ما اغلب در مورد انسانیت صحبت می کنیم. یکی از آنها می گوید اما این نشان داده است که انسانها چقدر از آرمانهای بشریتی که تبلیغ می کردند فاصله دارند. (منبع: AP Photo/Kirsty Wigglesworth، File) خود انزوا باعث شده است که مالویکا بانرجی قدردان باشد. این لیست طولانی است ، از داشتن سقف روی سر تا غذا در یخچال ، اما بیشتر آنها همتایان هستند. روزنامه نگار حرفه ای ، زمان کار او با دو زنی که در آنجا اقامت داشت کاملاً متفاوت بود. حدود ساعت 4 شب وقتی کسی در خانه نبود ترک می کردم و ساعت 2 بامداد وقتی همه خواب بودند برمی گشتم. قرنطینه مداوم اوضاع را زیر و رو کرده است و بنرجی شکایت نمی کند. من یک کودک مجرد بوده ام و به فضای خود عادت کرده ام. اما در چند روز گذشته از حضور همنوعانم بسیار سپاسگزار بوده ام. تصور اینکه در بیرون اتاقم برخی از گریه ها را بشنوم یا حتی صبح بخیر را با یکی از آنها عوض کنم بسیار مایه خوشحالی است. او اذعان می کند که لذت شرکت را تضعیف کرده بودم.
درختان صنوبر که کوچک می مانند
برای اشمیتا قوش ، دانشجوی دکتری در آلمان ، این واقعیت یکسان است اما کمی دیر به نظر می رسد. او که ساکن دهلی نو بود ، با پدر و مادر و خواهرش ماند تا زمانی که برای ادامه تحصیل به خارج رفت. جدا ماندن درسی بود که چگونه او بسیاری از چیزها را بدیهی می دانست و اکنون 29 ساله آگاهانه مدتی را برای صحبت با والدینش در تماس ویدیویی اختصاص می دهد. او می گوید گذراندن وقت با خانواده بسیار مهم است ، هرچقدر هم که از آنها دور باشید یا مشغول باشید.
تنها ماندن همچنین باعث شده است که او در مورد زندگی ای که انجام داده ، امکان پذیر باشد. زندگی قبل از کرونا 'عادی' نبود. اشمیتا می افزاید: همه ما باید سرعت خود را کاهش دهیم ، بیشتر نفس بکشیم ، وعده های غذایی را به موقع بخوریم ، غذای سالم بخوریم ، به موقع بخوابیم ، به موقع بیدار شویم ، مراقب سلامتی خود باشیم و مراقب سلامت خانواده باشیم. در عین حال ، او بیشتر به ارزشمندی شرکت توجه کرده است. هیچکدام از ما نمی توانیم مانند جزایر زندگی کنیم ، هرچقدر هم که بخواهیم. مهم این است که مهربان باشیم و با اطرافیانمان صبور باشیم. این مهم است که خود را با افراد مهربان احاطه کنید.
برای ویشال کومار (نام تغییر کرد) ، متخصص بخش توسعه ، قرنطینه فرصت پیش بینی نشده ای را باز کرده است. امسال ، اواخر فوریه ، او به مدت هفت سال با شریک خود ازدواج کرد. در آن زمان کرونا وحشتی در کمین بود. در تمام این سال های با هم بودن ، آنها بیشتر از هم جدا شده اند. شریک او در دهلی ماند در حالی که او قبلاً در راجستان بود. حتی بعد از عروسی همه چیز فرق نمی کرد تا اینکه خبر قفل شدن شروع شد و او سوار تاکسی شد و به دهلی آمد. آنها از آن زمان برای اولین بار در تمام این سال ها با هم زندگی می کردند. کومار هنوز از ستارگانش تشکر می کند که آن شب روی پای خود فکر کردند و منتظر یک روز دیگر نبودند (همانطور که به او توصیه شده بود). او می گوید که با هم ماندن تنها نقره در همه این موارد بوده است. اما این یک چالش جدید نیز به وجود آورده است: دعواهای آنها دیگر با قطع تلفن حل نمی شود. کومار همچنین این را گامی بسیار ضروری برای درک بهتر در یک رابطه می داند. وقتی با هم زندگی می کنید ، به ویژه در چنین شرایطی ، شما نه تنها خودتان را بهتر می شناسید ، بلکه شریک زندگی خود را از نزدیک درک کرده و از او قدردانی می کنید. شما شروع به قدردانی از رابطه می کنید. او هم از مشاجرات داخلی بیزار نیست. در حال حاضر ما فضای بیشتری برای مبارزه مناسب داریم و به نوبه خود حتی به شیوه ای ارگانیک تر وصله می کنیم. وقتی دور می مانید ، آشتی ها عمدتا مصنوعی و شتابزده هستند. او در حالی که می افزاید می گوید: برخی از صدمه ها در جایی باقی می مانند. jhagda toh chalega (دعوا ادامه خواهد داشت)
آنکیتا شارما که با یک سازمان غیردولتی کار می کرد ، شب ها بیدار بود و امکانات اولیه را برای مردم ترتیب می داد. این خانم 30 ساله که اکنون در خانه است ، به همسفران خود مراقبت می کند. من با تمام نیاز به تغییر در جامعه احساس می کنم ، فراموش می کنیم که باید از فضای داخلی شروع شود. من یک سال است که با هم خانه هایم زندگی می کنم اما این اولین بار است که ما همیشه در کنار هم هستیم. و فرصتی بهتر برای تمرین مراقبت وجود ندارد ، یعنی تغییری که می خواهم در جای دیگر مشاهده کنم.
