چرا تو رومئو هستی؟

قهرمان شکسپیر یک بدرفتار احتمالی نبود. او (و ژولیت) یک عشق توافقی بود که توسط یک جامعه قطبی جمعی خنثی شد. آیا تیم های ضد رومئو اوتار پرادش محکوم به تکرار شرایطی هستند که بازی شکسپیر را به یک تراژدی تبدیل می کند؟

لذتهای خشن پایانهای خشونت آمیزی دارد: رانویر سینگ در Goliyon Ki Raasleela Ram-Leela نقش یک سرکش دوست داشتنی هندو ماچو را بازی می کند.

در روزهای پس از انتصاب یوگی آدیتیانات به عنوان وزیر ارشد اوتار پرادش ، تیم های پلیس ضد رومئو-همانطور که در مبارزات انتخاباتی BJP وعده داده شده بود-در سراسر ایالت تشکیل شد. ظاهراً (به قول مدیر کل پلیس ایالت) برای بازپس گیری فضاهای عمومی و ایمن ساختن آنها برای زنان ، تیم ها دستور داده شده بودند تا در فضاهایی مانند دانشگاه ها ، بازارها ، مراکز خرید و سینماها ، که در آن موارد احتمال آزار شب قبل وجود دارد با این حال ، هنگام گشت زنی در فضاها ، تیم ها تمرکز خود را بر روی زوج های جوان مشکوک متمرکز کردند. گفته می شود حتی پزشکی که خواهرش را برای معاینه در دانشگاه ترک کرده بود ، توجه پلیس را به میروت جلب کرد.



در پاسخ به نگرانی روزافزون در مورد آنچه به نظر می رسد کمپین پلیس اخلاقی است که زنان را مورد آزار و اذیت قرار می دهد ، وزیر خارجه اکنون گروه ها را هدف قرار داده است تا پسران تنها را که مشکوک به سوء قصد جنسی هستند مورد هدف قرار دهند. اینها به هر حال گروه های ضد رومئو هستند ، نه ضد رومئو و ژولیت. اما رومئوس چه کسانی هستند؟ چرا آنها تهدیدی هستند که انجام می دهند؟ چرا آنها را رومئوس می نامند؟ و آیا نمایشنامه شکسپیر می تواند این سوالات را روشن کند؟



یک چیز فوراً آشکار است: درک نخست وزیر از رومئو نسبت به شکسپیر متفاوت است. رومئو اصلی مطمئناً به زنان علاقه مند است ، اما او یک بدرفتار احتمالی نیست. وقتی برای اولین بار با او ملاقات می کنیم ، او شخصیتی مسخره دارد ، اما این به خاطر ارادت جدی او به یک هدف از دست رفته است. او غرق در شعر عاشقانه کلیشه ای غزل نویس نویس ایتالیایی پترارک است ، که تمام زندگی بزرگسالی خود را صرف دوست داشتن زنی کرد که دست نیافتنی بود ، ابتدا به دلیل طبقه بالاتر و بعدها ، زیرا او تا حدی ناخوشایند مرده بود. رومئو نیز برای عشق اولش-روزالیند ، زنی که ما هرگز او را نمی بینیم-به جای این که در مورد راه هایی برای آزار و اذیت او تصمیم بگیرد ، مشغول است. و هنگامی که او سرانجام با زنی که از نظر جسمی حاضر است ارتباط برقرار می کند ، عشق او کاملاً متقابل است. ژولیت ، مانند رومئو ، روح یک شاعر را دارد: هنگام ملاقات ، او و رومئو با هم یک غزل عاشقانه کامل می گویند و قافیه های یکدیگر را در یک معامله به پایان می رسانند ، در چیزی که به نظر می رسد یک مراسم مقدس است (آنها خود را زائر می نامند) که آینده آنها را پیش بینی می کند. ازدواج توسط مشاور رومئو ، فریار لارنس.



