توسط رخشاندا جلیل
کتاب- اقبال: زندگی شاعر ، فیلسوف و سیاستمدار
نویسنده: ظفر انجم
ناشر: خانه تصادفی
صفحات: 320
قیمت: 499 روپیه
باید اعتراف کنم که از دیدن اقبال ظفر انجم: زندگی یک شاعر ، فیلسوف و سیاستمدار تا حدودی مأیوس شده ام. برای من ، مقدمه ای غیرعلمی تقریباً بی نقص بر زندگی و کار شاعر ، مدتها کتاب زائر پرشور اقبال سینگ بوده است ، اولین بار در سال 1951 با تجدید چاپ مجدد در سال 1997 منتشر شد. سینگ ، روزنامه نگار مشهور ، اقبال را در دسترس قرار داد. برای خواننده انگلیسی و در نثر زیبا اقبال را در آستانه تغییر بین سنت و مدرنیته قرار داد. در طول سالها ، مجموعه ای از آثار دانشگاهی به زبان انگلیسی - از جمله برجسته ترین نویسنده آنماری شیمل بال گابریل: مطالعه ای در اندیشه های دینی محمد اقبال - سعی کرده است با پیچیدگی آثار اقبال و دوگانگی ها و تناقضاتی که او را به یک زندگینامه نویس می رساند دست و پنجه نرم کند. لذت بسیار. اما من هیچ موردی را پیدا نکردم که با سادگی و همدلی سینگ مطابقت داشته باشد.
با این اوصاف ، غیرقابل انکار است که هر سنی زندگینامه نویسان خود را از مردان و زنان بینا تولید می کند. ظفر انجم ، همچنین روزنامه نگاری مانند سینگ ، زندگی ، فلسفه و سیاست اقبال را برای ما خوانده است. چیزهای کمی وجود دارد که در اینجا برای دوستدار اقبال تازگی داشته باشد یا نداند ، چه برسد به اینکه محقق اقبال. همچنین انجم هیچ تلاشی برای دسترسی به منابع اصلی یا مقالات بایگانی نکرده است. اما آنچه او به ما داده است به چند دلیل یک کتاب مفید است: اولین و مهمترین اقبال خواننده زمان ماست. او در نثر شفاف زندگی یک شاعر بصیر و احتمالاً آخرین متفکر بزرگ مسلمان را پیش خواننده مدرن ارائه می دهد.
اقبال در جاوید نام خود نوشته بود: من امیدم را به پیرمردها از دست داده ام و برای فردا پیامی دارم. بنابراین ، به جوانان کمک کنید تا آثار من را درک کرده و عمق اندیشه من را به راحتی درک کنند. به نظر می رسد انجم به این امر توجه داشته است ، زیرا كتاب او اساساً به منظور یافتن اقبال در روایت ملی است. انجم در توضیح دلایل خود برای نگارش کتاب می گوید: داستانی که قرار است در این صفحات بخوانید تلاشی است برای بار دیگر روایت زندگی اقبال برای کسانی که او را فراموش کرده اند. من ادعا نمی کنم که این یک گزارش جامع باشد ، زیرا نوشتن چنین کتابی به زمان و تحقیق زیادی نیاز دارد و در زمانی که به من داده شد ، تمام تلاش خود را کرده ام.
اقبال توسط بسیاری از مردم به عنوان پدر یک ملت جدید مورد ستایش قرار گرفته و توسط گروهی دیگر به دلیل دور شدن از موضع ملی گرایی و فراگیر خود مورد تحقیر و تحقیر قرار گرفته است ، بسیاری در هند مسئول معرفی یادداشت ناسازگار به مردم هستند. گفتمان در مورد مسلمانان بسیاری از بچه های مدرسه ای که Saare jahan se acchha Hindostan hamara را در مجمع صبح خوانده است ، مات و مبهوت است که بعداً نظرات خود را در مورد ضرورت وطن جداگانه برای مسلمانان هند بخواند. همچنین ، استفاده آزادانه از کلمات هندی در شعرهای اولیه او ، ارجاع به ناناک و چیشتی ، پاییز به لرد راما که او را امام هند می نامد ، آرزوی او برای دیدن یک هند جدید ایجاد نایا شیوالا-همه این نشتی های غیرقابل تحمل بیرون می آید و به جای خود جهان بینی کاملاً پان اسلامی و چارچوب مرجع اسلام محور را ترک می کند.
در حالی که شعر او و فلسفه ای که بستر آن را تشکیل می دهد همچنان خوانندگان را با هر رنگ و تمایل به هیجان می آورد ، سیاست او در واقع برای بسیاری از جمله این منتقد دردسرساز می شود. متأسفانه ، به جز چند شعر غنایی شیرین مانند حقیقت حسین ، نمی توان شعر اقبال را در اکثریت قریب به اتفاق آثار او از سیاست وی خارج کرد. و اگر سیاست مشکل آفرین باشد ، شعر - با همه وجود و قدرت ، آتش و اشتیاقش ، چه رسد به تصاویر بصری فوق العاده تداعی کننده اش - به طور غیرقابل توضیح کوتاهی می کند.
انجم سعی می کند این ناهنجاری را چنین توضیح دهد: اذعان جهانی به عظمت اقبال به عنوان یک شاعر وجود دارد. مشکل از آنجا شروع می شود که به سیاست او می رسیم. خوشانت سینگ روزنامه نگار هندی یکبار به درستی گفت که اگر سیاست اقبال را فراموش کنید ، او شاعر بزرگی بود. با این حال ، نمی توان از اشعار اقبال بدون درک سیاست او قدردانی کرد. در عین حال ، باید توجه داشت که سیاست اقبال پاسخ او به شرایط فوری او بود. در غیر این صورت ، ما ممکن است سیاست او را تنها جاه طلبی برای ایجاد پاکستان نادرست بدانیم.
این ، به نظر من ، ارزیابی سخاوتمندانه ای است. در حالی که اقبال مطمئناً بیش از یک قهرمان صرف یک سرزمین جداگانه و طرفدار اولیه نظریه دو ملت بود ، نمی توان گفت که آیا شعرش فقط پاسخی به شرایط فوری او بوده است. آیا او برای دیدن تشکیل پاکستان زنده بود و آنقدر عمر می کرد که شاهد بذر افول کاشته شده در سرزمین پاک بود ، آیا نمی ترسید؟ آیا دیدگاه وی درباره پاکستان مبتنی بر سوسیال دموکراسی و بازگشت به خلوص اولیه اسلام بود که در نامه ای به جناح در ماه مه 1937 بیان شد ، تنها پاسخی به شرایط فوری او بود؟ فکر کنم نه من فکر می کنم این یک ایده اساساً معیوب بود که ممکن است توسط جنبش های افراطی مانند شودی و سنگاتان ایجاد شده باشد ، اما ریشه در جایی در اعماق روان اقبال داشته است. این که اقبال از برخی ابهامات خود آگاه بود ، از آیه زیر مشهود است:
گیاهانی که شانس می آورند
دووندتا فیرتا هون آی اقبال آپنه اوپکو
آپ هی گویا مصافیر ، آاپ سلام منزیل هون ماین
(ای اقبال ، من به دنبال خودم هستم
گویی من مسافر و مقصد هستم.)
رخشاندا جلیل نویسنده کتاب دوست داشتن پیشرفت ، دوست داشتن تغییر: تاریخ ادبی جنبش نویسندگان مترقی در اردو است.