پدر زاون یازیچیان با دانشجویان کالج ارمنی و آکادمی نیکوکاری در کلکته کالج ارمنی و آکادمی نیکوکاری به راحتی می توانند با یکی از مدارس مبلغ مسیحی که در کلکته مرکزی قرار دارد اشتباه گرفته شود. یک میدان وسیع در وسط محوطه وجود دارد ، جایی که پسران با پیراهن های رنگارنگ مشغول بازی فوتبال هستند. در راهروهای مشرف به زمین وسیع ، دختران شلوغ با دامن های هوشمند چک شده به کلاس های خود می شتابند. در تعطیلات ، در کافه تریای بدون حاشیه کودکان در صف مقابل پیشخوان چومین قرار می گیرند. اما این مدرسه شبیه هیچ مدرسه دیگری در کشور نیست. به مدت دو قرن ، دانش آموزان ارمنی از سراسر جهان به دنبال تعالی علمی به این مدرسه آمده اند. پدر زاون یازیچیان ، کشیش کالج ارمنی و آکادمی بشردوستانه (ACPA) ، کلکته می گوید که برای 10 سالی که آنها اینجا هستند ، ارمنی های روسیه ، ایران و ارمنستان کلکته را خانه خود می نامند. هفته گذشته ، مدرسه 195 مین سالگرد تاسیس خود را با حضور 100 نفر-که 60 نفر از آنها آخرین ارمنی هندی اصلی کلکته-بودند ، جشن گرفت.
این یکی از آن معدود مواقعی است که ما جوانان ارمنی را در اطراف می بینیم. پل استفان ، 69 ساله ، سرپرست کلیسای مقدس ناصره در بررابازار می گوید: در غیر این صورت ، ما جمعیتی از سالمندان هستیم. در این مراسم یک شام مجلل ارمنی-هندی برگزار شد و گروه کر ACPA هر دو سرود ملی هند و ارمنستان را پخش کردند. گروه جدیدی از دانشجویان ارمنی از ایروان ، پایتخت ، ونده ماتارام را نیز خواندند. ارامنه همیشه پذیرای فرهنگ های مختلف بوده اند. به همین دلیل است که ما هزاران سال در هند زنده مانده ایم. یازیچیان می گوید ما با خانواده های هندی ازدواج کرده ایم و فرهنگ آنها را پذیرفته ایم.
این مدرسه جواهری در تاج جامعه شکوفایی ارمنی ها در کلکته است. این جمعیت که در دهه 1940 حدود 2000 نفر بود ، امروز به 60 رای دهنده ارمنی ثبت شده کاهش یافته است. Sunil Sobti ، سرپرست کلیسای مقدس ناصره ، می گوید که ما اکنون فقط این مدرسه را برای ادامه امور داریم. سوبتی از طرف مادرش نیمه ارمنی است.
غذاهای سراسر جهان
داستان ارمنیان در هند روایت فتح انگلیسی ها ، مغول ها و حتی پرتغالی ها را ندارد. آنها فقط برای تجارت از غرب آسیا به اینجا آمده بودند. ما استعمارگر نبودیم. ما مدتها قبل از مغولها به اینجا مهاجرت کردیم. ارمنی ها برای خرمن و ادویه جات اینجا بودند. آنها مسیرهای زمینی را از طریق ایران و افغانستان طی کردند. در زمان حکومت اکبر ، اولین تأسیس ارمنی در آگرا شکل گرفت. سوبتی می افزاید ، از آن زمان ، جوامع ارمنی در شهرهای بندری مانند بمبئی ، کلکته و چنای مستقر شدند.
ساختمان مدرسه در دهه 1950 ؛ دانش آموزان در اتاق خوابگاه دانشکده در یک عکس بدون تاریخ شطرنج بازی می کنند (منبع: بایگانی ACPA) دو دقیقه پیاده روی از کالج ارمنی و آکادمی خیریه یکی از برجسته ترین نقاط دیدنی شهر ، عمارت ملکه در خیابان پارک است. بنای وسیع با نمای گوتیک به نظر می رسد یادآور گذشته بریتانیایی کلکته باشد. یک مورخ خلاف این را به شما می گوید. این عمارت در واقع به عنوان عمارت گالستون شناخته می شد ، که توسط یکی از برجسته ترین خانواده های ارمنی شهر ، گالستون ساخته شده است. جی ام کاپور از INTACH می گوید ، آنها تاجران ثروتمندی بودند و یکی از پسران خانواده ، یوهانس کاراپیت گالستون ، که به کالج ارمنی رفته بود ، 25000 روپیه برای یادبود نمادین ویکتوریا کمک کرد. یکی دیگر از مکانهای دیدنی کلکته ، هتل بزرگ (امروزه Grand Oberoi) توسط تاجر ارمنی ، آراتون استفان ، ساخته شده است ، وی همچنین استفان کورت را در خیابان پارک ، جایی که Flury’s ، یک شیرینی فروشی نمادین ، واقع شده است ، ساخته است.