در مجموع ، رومئو و ژولیت داستانی از عشق متقابل و توافقی است. این همچنین داستانی از عشق است که توسط یک جامعه بزرگتر و قطبی شده مشترک که نمی تواند آن را تحمل کند خنثی شده است. به هر حال ، رومئو و ژولیت فقط عاشقان نوجوان نیستند. آنها همچنین فرزندان طایفه های متخاصم هستند که به دنبال کنترل روابط جنسی فرزندان خود هستند و نمی توانند این ایده را تحمل کنند که باید بر اساس خواسته های خود عمل کنند ، به ویژه اگر این امر منجر به عاشقانه های بین جمعی شود. سخت است که تیم های اوتار پرادش را از یک جامعه مشابه قطبی ، کنترل کننده و غیرقابل تحمل بیرون آوریم ، حتی اگر دیدگاه آنها نسبت به رومئو تا حد زیادی تحریف شده باشد.

این تحریف چگونه رخ داده است؟ یکی از میراث غیر منتظره راج بریتانیا جذب شکسپیر به زبان ها و فرهنگ های بومی هند بوده است. در ابتدا ، انگلیسی ها شکسپیر را معرفی کردند به این امید که هدف توماس مکولای از تمدن بومیان را با غوطه ور شدن در ادبیات و فرهنگ انگلیسی پیش ببرند. نسخه های کودکان از داستانهای شکسپیر ، به ویژه داستانهای چارلز و مری لمب از شکسپیر ، باعث شد که شخصیت های او در سراسر شبه قاره به طور گسترده ای شناخته شوند ، حتی اگر متن های نمایشی اغلب نادیده گرفته می شوند. این شخصیت ها نمادین شدند - تا جایی که شروع به جدا شدن از شکسپیر کردند و زندگی هندی را برای خود به دست آوردند. این امر به ویژه در مورد رومئو بسیار مشهود است.



به طور قابل پیش بینی ، نام رومئو در بسیاری از زبانهای هندی به عنوان واژه ای برای یک عاشق جوان جوان وارد شده است. به عنوان مثال ، در مراتی ، رومئو مترادف شیء محبت یک زن است: وب سایتی که در خطوط عاشقانه مراتی دوره تصادفی ارائه می دهد شامل tu maza romeo (شما رومئو/عزیز من هستید) است. همچنین tu mazi juliet را برای کسانی که مایل به پاسخ نوع هستند تجویز می کند. تا اینجا ، متقابلاً شکسپیر. این در واقع یک نمونه نادر و شاید منفرد از کلمه رومئو است که به تمایل یک زن هندی اعتراف می کند. این یک مورد نادر از جذب ژولیت به یک زبان هندی است: در هند ، درک غالب از افرادی که مجاز به داشتن میل جنسی هستند ، زنان خوب را حذف می کند. اما مردان جوان هندی به عنوان رومئو ، که مترادف کلاهبرداری خیابانی Casanova شده است ، از حقوق جنسی خاصی برخوردار می شوند. این عشق رومئو هندی نه پایدار است و نه متقابل. با این حال ، رفتار او بیشتر اوقات به عنوان یک نمونه قدیمی از مردانگی هندو ، پسران بی خطر ، تحمل می شود.