شارما می گوید این بار بیشتر از همیشه به ارزش مهربانی پی برده است. با اتفاقاتی که در اطراف می افتد ، من سعی می کنم هر روز مهربانتر باشم و نه تنها به دنبال خوشبختی خودم باشم ، بلکه باعث شادی کسانی که با من هستند نیز شاد می شوم. داشتن یک خانه کودک به من یادآوری می کند که چرا کاری را که انجام می دهم انجام می دهم.
اگر فضای داخلی به شارما کمک کرده است تا حرفه خود را در چشم انداز نشان دهد ، عکس آن در مورد ود دسای صادق است (نام تغییر کرد). نویسنده حرفه ای ، او با مادرش در 2 BHK در بمبئی زندگی می کند. قبل از قرنطینه ، Starmark در کنار محل کار او به عنوان ایستگاه کاری او کافی بود. اکنون نیاز به ماندن در خانه نیز نیاز به گذراندن وقت با مادرش را برانگیخته است. این تغییر استقبال خوبی بوده است. هر روز که می گذرد متوجه می شوم که بسیاری از شیوه هایی که می نویسم یا حتی فکر می کنم از مادرم گرفته شده است. عصرها ما با هم قهوه می خوریم و در مورد دوران کودکی من صحبت می کنیم ، دوران کودکی او ، در مورد زندگی که هر دو با هم شاهد آن بودیم. وقتی نسخه های خود را در حال حاضر مقایسه می کنیم ، به طرز عجیبی خنده دار است که ببینیم چگونه یک حادثه متفاوت را به یاد می آوریم. او می گوید که با توجه به این که این رویکرد او به زندگی است ، دیدگاه او است که در نگاه من به مسائل ، حتی در نحوه نگارش ، تأثیرگذار بوده است.
در زمانی که خود اخلاقیات بشریت به چالش کشیده می شود ، مانجو شارما گرفتار دامنه وسیعی از حد فاصل بین دارنده (ها) و نداشت (ها) شده است. چگونه یک ویروس جدید آیینه ای برای جامعه نگه داشته و هیچ یک از نابرابری های موجود را پنهان نکرده است. این زن 60 ساله که نقش مهمی در اولین موج جنبش زنان در هند داشت و همچنین به طور گسترده با قربانیان خشونت خانگی همکاری کرد ، یک کلمه را برای توصیف احساس خود تکرار می کند: chatapataahat ، آزادانه به بی قراری ترجمه می شود. با نگاهی به وضعیتی که اتفاق می افتد ، شارما از آن ناراحت شده است ، اما به دلیل ناتوانی او در انجام هر کاری ، اکنون شدیدتر شده است. من جنگ ندیده ام ، نمی دانم اوضاع در آن زمان چگونه بود. اما پیچیدن سرم در این مورد دشوار می شود. این یک بیماری است ، درست است؟ چگونه مردم اینگونه می میرند؟ او می پرسد ، صدایش با همان صدا تنگ شده است chatapataahat به من کمترین کاری را که می توانم انجام داده ام ، جایی کمک کرده یا به خدمتکارم کمک کرده ام ، اما کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد. ببینید جهان امروز چگونه است.
شارما از همه اینها درس گرفته است. ما اغلب در مورد انسانیت صحبت می کنیم. اما این نشان می دهد که انسان ها تا چه حد از آرمان های بشریتی که تبلیغ می کردند فاصله دارند.