مالا دیال. دو سال پیش ، وقتی نویسنده برجسته خوشوانت سینگ در 99 سالگی درگذشت ، بیش از 100 کتاب به اعتبار خود داشت. در حال حاضر ، یک کتاب جدید با عنوان من ، جوکرمن (شرکت کتاب الف ؛ 499 روپیه) بیش از 50 مقاله از او را جمع آوری کرده است ، برخی از آنها منتشر نشده است ، در دسته بندی های متنوع مانند خدایان ، طبیعت ، جنس و طنز. این کتاب توسط دختر 70 ساله سینگ مالا دیال ویرایش شده است. گزیده ای از مصاحبه:
این کتاب چگونه به وجود آمد؟
درخت ماگنولیا با گل های بنفش
در دو سال اخیر ، پدرم بسیار ضعیف بود و مطالب نوشته شده اش همه جا را فرا گرفته بود. او مرتباً آن کاغذها را داخل کارتن می کرد و زیر تختش می گذاشت. بعداً متوجه شدیم که در بین آنها مخزنی از مقالات وی وجود دارد که بسیاری از آنها منتشر نشده است. بنابراین ، من و دیوید (داویدار) وظیفه ماموت را بر عهده گرفتیم که برخی از این مقالات را مرتب کرده و آنها را در قالب کتاب کنار هم قرار دهیم تا خاطرات پدرم حفظ شود.
این سومین کتابی است که پس از مرگ وی منتشر می شود. آیا چیزهای بیشتری در راه است؟
مطمئناً ، زیرا من نمی خواهم هیچ یک از نوشته های او گم شود. اما نمی دانم چه زمانی ، زیرا من علاقه شخصی خود را دارم ، و وقت خود را به آن اختصاص می دهم. من دوست دارم با تصویرگران بنشینم و کتابهای کودکان را بر اساس اساطیر هند تهیه کنم.
آیا مرتب کردن کارتن های پر از مقالات او چیز جدیدی درباره پدر شما برای شما آشکار کرد؟
برخلاف تصور عمومی اش از مردی بی رحم ، از نظر من ، او به عنوان یک وطن پرست ، اما قدیمی به نظر می رسید ، به این معنا که او فردی بدبین نبود و می خواست کشورش بزرگ شود. او همچنین عصبانیت زیادی از نیروهای اخلال گر داشت و طرفدار مسلمانان و ضد بنیادگرایان بود.
او چگونه به وضعیت امروز کشور واکنش نشان می داد؟
او واقعاً در زمان امروز ناراحت می شد ، زیرا علاقه زیادی به آزادی بیان داشت. در هند امروز ، هرکسی که علیه نخست وزیر صحبت کند ، ضد ملی خوانده می شود و از تهاجم می ترسد.
شما مدتی است در خانه پدرتان سوجان سینگ زندگی می کنید ، که قبلاً انبارهای مشهوری به دست آورده بود بازدیدکنندگان و هنوز آن تابلو بیرون آویزان است: 'زنگ نزنید مگر اینکه از شما انتظار می رود'. دلت برای اونها تنگ شده شبهای شلوغ؟
حتی اگر من به طور موقت اینجا هستم ، روی تختی که والدینم از آن استفاده می کردند ، می خوابم. این خانه ای است که از کودکی در آن راحت هستم. برخی افراد پیشنهاد می کنند که آن را به موزه تبدیل کنند ، اما من احساس می کنم موزه ها مکان های مرده ای هستند. شما برای حفظ خانه ها به خانواده نیاز دارید. خانه بسیار مرتب تر از قبل به نظر می رسد ، اما به وضوح او را نشان می دهد. تمام اثاثیه و کتاب های او هنوز اینجا هستند. من دلم برای بازدیدکنندگان تنگ نمی شود زیرا خیلی اجتماعی نیستم. احساس می کنم که بسیاری از آنها از پدرم برای جلب نعمت استفاده می کردند. اما من دلم برای سرزندگی پدرم تنگ شده است - چگونه غذا و شایعات آبدار باعث می شود چشمان او حتی در آخرین روزهایش برق بزند.