ما این معنای جدیدتر رومئو را در عناوین بسیاری از فیلمهای هندی و بنگالی اخیر می بینیم که ارتباط چندانی با بازی شکسپیر ندارند. Roadside Romeo (2008) ، یک فیلم متحرک درباره سگ های خیابانی ، سیف علی خان را صدا می کند که برای یک سگ وحشی و صاف صحبت می کند و آهنگ اصلی آن اعلام می کند که اصلی هوم رومئو ، عاشق مرا دوست دارد/ Main hoon Romeo ، من اینها را دریافت کردم گال در آغوش من این ممکن است یک سگ متحرک باشد ، اما اشعار آهنگ او نمونه ای از مردانگی خودخواه است که در بسیاری از فیلم های دیگر می بینیم. در فیلم بنگالی رومئو (2011) ، دیو در نقش سیدهو در نقش کازانووا بازی می کند که در آغوش من نیز گال دارد ، اگرچه او سرانجام اصلاح می شود ، همسر خود را پیدا می کند و مشاور ازدواج ماهر برای والدین جداشده می شود. یک فیلم بنگالی دیگر ، با عنوان رومئو v/s ژولیت (2015) ، رومئو را به عنوان یک پسر شهر کوچک به تصویر می کشد که ازدواج با نامزدش (او تیره و چاق است) را رد می کند و سپس به دنبال یک دختر زیبا و ثروتمند بنگالی می رود که عکس او او در فیس بوک دیده است اگر این وحشتناک به نظر می رسد ، حتی وحشتناک تر این است که دختر ثروتمند در نگاه اول عاشق استالکر خود می شود.

R ... Rajkumar (2013) به همان اندازه وحشتناک ، شهید کاپور را به عنوان مردی زن دعوا می کند که نام او رومئو است و بیشتر فیلم را صرف خوردن سینه های خونی خونین و دو سر باز شده می کند. آشکارا ، رومئو راجکومار در ابتدا Rambo Rajkumar نامیده شد. نام او تنها زمانی تغییر کرد که فیلمسازان متوجه شدند رمبو تحت حق چاپ است. اما ، همانطور که ژولیت شکسپیر می پرسد ، نام چیست؟ رمبو با هر نام دیگری هنوز بوی عرق می دهد-و به اندازه یک گوندای آغشته به خون است. آنچه این فیلم به وضوح نشان می دهد این است که رامبو و رومئو در تخیلات سینمای هندی تا حدی انواع قابل تعویض هستند: به گانگستر رومئو سوراژ از Shortcut Romeo (2013 ، با بازی نیل نیتین موکش) ، یک افسونگر بی فایده که به طور جنسی زنان و استراحتگاه ها را باج می گیرد ، نگاه کنید. به خشونت شدید در مسیر رسیدن به موفقیت فردی. فیلم ها به ما می گویند که هر یک از این رومئوها نیاز به کمی اصلاح دارند. اما رومئوها و فیلم هایی که در آنها ظاهر می شوند به ما اطمینان می دهند که پسران هندو به سادگی باید از این مرحله بدی به عنوان بخشی از رشد خود ، هم از نظر روانی و هم از نظر اقتصادی ، عبور کنند.



مردان برجسته ای که اقتباسی از فیلم های هندی از رومئو و ژولیت دارند ، همچنین نقش رومئو کازانووا به سبک هندی را بیشتر از آنکه قلب یک زن بسازند ، بازی می کنند. به آرجون کاپور در Ishaqzaade (2012) فکر کنید ، که قبل از انداختن ژولیت خود با گلزن خود گل می زند. یا رانویر سینگ خالکوبی شده در Goliyon ki Raasleela Ram-Leela (2013) ، که فقط باید شوره خود را در بازار شهر با پیراهن بریده کند تا همه زنان را در حالت تعجب قرار دهد.



این فریبکاران ماچو هندو ، سرکش های شایان ستایش که بد رفتار می کنند ، اما اساساً دارای قلب طلا هستند ، کاملاً قاطعانه از رومئو در مقایسه با شکسپیر فاصله می گیرند.

بنابراین ، بر اساس این فیلم ها ، ممکن است بپرسیم: آیا نباید تیم های ضد رومئو را تشویق کنیم؟ اگر رومئو هندی نسخه ای از مردانگی هندو را که به تحقیر زنان بستگی دارد و با آنها به عنوان پله هایی در نردبان متلب برای موفقیت فردی توجیه می کند ، توجیه کرده است ، آیا ما نباید یک کمپین هماهنگ برای محدود کردن حقوق وی جشن بگیریم؟ اما داستان ضد رومئو بسیار پیچیده تر است ، زیرا شامل چندین عنصر دیگر است که به همان اندازه از نمایشنامه شکسپیر قابل تشخیص هستند. نخست ، رسوایی کاملاً غیرمنطقی عاشقانه بین جامعه وجود دارد. دوم ، نمایندگی زن محروم وجود دارد که اراده آنها باید توسط والدین و جامعه دیکته شود. و سرانجام ، اصرار مشکوک بر دین به عنوان وسیله ای برای تقدیس و کنترل خواسته وجود دارد.



