هیم کوربت به عنوان یک حافظ محیط زیست در نظر گرفته می شود که اولین هشدارها را در مورد میراث طبیعی رو به کاهش هند اعلام کرد. (منبع: IANS) در عصر ما که محیط طبیعی در معرض تهدید و حیات وحش رو به کاهش است، به شکارچیان بازی های بزرگ که شکارچیان غیرقانونی را به حال خود رها می کنند، با بدبینی زیادی نگریسته می شوند (شکارچی رسوایی سیسیل شیر در ایالات متحده را به خاطر دارید؟) اما چند استثناء محترم وجود دارد. به خصوص، این شکارچی ماهر در روزهای رو به زوال راج که برای محافظت از مردم کشتار می کرد - و مانند تعداد کمی از افراد دیگر یک سحاب بود.
یکی از معدود انگلیسیهایی که هنوز در هند با احترام، قدردانی و حتی هیبت از او یاد میشود، بهرهبرداریهای جیم کوربت در سراسر جنگلهای کوهپایههای هیمالیا در شمال هند در اوایل قرن بیستم، از دهها روایت جذاب و خاطرهانگیز عجیب او مشهور است.
اما علیرغم این موارد، که حاوی برداشتهای محبت آمیز او از کشوری است که خانواده ایرلندیاش برای نسلها در آن زندگی میکردند و او مردم عادی آن را به خوبی درک میکرد، و تعدادی بیوگرافی دقیق، هنوز سؤالات بیپاسخی درباره پر حادثه و معمایی او وجود دارد. زندگی
همانطور که این کتاب می پرسد: جیم کوربت واقعی چه کسی بود؟
میدانیم که جیمز ادوارد «جیم» کوربت (۱۸۷۵-۱۹۵۵) شکارچی بود که ببرها و پلنگهای غارتگر را ردیابی میکرد. طبیعت دانی که به زبان جنگل صحبت می کرد. یکی از اولین عکاسان حیات وحش که تصاویری از شکارچیان بزرگ در زیستگاه طبیعی خود ثبت کرد. یکی از حافظان محیط زیست که اولین هشدارها را در مورد میراث طبیعی رو به کاهش هند اعلام کرد. افسانه ای که شناختش از جنگل های هند و پرندگان و حیواناتی که با آن ها روبرو شده بود بی نظیر بود. کتابهای پرفروش او در مورد شیکار و افسانههای جنگل الهامبخش نسلهایی از علاقهمندان به حیات وحش بوده است.
اما آیا بیشتر بود؟
استفان آلتر سعی می کند از طریق تخیل خود به این موضوع پی ببرد، و سه تصویر از دوران جوانی، میانه و اواخر زندگی کوربت را ترسیم می کند، از بسیاری از داستان ها و حقایق تاریخی کوربت در اطراف زندگی او استفاده می کند، اما تاکید می کند که این یک اثر تخیلی است و اینطور نیست. آرزوی هر گونه تظاهر به ضمانت بیوگرافی.
نویسنده هندی الاصل و پرورش یافته آمریکایی، که آثارش شامل شرح سفرهای گانگا و پاکستان، بیوگرافی فیل هندی و ساختن کلاسیک بالیوود اومکارا علاوه بر داستانهای داستانی است، با مجموعهدار سرخس آغاز میشود که در نائینیتال در سال 1888 اتفاق میافتد. .
یک روایت جوی، در ابتدا وهمآور، کوربت نوجوان را میبیند که در حال جمعآوری نمونههای گیاهشناسی در یک قبرستان، اتفاقی بر روی یک قبر حفر شده با جسد موجود در آن - دختر جوانی که یک دهه پیش مرده بود و برخی شایعات را به خود جلب کرده بود - مفقود شده است.
درخت گل سفید چهار گلبرگ
همانطور که او مشتاقانه در تحقیقات پلیس شرکت می کند و حتی به حل معما کمک می کند، ما همچنین از پیشینه او و علاقه فزاینده او به طبیعت، بی باکی در نفوذ به جنگل و کشف رازهایش و همچنین درک و همدردی او با سرخپوستان مطلع می شویم.
همچنین داستانی از اخلاق ویکتوریایی، شکاف طبقاتی و - یادآور جوزف کنراد - سرنوشت نامطمئن و غیرقابل رشک کسانی است که از هنجارهای استعماری و «تمدنی» تخطی می کنند و از حد کمرنگ فراتر می روند.
یکی از نکات الهامبخش حضور، هرچند غیرمستقیم، نویسنده دیگری است که متعاقباً جنگلها و حیاتوحش هند را نیز محبوب میکند، و همچنین هندیها را با همدردی نشان میدهد - خود رودیارد کیپلینگ.
مرد خوار مایگات که در کومائون در کنار رودخانه سارادا در سال 1926 می گذرد، طولانی ترین اما در عین حال واقعی ترین تایپ است. کارگرانی که به منطقه آورده شده اند، پس از شکار ببر آنها در اردوگاه جمع می شوند و کوربت که وارد آن می شود، آن را یک ماموریت پیچیده می داند.
یک افسر جنگلی نفرت انگیز، یک دختر مرموز که بدون ترس در جنگل زندگی می کند، یک کارگر کنگره آمده است تا برای حقوق کارگران تلاش کند و گروهی از قبیله ها به این عوارض اضافه می شود. ما همچنین در مورد خدمات کوربت در جنگ جهانی اول و شیوه های عملیاتی او آشنا می شویم.
سرانجام، تا روز استراحت، که در سال 1953 کنیا (جایی که در سال 1947 به آنجا نقل مکان کرده بود) بلافاصله پس از اینکه میزبان پرنسس الیزابت بود و با او به عنوان ملکه خداحافظی کرد، سبک روایت را از سوم شخص به اول شخص تغییر می دهد و او در مورد زندگی خود فکر می کند. مسیر و انتخاب های آن و اینکه چرا او هند را ترک کرده است.
حتی برای کسانی که کل مجموعه کوربت و زندگینامهها را خواندهاند، این یک مطالعه خوشآمد خواهد بود که نگاهی تازه به شکارچی ارائه میدهد که هرگز همدردی خود را با هیچ موجود زندهای - به جز مارها - یا شگفتی برای طبیعت از دست نداده است.