استاد گیتار جاز فیوژن بریتانیایی جان مک لافلین در اجرا شما به تازگی آخرین تور حرفه موسیقی 54 ساله خود را در آمریکای شمالی به پایان رسانده اید. چه چیزی باعث شده است که آن را از نظر گردشگری یک روز بنامید؟
سن. من هنوز از درون احساس می کنم 28-29 ساله هستم، اما بدنم با من موافق نیست. انجام تورها برای من خطرناک تر است زیرا در دستم آرتروز دارم. اما من به اجرای کنسرت با گروه چهارم ادامه خواهم داد، دو تا در بمبئی و یکی در بنگلور این آخر هفته. اواخر امسال، ما برای چند نمایش به برزیل دعوت شدیم - خوب است. آخرین تور چندین انگیزه در پشت خود داشت. یکی از آنها ظهور ارکستر ماهاویشنو در سال 1971 بود. این یک رویداد بسیار بزرگ در ایالات متحده بود. ما از موفقیت خارقالعادهای برخوردار بودیم و موسیقی تأثیری داشت که تا امروز ادامه دارد. فکر کردم چرا که نه، زیرا ارکستر بخش بزرگی از زندگی و موسیقی من بود. آمریکا برای من فوقالعاده بوده است، و زندگی موسیقایی من بر اساس موسیقی آمریکایی بوده است - از گوش دادن به بلوز در سن 11 سالگی تا نواختن ریتم-ان-بلوز و جاز. من در دهه 60 به آنجا رسیدم و با تونی ویلیامز، مایلز دیویس، وین شورت و همه این افرادی که اکنون همسالان من هستند بازی کردم. بنابراین، این تور برای تشکر از آمریکا بود، برای هر کاری که برای من انجام داده است.
وقتی صحبت از مایلز دیویس شد، فکر میکنید اگر او در سال 1971 به شما نمیگفت که این کار را انجام دهید، گروهی تشکیل میدادید؟
تا ابد از او سپاسگزار خواهم بود. او یک الهام دائمی برای من است و به رویاهای من می آید و با من صحبت می کند. (از دیویس تقلید می کند) جان، ما قرار است پنجشنبه ضبط کنیم. یک بار ملودی آغازین موومان دوم کنسرتو گیتار را برای او نوشتم که با ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس اجرا می کردم. من ترومپت نواز آن را با فلوگل هورن، که یکی از سازهای مورد علاقه مایلز است، نواختم. آن را ضبط کردم و با او ملاقات کردم و در اتاق هتلش برایش پخش کردم. او نشسته بود و یک سالاد می خورد و نوار روی یک بلستر بزرگ گتو پخش می شد. به هر سه حرکت گوش داد و بعد گفت جان، حالا می توانی بمیری.
و شما هفته گذشته برای بهترین تک نوازی جاز بداهه جایزه گرمی دریافت کردید، برای مایل ها فراتر از آلبوم خود، Live at Ronnie Scott’s. تبریک می گویم.
متشکرم. این نیز در حال تکمیل شدن است - کمیته گرمی این آهنگ را انتخاب کرد، ادای احترامی به مایلز که در سال 1971 توسط ارکستر Mahavishnu ضبط شده بود. ما آن را دوباره زنده کردیم و در Ronnie Scott بازی کردیم. گرمی واقعاً من را خوشحال کرده است، زیرا همه عناصر زندگی من با هم جمع شده اند - مایلز، ماهاویشنو، بعد چهارم. نمیتوانستم ردهبندی بهتری بخواهم و این باعث افتخار است که به آن تکنوازی بداهه جایزه دادند. زیرا در یک بداهه، شما همانی هستید که هستید، نمی توانید پشت نت ها پنهان شوید و فقط خودتان هستید.
شما گفته اید که موسیقی راهی برای رهایی خود است و جاز می نواختید زیرا راهی برای آزادی است. قبل از اینکه ماهاویشنو شوید، می خواستید خود را از چه چیزی رها کنید؟
خودم، از خود کوچک خسته کننده ام.