یازیچیان که در دفتر وسیع خود در ACPA نشسته است ، در مورد مشارکت جامعه ارمنی کلکته ، به ما می گوید و تأکید می کند که به اندازه کافی در مورد آن نوشته نشده است. پل چتر ، که در سال 1902 شوالیه شد ، یکی از اعضای برجسته جامعه ارمنی در اینجا بود. او در اواخر قرن نوزدهم به هنگ کنگ مهاجرت کرد و یک بانکدار مشهور در آنجا بود. گوهر جان خواننده کلاسیک هندوستانی ارمنی تبار بود. او می گوید که ارامنه کلکته عمدتاً در تجارت املاک ، تجارت و حمل و نقل فعالیت می کردند.
تا سال 1947 ، جمعیت ارمنیان در کلکته که حدود 25000 نفر در اواسط قرن 18 بود ، به چند هزار نفر کاهش یافت. آزانیو جوآکین ، 50 ساله ، از تبار ارمنی بنگالی ، به یاد می آورد که چگونه اوضاع طی چند دهه به شدت تغییر کرد. او می گوید که وقتی در حال بزرگ شدن بودم ، در دهه 1960 و 70 ، چندین نانوایی ارمنی مانند نانوایی میناس وجود داشت که در شیرینی های سنتی ارمنی مانند گاتا ، یک کیک شیرین و خوش طعم تخصص داشتند.
گیاهان خوش شانس در فنگ شویی
زندگی اجتماعی آنها در کلکته بر دو ستون برجسته استوار بود - باشگاه ورزشی ارمنی در خیابان مایو و عمارت ملکه. جشن کریسمس در عمارت ملکه یکی از مهمترین رویدادهای تقویم ما بود. به یاد دارم که بزرگان رقص سنتی روبان را اجرا می کردند. جوآکین ، که یکی از معدود ارمنی هایی است که در کلکته باقی مانده است ، می گوید: مهمانی ها در اواخر دهه 1980 متوقف شد ... ما تقریباً هیچ فردی برای حضور در آنها باقی نگذاشت. اکثر دوستان من در دهه 1980 به کانادا نقل مکان کردند ، من به دلیل اشتغال در یک مدرسه عقب ماندم. در حال حاضر ، دخترم در یک شرکت مشاوره نرم افزاری در ایالات متحده مشغول به کار است. او می گوید قصد بازگشت ندارد.
عصر است و در خیابان سودر ، پناهگاه کوله پشتی کلکته ، ساسون زاروکین 24 ساله و داوید گوراگگان 25 ساله ، ما را به پاتوق مورد علاقه خود ، هتل Fairlawn هدایت می کنند. باغ آبجو در فضای باز هتل به دلیل داشتن فضای آرام در بین جوانان ارمنی بسیار محبوب است. این جایی است که اکثر دانش آموزان ارمنی را هنگامی که مقداری پول در جیب خود داشته باشند ، خواهید یافت. در غیر این صورت ، ما در محل چای درست بیرون دانشگاه خود هستیم ، می گوید Zarookin.
انواع مختلف گیاهان مار
تقریباً یک دهه پیش ، هنگامی که زاروکین از تهران ، به کلکته نقل مکان کرد ، نمی دانست که برای چه چیزی ثبت نام کرده است. تنها چیزی که می دانستم این بود که رفتن به ACPA یک امر معتبر است. ارامنه در سراسر جهان نام این مدرسه را شنیده اند. زاروکین ، که اکنون مدرک MBA خود را از یک موسسه مدیریت برجسته در شهر دنبال می کند ، می گوید این دومین موسسه قدیمی آموزشی ارمنی در جهان است. زاروکین می گوید غذا بسیار متفاوت بود ، اما ظرف چند ماه به شهر و فرهنگ آن عادت کردم.
گوراگگان ، که از تهران است ، فقط در یک مورد مطمئن بود - راگبی. من با زبان انگلیسی خوب نبودم ، فقط در راگبی بازی می کردم. او می گوید که به من گفتند مدرسه تیم راگبی قوی دارد ، بنابراین من هیجان زده بودم. از زمانی که او 10 سال پیش به کلکته نقل مکان کرد ، هفت بار نماینده هند در مسابقات راگبی تمام هند و جنوب شرقی آسیا بوده است. ارامنه واقعا در راگبی مهارت دارند. او می گوید ما به طور طبیعی تهاجمی هستیم.
هر دو آنها یک سال دیگر در کلکته خواهند ماند. آنها قصد دارند آن را در ایالات متحده یا کانادا بزرگ کنند. چه می توانیم بکنیم؟ من آینده ای را در اینجا تصور نمی کنم ، اما کلکته همیشه خانه دوم من خواهد بود. زاروکین می گوید شاید بچه هایم را برای تحصیل به اینجا بفرستم.