آرجون کاپور در Ishaqzaade هیچ شباهتی به پیکره Montague در رومئو و ژولیت ندارد.

اولین مورد از این سه عنصر برای وسایل راست هندو به یک وسواس تبدیل شده است. گروه های زعفرانی مانند کارنی سنا ، که اخیراً از فیلم آینده پادماواتی سانجی لیلا بهنصالی عصبانی شده اند ، ممکن است ادعا کنند از ارائه ادعایی رویدادهای تاریخی که با ایدئولوژی آنها آمیخته نیست ، آزرده خاطر شده اند. اما به سختی می توان از این نتیجه گیری فرار کرد که آنچه کارنی سنا واقعاً به آن اعتراض دارد ، به تصویر کشیدن عاشقانه های بین جمعی هندو و مسلمان در رسانه ای محبوب مانند فیلم است.



عاشقانه های بین جمعی موضوع اقتباس های اخیر هندی و بنگالی از فیلم های رومئو و ژولیت نیز هست. اقتباس های قبلی هندی طایفه های متخاصم این نمایش را با اصطلاحات کمتر جنجالی نشان داده بودند: Ek Duuje Ke Liye (1981) رومئو را به عنوان یک تامیل و ژولیت را به عنوان یک سرخپوستان شمالی معرفی کرد. و در Qayamat Se Qayamat Tak (1988) ، ناسازگاری خانواده ای که عاشقان متقابل زوج پیشرو را به وجود می آورد ، نه از نفرت مذهبی ، جمعی یا طبقه ای ، بلکه از خشونت دیرینه ناشی می شود. در مقابل ، اسحقزاده رومئو هندو و ژولیت مسلمان را به ما هدیه می دهد ، همانطور که فیلم آپارنا سن در بنگالی/اردو Arshinagar (2015) نشان می دهد. این دو فیلم در نگاه عاشقانه بین ایمانی جشن می گیرند. با این وجود ، ممکن است بپرسیم: چرا این فیلم ها به ما رومئو مسلمان و ژولیت هندو نمی دهند؟ آیا سینمای هند نمی تواند چنین جودی را تصور کند؟

من استدلال می کنم که این جودی دقیقاً همان شبح است که چنین فیلم هایی را تکان می دهد. آرشینگار تصور می کند که پدر مسلمان ژولیت و مادر هندو رومئو زمانی عاشق بودند - اما ، گویا ، این یک عاشقانه است که هرگز اجازه توسعه آن داده نشد. اگر رومئو هندو به عنوان یک شخصیت سرگرم کننده پیش رو پذیرفته شود ، رومئو مسلمان تهدیدی واضح و فعلی است. این امر در وحشت سیاسی ایجاد شده پیرامون شخصیت ادعایی جهادی عشق مسلمان که قصد فریب زنان هندو را دارد ، مشهود است. جهادی عشق گفتمان ضد رومئو را نیز درگیر خود می کند. همانطور که حملات اخیر بر ضد ملی گرایان پوششی آسان برای بیان تضاد هندوها علیه مسلمانان ایجاد می کند ، گفتار ضد رومئو نیز که جهادی عشق را بدون نیاز به نام بردن مورد هدف قرار می دهد ، نیز به همین شکل است. در طول مبارزات انتخاباتی اخیر در اوتار پرادش ، یوگی آدیتیانات بارها از جهاد عشق به عنوان یک تهدید بزرگ در این ایالت یاد کرد. مطمئناً تصادفی نیست که از زمان تاسیس تیم های ضد رومئو ، دیگر نیازی به مراجعه به آن ندارد.



