیدا کردند.
در سال 1919 ، پس از کشتار جلیان والله باغ ، او و همسرش دستگیر شدند زیرا چندین مقاله انتقادی از انگلیسی ها در روزنامه هفتگی 'Hindusthan' منتشر شده بود که آنها ویرایش و منتشر می کردند. روزنامه موقتاً تعطیل شد و سارالا دیوی و همسرش بعداً آزاد شدند.
زندگی زناشویی سارالا دیوی آشفته بود ، تا حدی به دلیل تفاوت سنی بین او و همسرش. به گفته پروفسور Sabyasachi Basu Ray Chaudhury ، معاون دانشگاه رابیندره براتی ، تحصیلات و دستاوردهای سارالا دیوی به این معنی است که او فردی با ایده های خاص خود است. او همچنین عمیقا تحت تأثیر دیدگاه های سیاسی Subhash Chandra Bose در مورد دستیابی به آزادی تنها از طریق خشونت علیه بریتانیایی ها بود ، در تضاد شدید با شوهر گاندی اش. ترکیبی از شکاف وسیع در سن آنها و ایدئولوژی های سیاسی متفاوت آنها منجر به فروپاشی ازدواج آنها شد و این دو از یکدیگر جدا شدند.
مهاتما گاندی از بازدیدکنندگان مکرر خانه آنها در لاهور بود. او اولین بار در سال 1901 به دلیل پدرش با گاندی ملاقات کرد و در طول چند سال آینده به ملاقات وی ادامه داد. چادوری می گوید که او خیلی به او نزدیک بود. او معتقد است که رابطه بین این دو مورد تحسین متقابل بود و نه بیشتر. پسر سارالا دیوی دیپاک ، تنها برای ازدواج با نوه گاندی رادا رفت.
نویسنده چیترا دب در کتاب خود 'Thakurbarir Andarmahal' می نویسد که سارالا دیوی پس از خروج از خانه زناشویی خود به جای زندگی در جوراسانکو به اشرمی برای زنان پناه برد. با این حال ، در سال 1923 ، با شنیدن اینكه شوهرش بیمار است و از كربونكول سمی رنج می برد ، به مصری سفر كرد و تا زمان مرگ او در همان سال در كنار او ماند. پس از مرگ او ، سکان هدایت هندوستان را بر عهده گرفت و به انتشار روزنامه ادامه داد. در این مدت ، او همچنین تمرکز خود را بیشتر بر روی کارهای اجتماعی نشان داد و به معنویت روی آورد.
در سال 1930 او به کلکته بازگشت اما در سوابق موجود هیچ اشاره ای به محل زندگی او در این مدت نشده است. در این شهر ، او پس از ناراحتی از مسیری که مبارزات آزادی در پیش گرفته بود ، به ویژه کار کنگره ملی هند ، کار انقلابی خود را کاهش داد. معنویت به او آرامش بخشید و تحت سرپرستی Binoy Krishna Deb Sharma ، او شروع به مطالعه Upanishads کرد.
در خاطراتش ، انقلابی بینا داس به خصوص یک سخنرانی عمومی را که Sarala Devi در کلکته به عنوان فارغ التحصیل کالج Bethune ایراد کرد ، به خاطر می آورد. در آلبرت هال ، دانش آموزان کالج بیتونه و دانشکده ریاست جمهوری تجمع کردند و به دلیل شجاعت خود در اعتراض به کمیسیون سیمون و اخراج مدیر کالج که مخالف بود اخراج شدند. در این گردهمایی ، سرالا دیوی در یک سخنرانی عمومی گفت: مکان امروز من در کنار دانش آموزان است. من مفتخرم که دانشجوی کالج بتونه بودم.
درختان همیشه سبز کوچک منطقه 9
با وجود حضور مردان بزرگتر از زندگی در اطراف خود ، سارالا دیوی موفق شد برای خود یک مسیر و هویت فردی ایجاد کند. در کلکته ، در اواخر عمر ، او به طور فزاینده ای از راهی که مبارزات آزادی در پیش گرفته بود ناامید شد و تصمیم گرفت زمان خود را به دور از هدفی که در تمام مدت او را برانگیخته بود بگذراند ، و در عوض وقت خود را به نگارش بیوگرافی خود اختصاص داد 'Jiboner Jhora Pata' '،' برگهای پراکنده زندگی من '.
او در 18 آگوست 1945 در 73 سالگی در شهر درگذشت. تصاویر شناخته شده از سارالا دیوی در دسترس نیست. در یکی ، که احتمالاً در دهه آخر زندگی اش گرفته شده است ، او دیده می شود که یک ساری خادی ساده پوشیده و روی سر کشیده است. او تا آخر عمر معتقد به جنبش سوادشی بود.