چرا؟ شما با مایلز بازی می کردید، با جیمی هندریکس پارازیت می زدید و گروه خود را تشکیل می دادید.
همه چیز فوق العاده بود و من برای آن چیزها سپاسگزارم. اما از تجربیاتم در موسیقی و مدیتیشن، که سالها پیش شروع کردم، میدانم که ما جنبه دیگری از خود داریم، روح بزرگی که در همه ما وجود دارد، که به شما میگوید شما بخشی از جهان هستید و این بخشی از تو این دانش زندگی را تغییر میدهد، اما تنها زمانی میتوانیم آن را داشته باشیم که به دنبال آن باشیم. تمام کارهایی که فرد در مدیتیشن انجام می دهد این است که بتوانید از طریق افکار سطحی و مضحک که دائماً به ما هجوم می آورند راه خود را هک کنید. ما بسیار مرموز و پر از جادو هستیم. چرا به کنسرت می روی؟ من می روم تا اسیر آن شخص شوم و آنها مرا به دنیای خود ببرند. من خودم را از طریق آنها کشف می کنم. روی صحنه، اگر فقط نت می نوازید، چه کسی اهمیت می دهد؟ اگر فکر می کنید، بازی نمی کنید. اگر بتوانید بدون فکر کردن به صورت جمعی بازی کنید، تا رهایی را به صورت جمعی تجربه کنید، این تجربه فراتر از کلمات است. همه به طور شهودی می دانند که موسیقی چه زمانی به شما ضربه می زند - این زیبایی در عمل است.
آیا می گویید که جستجوی شما برای معرفت معنوی به قیمت ترکیب اصلی ارکستر ماهاویشنو در سال 1973 تمام شد؟
احتمالا یکی از دلایلش هست من با یوگا و مدیتیشن خود در مسیر متفاوتی قرار گرفتم، و آن بچه ها (ویولونیست جری گودمن، جان همر روی کلید، ریک لیرد نوازنده بیس و بیلی کوبهام نوازنده درام) مشروب می خوردند، مهمانی می گرفتند و با دخترها می گذراندند. بعد از یک کنسرت، به خانه میرفتم و چای گیاهی مینوشیدم، مدیتیشن میکردم و میخوابیدم. من از آنها نخواستم که این کار را انجام دهند، اما به وضوح شکاف اجتماعی وجود داشت، زیرا من در آن سبک زندگی مشارکت نداشتم. من قبلاً این کار را انجام داده بودم و می دانستم که چگونه است. در پایان، جدایی سخت بود - روح گروه را ترک کرد.
شما در مورد درام-ان-بیس، ترپ و جنگل صحبت کرده اید، بدون اینکه در مورد این ژانرها نادیده گرفته شوید. آیا فکر می کنید که آنها به افراد بیشتری دسترسی پیدا می کنند زیرا آنها فرم های کاملاً احشایی موسیقی هستند؟
بله، و این به این دلیل است که من نیز با بدنم گوش می دهم. من موسیقی روشنفکری شنیده ام و این مرا سرد می کند. موسیقی باید کامل باشد، همانطور که در موسیقی هندی و جاز وجود دارد.
منظورت چیه؟
در موسیقی کلاسیک و جاز هندی، یک بخش اساسی از هر دو فرهنگ، جسمانی و حسی خاصی وجود دارد. من هر دوی این فرم ها را دوست دارم زیرا باعث می شود بخواهم حرکت کنم. در عین حال، رضایت فکری و زیبایی شناختی را منعی نمی کند.
آیا آن سی دی را که اخیراً در مورد ضبط آن صحبت کرده اید - کر، لال و کور می سازید؟
بله، چون من الان پیر و گاهی احمق هستم. با این حال، از فکر کردن به صدای آن سی دی متنفرم.