دومین عنصر آشنا از نمایشنامه شکسپیر که گفتمان ضد رومئو را پیچیده می کند ، انکار اختیار زنان در عشق است. والدین ژولیت از پذیرفتن این که او می تواند کسی را که او انتخاب کرده است دوست داشته باشد ، خودداری می کنند. گروه های ضد رومئو به نام حمایت از زنان و هدف قرار دادن بی صدا شخصیت رومئو مسلمان ، ژولیت را نیز نفی می کنند. آنها نمایندگی ژولیت را در عشق انکار می کنند. آنها او را از دوست داشتن رومئو از جامعه ای دیگر منع می کنند. آنها انکار می کنند که چنین عشقی می تواند چیزی غیر از اراده رومئو درنده باشد که ژولیت باید از او محافظت شود. این حمایت گرایی پدری طعم گفتمان ناسیونالیستی هندو را برای محافظت از بهاراتا ماتا در برابر مردان مسلمان غاصب خارجی دارد. در هر دو سناریو ، جنسیت فقط به مردان تعلق دارد. اگر رومئو یک شخصیت هندو در یک فیلم باشد ، تمایلات جنسی درنده مرد قابل جبران است. اما هنگامی که اجبار سیاسی برای جنایت مردان مسلمان وجود داشته باشد ، ناگهان این موقعیت غیرقابل جبران می شود. آنها نیز رومئوس نامیده می شوند ، اما این رومئوس ها دیگر سرکش دوست داشتنی نیستند ، بلکه عاشق جهادی ها هستند.



انواع مختلف گیاهان سرخس

فقط این نیست که تیم های ضد رومئو ژولیت را نادیده می گیرند و رومئو را عمومی می کنند. وجود آنها ثابت می کند که آنها محکوم به تکرار شرایطی هستند که نمایشنامه شکسپیر را به یک تراژدی تبدیل می کند. رومئو و ژولیت نمایشنامه ای در مورد عدم تحمل و نفرت جمعی است که توسط شبح جنسی بین جمعی ایجاد می شود. و اینجاست که عنصر سوم نمایشنامه با پدیده ضد رومئو تلاقی می کند. تنها نفرت خانواده های متخاصم نیست که عاشقان را به فاجعه می رساند. یک پیرمرد مجرد ، که خود را مشاور روحانی رومئو می داند و به شدت او را در برابر احساسات خشونت آمیز توصیه می کند (در این مورد ، او به عنوان یک تیم ضد رومئو یک نفره است) ، در نهایت مرگ عاشقان را تضمین می کند. توصیه های مذهبی در مسائل عشق در نمایش به عنوان راهی برای فاجعه ارائه می شود.

نمی دانم آیا یوگی آدیتیانات خود را در فیلم لارنس شکسپیر می شناسد یا خیر. اما ، اگر او واقعاً رومئو و ژولیت را بخواند ، می آموزد که فرار لارنس چیز عمیقی می گوید ، حتی اگر به توصیه های خود توجه نکند. Friar که در طب گیاهی مشغول فعالیت است ، به گلی اشاره می کند که سم در آن محل زندگی و قدرت درمانی دارد. با این خط ، شکسپیر یکی از مهمترین موضوعات نمایش را روشن می کند. تراژدی عاشقان از این واقعیت نشأت می گیرد که داروهای مسموم کننده ای برای کنترل دارویی عشق آنها اعمال می شود. فری لارنس از گلی مانند این ، سمی را بیرون می آورد که به ژولیت اجازه می دهد وانمود کند مرده است. Friar امیدوار است که این سم برای اهداف دارویی مفید باشد. اما بینش عمیق نمایش این است که این سم فقط می تواند عواقب مهلکی داشته باشد.

جاناتان گیل هریس استاد زبان انگلیسی در دانشگاه آشوکا و همچنین رئیس انجمن شکسپیر هند است.