تفاوت بین داشتن یک زندگی معنادار و شاد بودن چیست؟ پیدا کنید

امیلی اصفهانی اسمیت ، نویسنده می پرسد: 'آیا چیزی بیشتر از شاد بودن در زندگی وجود دارد؟'

اکثر مردم زندگی خود را وقف خوشبختی می کنند. خاموش و روشن ، ما همچنان ناگت های متفاوتی از افراد مختلف در مورد چگونگی شاد ماندن در زندگی دریافت می کنیم. اما نویسنده امیلی اصفهانی اسمیت در می یابد که چیزی حتی ارزشمندتر از شاد بودن است. پس از سالها تحقیق و مطالعه ، او در سخنرانی TED خود اهمیت زندگی با معنا را آشکار می کند.



فروش درخت گیلاس گریان مینیاتوری

اسمیت ، از طریق ملاقات های شخصی و همچنین از طریق آمار ، نشان می دهد که چگونه تلاش برای خوشبختی اغلب افراد را مضطرب و سرگردان می کند. او فاش می کند که در دوران تحصیل خود در مقطع کارشناسی ارشد ، آموخته است که تعقیب شادی در واقع مردم را ناراضی می کند. او شروع به زیر سال بردن خود و جامعه کرد ، آیا زندگی چیزی بیشتر از شاد بودن دارد؟ تفاوت بین شاد بودن و معنا داشتن در زندگی چیست؟ او می گوید فرهنگ ما شیفته خوشبختی است ، اما من متوجه شدم که جستجوی معنا راه موفقیت آمیز تری است. پس از سالها تحقیق فشرده ، او به نتیجه ای رسید و آنچه را که او می نامد ، چهار ستون یک زندگی معنادار است.



رکن اول تعلق است. او توضیح می دهد که تعلق خاطر ناشی از روابطی است که در آن به خاطر ذات خود برای شما ارزشمند است و برای دیگران نیز ارزش قائل هستید. او ادامه می دهد که چگونه همه ما افراد را به طرق کوچک رد می کنیم ... بدون اینکه بدانیم ، و چگونه این باعث می شود ما نامرئی و بی ارزش باشیم. اسمیت می گوید برای بسیاری از مردم ، تعلق اساسی ترین منبع برای یادگیری است ... برای دیگران ، کلید معنا ستون دوم است: هدف ، هدف.



او می گوید که منظور از منظور چیست ، هدف بیشتر به خواسته شما مربوط می شود تا به آنچه که شما ارائه می دهید ... هدف به شما چیزی برای زندگی می دهد ، 'چرا' شما را به جلو هدایت می کند.

رکن سوم نیز این است که از خود فراتر بروید ، اما به روشی دیگر: تعالی. حالات متعالی آن لحظات نادری هستند که از شلوغی و شلوغی زندگی روزمره رنج می برید ، احساس خود را از بین می برید و احساس می کنید با واقعیتی بالاتر ارتباط دارید. او می گوید که ستون چهارم تمایل دارد مردم را شگفت زده کند ، زیرا داستان گویی است - داستانی که شما درباره خود برای خود تعریف می کنید ... این به شما کمک می کند بفهمید چگونه تبدیل به خود شده اید.



شادی می آید و می رود. او در پایان می گوید: اما وقتی زندگی واقعاً خوب است و وقتی اوضاع واقعاً بد است ، داشتن معنا به شما چیزی می دهد که باید روی آن بمانید.